هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 17 فروردين 1404
ساعت 08:52
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 1 دى 1395 ساعت 20:20
چهارشنبه 1 دى 1395 20:20 ساعت
2016-12-21 20:20:45
شناسه خبر : 261661
در حوزه تهران، تعلیم همه علوم متداول در سایر حوزه ها مانند ادبیات، فقه و اصول، فلسفه و تفسیر قرآن معمول بود وعلمای برجسته‌ای در این زمینه ها به تدریس و تحقیق مشغول بودند، اما تا آن زمان سابقه نداشت عالمی پیدا شود که به اکثر این علوم تسلط داشته باشد.
در حوزه تهران، تعلیم همه علوم متداول در سایر حوزه ها مانند ادبیات، فقه و اصول، فلسفه و تفسیر قرآن معمول بود وعلمای برجسته‌ای در این زمینه ها به تدریس و تحقیق مشغول بودند، اما تا آن زمان سابقه نداشت عالمی پیدا شود که به اکثر این علوم تسلط داشته باشد.

گروه معارف - رجانیوز: حوزه تهران را باید حلقه واسط میان حوزه‌های بزرگ و اصلی آن عصر مانند نجف، کربلا و اصفهان و نیز حوزه‌های فرعی شهرستان‌های ایران دانست.

 

به گزارش رجانیوز مطالعه زندگی علمای تهران نشان می‌دهد که بسیاری از طالبان علوم حوزوی که به این حوزه می‌آمدند، پس از گذراندن مقدمات یا سطح، برای تحصیلات عالی به عتبات عراق یا اصفهان می‌رفتند و در آنجا به درجه اجتهاد می‌رسیدند. سپس از میان آنان، شماری در اصفهان یا عتبات ماندگار می‌شدند، عده‌ای به زادگاه‌شان برمی‌گشتند و گروهی دیگر به تهران می‌آمدند و در آنجا به تدریس در سطوح عالی اشتغال می‌ورزیدند و احیاناً در جایگاه مرجع ایفای وظیفه می‌کردند.

 

نوشتار زیر تحقیقی است موجز در باره تاریخچه حوزه علمیه کهنسال تهران و علمایی که با آن در ارتباط بودند. با تشکر از گروه فرهنگی مجازی «قرب الی الله» که ما را در تکمیل این نوشتار یاری رساندند.

 

تاریخچه

 

پس از آنکه آغا محمدخان قاجار در سال ۱۲۰۰ تهران را به پایتختی ایران برگزید و پس از توسعه شهر از زمان فتحعلی شاه (۱۲۱۲ـ۱۲۵۰ ق) به این سو، مدارس و نیز مسجدمدرسه‌های فراوانی به همت مؤمنین و علما در این شهر بنا شد.

 

در پی‌گیری سیاست توسعه تهران، در دوره محمدشاه، فضلای حوزه‌های دیگر، برای رونق این حوزه به تهران مهاجرت کردند.

 

بدین ترتیب با روی آوردن علما و طلاب علوم دینی به تهران که در مجاورت شهر مذهبی ری، و حرم حضرت عبدالعظیم حسنی قرار دارد حوزه علمی بزرگی در پایتخت جدید ایران پی افکنده شد که به سرعت پیشرفت کرد.

 

تداوم مدرسه‌سازی در سرتاسر دوره قاجار در این شهر و نیز جمعیت روزافزون طلاب تهران گواه این پیشرفت است.

 

بنا بر یک گزارش آماری، در دوره ناصرالدین شاه قاجار (۱۲۶۴ـ۱۳۱۳)، ۴۷ باب مسجد، که بسیاری از آنها مدرسه نیز داشته‌اند، ۳۵ باب مدرسه و ۴۶۳ ۱ طلبه به ثبت رسیده است.

 

جمعیت طالبان علوم دینی در دوره‌های بعد نیز روی به افزایش داشت، چنان‌که مثلا در دوره مظفرالدین شاه (۱۳۱۳ـ۱۳۲۴) انجمن طلاب مشروطه‌خواه، که از تشکل‌های حوزوی بود، بیش از هزار عضو داشت.

 

در آن دوره، طلاب علوم دینی از بسیاری از شهرهای ایران برای تحصیل به تهران می‌آمدند.

 

از اسم و نسبت بسیاری از علمای مقیم تهران در عهد ناصری آشکارا پیداست که بیشترشان از شهرهای مختلف ایران به تهران آمده بودند.

 

مدارس

 

تدریس علوم دینی، صرف نظر از مواردی که در منازل علما صورت می‌پذیرفت، عموماً در مدارسی بود که به همین منظور ساخته شده بودند.

 

این مدارس به مدارس دوره صفویه، دوره قاجار تا آغاز سلطنت ناصرالدین شاه (۱۲۶۴)، دوره پنجاه ساله ناصری و مدارس پس از این دوره تقسیم می‌شود؛

 

اواخر صفویه

 

در میان مدرسه‌های پیش از عصر قاجاری دو مدرسه مشهورند: یکی مدرسه حکیم هاشم و دیگری مدرسه رضائیه، هر دو متعلق به قرن دوازدهم درخور ذکرند.

 

حکیم هاشم

 

مدرسه نخست را فردی به نام حکیم هاشم در اواخر دوره صفوی ساخت.

 

شیخ محمدجعفر استرآبادی معروف به شریعتمدار (متوفی ۱۲۶۳)، از بزرگان علمای امامی، در این مدرسه اسکان یافت و به تدریس مشغول شد.

از شاگردان معروف وی در این مدرسه می‌توان به نصراللّه استرآبادی، میرزا محمد اندرمانی و جعفر بن محمدطاهر نوری اشاره کرد.

 

رضائیه

 

دومین مدرسه، مدرسه رضائیه به ملا آقارضا فیروزآبادی (متوفی ۱۱۱۷) منسوب است و ابوالحسن طهرانی (متوفی ۱۲۷۲)، از فقهای بنام سده سیزدهم، پیش از سفر علمی به اصفهان و عراق در همین مدرسه نزد مدرّسی به نامِ سید آقا مقدمات علوم را خوانده بود.

 

دوره قاجار

 

درمیان مدارس اوایل دوره قاجار و پیش از عصر ناصری، درباره چند مدرسه، از جمله مروی، صدر و دارالشفا اطلاعات بیشتری در دست است.

 

مروی

 

حاج محمدحسين‌خان مروي‌ فرزند بايرام‌علي‌ و از تيره عزالدين‌لو شاخه اشاقه باش ايل قاجار حاكم مرو بود. در اوايل سلطنت فتحعلي‌شاه، ازبك‌ها به مرو حمله كردند و محمدحسين خان شكست خورد و در سال 1214 هجري قمري حدود 200 سال پيش به تهران آمد.

 

 

محمدحسين خان که ملقب به فخرالدوله بود در سال 1231 قمري، در زميني دركوچه مروي واقع در خیابان ناصرخسروی کنونی مسجد و مدرسه علوم ديني در مجاورت آن بنا كرد. او بعد‌ها باغي را كه در جنوب آن مسجد و ضلع جنوبي كوچه مروي داشت، وقف مسجد و مدرسه ديني‌اش نمود. خان مروي فرزندي نداشت و قسمت اعظم اموال خود را به ايجاد مدرسه‌ طلاب علوم ديني تخصيص داد. در پايان عمر تمام اموال و املاك مزروعي را كه مشتمل بر چند پارچه آبادي و نيز چندين خانه، دكان و غيره بود به همين منظور وقف مسجد و مدرسه كرد. زميني كه هم‌اكنون محل دبيرستان مروي و ساير موقوفات مروي است‌ به وسيله خان مروي وقف گرديد، او كار نيمه‌تمام مدرسه را به حاج ميرزا مسيح استرآبادي كه از روحانيان تهران بود، سپرد و چگونگي ساخت و استفاده بنا را نيز به عهده او نهاد.

 

محمدحسين‌ خان مدتي بعد در تهران وفات يافت‌. حاج ميرزا مسيح، ساختمان را وقف مدرسه علوم ديني كرد و نيز قسمتي از آن را به مسجد اختصاص داد. چند سال بعد حاج ميرزا مسيح به تحريك مردم به قتل گريبايدوف متهم گرديد و از ايران تبعيد و به عتبات فرستاده شد. پس از میرزا مسیح تهرانی، تعدادی از علما از جمله میرزا حسن آشتیانی، ملا علی کنی، شیخ احمد آشتیانی، شیخ محمد باقر آشتیانی و در ادامه با حکم امام خمینی(قدس سره)، شیخ محمد رضا مهدوی کنی تولیت بودند و در حال حاضر نیز با حکم رهبر معظم انقلاب آیت الله سید علی خامنه‌ای(حفظه الله)، حجت الاسلام شیخ احمد محسنی گرکانی عهده دار تولیت می باشد.

 

 

مروی استادان و مدرسان زیادی به خود دیده که خیلی از آنان متأسفانه به علل مختلف گمنام باقی مانده اند، از جمله می‌توان به شیخ جمال‌الدین نوری ملقب به حاج آقاجمال (۱۳۶۴-1276شمسی، مزار حرم حضرت عبدالعظیم رواق جنب ضریح امامزاده طاهر، شماره سنگ مزار ۵۱۱۲) که از مجتهدین و اکابر عصر خود و دانش آموخته نجف و پسر دایی مرجع شهید، علامه شیخ فضل الله نوری بود، اشاره کرد. وی از چهار مرجع تقلید زمان (آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، آیت الله میرزا محمد حسین نائینی، آیت الله شیخ ضیاءالدین عراقی و آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی) اجازه اجتهاد داشت و دارای تألیفاتی از جمله حاشیه بر فرائد الاصول و حاشیه بر رسائل شیخ مرتضی انصاری بود. مجتهدی مبارز و از یاران وفادار امام خمینی(ره) محسوب می شد و در کارنامه خود سابقه حبس در دوره رضاخان و محمدرضا پهلوی را داشت. امام خمینی(ره) را مرجع اعلم می دانست و اطاعت از ایشان را واجب. امام در دوره تبعید از طریق دوستی مشترک (سید محمد صادق لواسانی) برای او پیغام می فرستادند و آرزوی سلامتی می کردند.

 

آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی

 

متأسفانه به علت تغییر نسل و نبود سیستم بایگانی در قدیم، تعداد زیادی از علما، همچنان گمنام باقی مانده و اسم، آثار، سوابق و اطلاعات‌شان در خیلی از موارد ازبین رفته است. مانند سید محمد حسن شریعتمدار جهرمی (شیرازی)؛ در حال حاضر نیز مدرسینی همچون، سید ابوالفضل موسوی تبریزی (مرحوم)، سید ابراهیم خسروشاهی، محمد جعفری اراکی و... در آن مشغول تدریس بوده و می‌باشند.

 

مروی در کلام امام راحل: مدرسه مروی "فیضیه" تهران و بزرگترین و اصیل ترین حوزه علمیه تهران بوده است.

 

صدر

 

بانی مدرسه صدر که در جلوخان مسجد سلطانی (نام کنونی آن: مسجد امام) قرار داشت، میرزا شفیع، صدراعظمِ فتحعلی شاه در بین سال‌های ۱۲۱۵ تا ۱۲۳۴، بود و این مدرسه به همین سبب به مدرسه میرزا شفیع نیز شهرت یافت.

 

میرزا محمدرضا قمشه‌ای (متوفی ۱۳۴۸ش) حکیم برجسته و شاگردانش میرشهاب‌الدین نیریزی شیرازی (متوفی ۱۳۲۰) و میرزا محمود کهکی قمی (متوفی ۱۳۴۶)، متخلص به رضوان، در مدرسه صدر تدریس می‌کردند.

 

 

 

سید اشرف‌الدین گیلانی، مشهور به نسیم شمال شاعر مشهور و سراینده اشعار نشریه نسیم شمال، در همین مدرسه حجره داشت.

 

 

آیت الله شیخ عبدالحسین رشتی (متوفی ۱۳۷۳)، فیلسوف و فقیه برجسته، در سال‌های قبل از عزیمت به نجف در ۱۳۲۳ در این مدرسه ادبیات درس می‌داد.

 

آیت الله شیخ عبدالحسین رشتی
 

دارالشفا

 

مدرسه دارالشفا نیز از دیگر مدارس شناخته شده این دوره است.

 

اطلاق دارالشفا به این مدرسه از آن رو بود که فتحعلی‌شاه ساختمان آن را ابتدا برای بیمارستان در نظر گرفته بود

 

به نوشته شیخ آقابزرگ طهرانی،  شیخ رمضان اَلَموتی در ۱۲۳۶ در این مدرسه سکونت داشت و آیت الله ابوالحسن جلوه (متوفی ۱۳۱۴) نیز سال‌ها در این مدرسه ساکن بود.

 

 

از محصلان مشهور مدرسه دارالشفا، میرزا طاهر منشی اصفهانی، متخلص به شعری و ملقب به دیباچه نگار (۱۲۲۴ـ۱۲۷۰) مؤلف کتاب ادبی گنج شایگان، بود. شیخ محمدحسن طالقانی (۱۲۸۷ـ۱۳۷۱)، از علمای بزرگ تهران، نیز در این مدرسه فقه و اصول درس می‌داد.

 

برهان

 

یکی دیگر از مدارس قدیم تهران، مدرسه برهان است.

 

این مدرسه که ظاهراً در دوره فتحعلی شاه ساخته شده بود، همان مدرسه‌ای است که حاج میرزا آقاسی، پس از مرگ محمد شاه (۱۲۶۴) و قبل از ورود ناصرالدین شاه به پایتخت، از بیم جان در آن بست نشست.

 

در قبل ازانقلاب، به همت شیخ علی اکبر برهان (متوفی ۱۳۳۹ ش)، پیش‌نماز مسجد لرزاده در خیابان خراسان، تعمیرات کلی در این مدرسه به عمل آمد.

 

شیخ علی اکبر برهان

 

شیخ محمود علائی (متوفی ۱۳۶۵ ش)، از شاگردان آیت الله العظمی سید حسین طباطبایی بروجردی نیز چندی سرپرست این مدرسه بود و در آن تدریس می‌کرد.

 

آیت الله العظمی سیدحسین طباطبایی بروجردی

 

دوره ناصری

 

در دوره طولانی سلطنت ناصرالدین شاه، مدارس بسیاری توسط مؤمنین و علما در تهران ساخته شد.

 

شیخ العراقین

 

از جمله این بناها، یکی مسجدمدرسه شیخ العراقین است که اکنون به نام مدرسه و مسجد ترک‌ها یا آذربایجانی‌ها نیز معروف و در بازار قدیم تهران واقع است.

 

بانی این مدرسه شیخ العراقین حاج عبدالحسین بود که آن را از مال الوصایه امیرکبیر در ۱۲۷۰ بنا کرد. ۲۶ باب دکان وقف این مسجدمدرسه بوده است.

 

آصفیه

 

دیگر مدرسه عهد ناصری، مدرسه آصفیه است که آن را حاج محمد قلی خان آصف‌الدوله، از مال الوصایه میرزا ابوالحسن خان، وزیر خارجه ناصرالدین شاه، در ۱۲۷۷ در بازار تهران ساخت.

 

آیت الله سید رضا فیروزآبادی (متوفی ۱۳۴۴ ش)، عالم خیّر و بانی بیمارستان فیروزآبادی شهر ری در همین مدرسه تحصیل کرد و در آنجا اقامت داشت.

 

آیت الله سید رضا فیروزآبادی

 

خازن الملک

 

مدرسه دیگر این دوره، مدرسه خازن الملک است که آن را حاج رحیم خازن الملک در ۱۲۹۵ وقف کرد.

 

سرپرستی این مدرسه در دست خاندان آشتیانی بود.

 

آیت الله شیخ محمدتقی آملی (متوفی ۱۳۹۱) تحصیلات مقدماتی خود را در همین مدرسه گذراند.

 

آیت الله شیخ محمدتقی آملی

 

معیّرالممالک

 

مدرسه معیّر الممالک/ دوست‌علی خان، از دیگر مدارسی بود که در عهد ناصری ساخته شد.

 

دوست‌علی خان معیّر الممالک، صاحب مناصب مهم حکومتی در عصر قاجار، این مدرسه را در ۱۲۹۰، سال آخر عمرش، در نزدیکی امام‌زاده سید نصرالدین(سید ناصرالدین، از نوادگان امام محمد باقر علیه السلام) ساخت و اراضی و مغازه‌ها و حمام‌های متعددی را وقف آن کرد.

 

شیخ محمدصادق طهرانی (متوفی ۱۳۱۴) فقیه برجسته و برادرش مولا محمد طهرانی، از مدرّسان بنام این مدرسه بودند و طلاب بسیاری از محضرشان استفاده می‌کردند.

 

از دیگر استادان این مدرسه، سید صالح خلخالی (متوفی ۱۳۰۶)، شاگرد برجسته حکیم جلوه، و شیخ علی مدرس تهرانی (متوفی ۱۳۷۴)، فقیه برجسته و از شاگردان میرزا محمدتقی شیرازی و آخوند خراسانی، بودند.

 

آیت الله العظمی آخوند محمد کاظم خراسانی

 

شیخ مهدی عبدالرب‌آبادی، مشهور به شمس العلما از مؤلفان نامه دانشوران ناصری، در همین مدرسه درس خوانده بود.

 

صنیعیه

 

مدرسه صنیعیه یا حاج ابوالحسن نیز از مدارس دوره ناصری است که به همت حاج ابوالحسن اصفهانی، ملقب به صنیع الملک و دارای منصب معمارباشی‌گری، ساخته شد و بنای آن در ۱۳۰۳ به پایان رسید.

 

کاظمیه

 

مدرسه مهم دیگر، کاظمیه ساخته میرزا سید کاظم، مستوفیِ سلطنتی بود که علی اکبر مجتهد تفرشی در آن تدریس می‌کرد.

 

دانگی

 

مدرسه دانگی نیز از مدارس پراعتبار عصر ناصری است.

 

مؤسس این مدرسه سید جعفر لاریجانی بود که در برخی مکتوبات، نام مؤسس مدرسه سید حسین لاریجانی ضبط شده است.

 

از بزرگ‌ترین مدرّسان این مدرسه، میرزا حسن کرمانشاهی (متوفی ۱۳۳۶) بود که پس از استادش، ابوالحسن جلوه، کرسی تدریس حکمت را در اختیار داشت.

 

 

شیخ داوود لاریجانی (متوفی بعد از ۱۳۱۵) از فقهای تهران و شیخ آقابزرگ طهرانی در همین مدرسه حجره داشتند و تحصیل می‌کردند.

 

 

منیریه

 

دیگر مدرسه شناخته شده دوره ناصری، مدرسه منیریه، متصل به بقعه امامزاده سید نصرالدین در خیابان خیام تهران بود که به همین اعتبار نام سید نصرالدین نیز بدان داده‌اند.

 

این مدرسه از بناهای امیرنظام، حاکم تهران بود که خواهرش منیرالسلطنه، همسر ناصرالدین شاه، به تکمیل آن همت گماشت و در ۱۳۱۱ با مراسمی خاص افتتاح شد.

 

ملا محمد هیدجی (متوفی ۱۳۱۴)، حکیم برجسته حوزه تهران، و میرزا ابراهیم بن ابی الفتح زنجانی (متوفی ۱۳۵۱)، فقیه، فیلسوف و ریاضی‌دان برجسته، از استادان مشهور این مدرسه بودند و شیخ آقابزرگ طهرانی، دانش حساب و هیئت را در این مدرسه خواند.

 

دیگر مدارس

 

به جز این ها مدارس و مسجدمدرسه های دیگری نیز در دوره ناصری دایر بود، مانند سپهسالار، عبدالله خان، حاج ابوالفتح/فتحیه، آقا رضاخان و نیاکی.

 

سپهسالار

 

مدرسه عالی شهید مطهری یا مدرسه سپهسالار یا مدرسه ناصری از مؤسسات آموزش عالی و دانشگاهی ایران در تهران؛ بنایی با معماری سنتی ایرانی که در سال ۱۲۹۶ق توسط میرزا حسین خان سپهسالار بر اساس نهاد وقف آغاز شد و در سال ۱۳۰۳ق (۱۲۶۱ش) پایان پذیرفت.

 

 

این مدرسه با هدف بهره‌گیری از علوم جدید در پیشبرد معارف اسلامی پایه‌گذاری شد و اولین فعالیت‌های آموزشی خود را در سال ۱۳۱۳ ق و با حضور ۵۰ طلبه، به همت میرزا ابوالفضل مجتهد کلانتر تهرانی آغاز کرد. پس از انقلاب در سال ۱۳۶۱ش مدرسه عالی شهید مطهری با پذیرش دانشجو در رشته علوم دینی، دورۀ جدید فعالیت‌های منسجم و مدوّن علمی خود را آغاز کرد و چندی بعد رشته‌های فقه و حقوق اسلامی و فلسفه و حکمت اسلامی در دو سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد جایگزین رشته مذکور شد.

 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی شیخ محمد امامی کاشانی با حکم امام خمینی(ره) به تولیت مدرسه عالی منصوب گردید. همچنین این مدرسه از «مدرسه سپهسالار» به «مدرسه عالی شهید مطهری» تغییر نام داد و در نهایت با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۳۸۹ «دانشگاه شهید مطهری» نامیده شد. شهید سید حسن مدرس در زمان استبداد رضاخانی در این مدرسه نیز تدریس می نمود.

 

پس از عهد ناصری

 

ساخت مدارس علمیه پس از عصر ناصری از رونق افتاد.

 

محمودیه

 

 یکی از مدارس پس از عصر ناصری به نام محمودیه است که سید محمود جواهری آن را در ۱۳۲۵ در سرچشمه تهران ساخته بود.

 

سرآمدِ استادان این مدرسه، آیت الله شیخ عبدالنبی نوری (متوفی ۱۳۴۴)، از مراجع تقلید تهران و استاد بسیار برجسته فقه و اصول، بود.

 

آیت الله شیخ عبدالنبی نوری 

 

بر اساس وقف‌نامه مدرسه، افراد عاطل و دانش‌گریز حق سکونت در مدرسه را نداشتند و فقط طلاب درس‌خوان و نیک‌اندیش مجاز به سکونت در مدرسه بودند.

 

نیز کسانی که فقط حکمت خوانده بودند حق اقامت در مدرسه را نداشتند مگر آن‌که یک دوره فقه و اصول را نیز گذرانده باشند.

 

هم‌چنین طلاب می‌بایست به قرائت روزانه یک حزب از قرآن پای‌بند می‌ماندند.

 

دوره تحصیل مدرسه، که بیشتر درس‌های آن به فقه و اصول اختصاص داشت، دوازده سال به درازا می‌کشید و طلاب هرچند گاه می‌بایست در آزمون شرکت می‌کردند.

 

نکته جالب توجه آن‌که خود طلاب بر دست‌اندرکاران مالی مدرسه نظارت می‌کردند.

 

از مدرّسان قدیم‌تر این مدرسه میرزا محمدتقی گرکانی (متوفی ۱۳۳۶) بود که شیخ آقابزرگ طهرانی در درس مکاسب و قوانین وی شرکت کرده بود.

 

لرزاده

 

پس از سقوط رضا خان که پی‌گیر سیاست‌های ضد مذهب و روحانیت بود، در دهه ۱۳۲۰ ش، شیخ علی اکبر برهان (متوفی ۱۳۳۹ ش) اقدام به تأسیس مدرسه لرزاده کرد.

 

 

میرزا علی‌آقا فلسفی، مجتهد نام‌دار ساکن مشهد (متوفی ۱۳۸۴ ش)، پس از بازگشت از نجف و پیش از انتقال به مشهد، چندی در این مدرسه کفایه تدریس می‌کرد.

 

 

مؤسسات جدید آموزشی

 

حوزه علمیه تهران با بهره‌مندی از تجارب گران‌بهای آموزشی و برخورداری از مدرّسان زبردست در علوم ادبی و حکمت و نیز طب و ریاضی، در نقش مستحکم‌ترین پشتوانه علمی مراکز جدید آموزشی ظاهر شد.

 

پیوند این حوزه با این‌گونه مراکز، از دارالفنون گرفته تا دانشگاه تهران و برخی دبیرستان‌ها و دبستان‌ها، چنان بوده که می‌توان این مراکز را به گونه‌ای مولود حوزه تهران تلقی کرد.

 

با راه‌اندازی مؤسسه دارالفنون در تهران، که هدف اعلام شده آن پیشرفت صنعت و فرهنگ بود، بسیاری از استادان و مدرّسان حوزه به تدریس در این مؤسسه روی آوردند.

 

علمای حوزه علاوه بر تدریس در این مؤسسات جدید آموزشی، خود نیز در راه‌اندازی این‌گونه مدارس سهیم شدند یا دست‌کم توسعه و تقویت آن‌ها را تشویق می‌کردند.

 

مسجد مدرسه مجدالدوله (مجد)

 

مرجع شهید علامه شیخ فضل‌اللّه نوری، مردم دیندار را به راه‌اندازی مدرسه‌های جدید ترغیب می‌کرد و خود نیز در کمک به این راه پیش‌قدم شده بود. در یک نمونه "مسجدمدرسه ای" بزرگ را با ترغیب مجدالدوله که از متدینین معتمد و مورد وثوق مردم ودارای تمکن مالی بود در محله سنگلج(حسن آباد) ساخت و راه اندازی نمود.این مسجدمدرسه که اکنون نیز حوزه ای فعال است به نام "مجد" شهرت دارد. این مسجدمدرسه دارای چهار شبستان بزرگ، ۱۱حجره و کتابخانه و با حیاطی وسیع و زیبا می باشد. مرجع شهید شخصاً در مراسم افتتاح آن شرکت نمود. نماز جماعت به امامتش برگزار گردید و متولی و پیشنماز آنرا تعیین واعلام نمود که یکی ازشاگردان و یارانش به نام ملا محمد آملی(پدر شیخ محمد تقی آملی) بود که در قضایای دستگیری و شهادت مرجع شهید به دست عوامل انگلیس، او را نیز دستگیر و بعد ها به یکی از نقاط مازندران تبعید نمودند. هم اکنون شیخ یحیی عابدی مسئولیت اداره آنجا را بر عهده دارد.

 

 

برخی دیگر از مهم‌ترین مدارسی که به مباشرت علمای حوزه، در تهران ایجاد شده است عبارتند از:

 

مدرسه قدسیه که میرزا ابراهیم لاریجانی معروف به سیّد العلماء (متوفی ۱۳۳۳) از شاگردان میرزا محمدحسن آشتیانی و ابوالحسن جلوه به ایجاد آن همت گماشت.

 

آیت الله میرزل نحندحسن آشتیانی

 

مدرسه اسلام که بانی آن سید محمد طباطبائی و مدیرش پسر او، محمدصادق طباطبائی، بوده است.

 

مدرسه ضیاءالدین درّی از فلاسفه حوزه اصفهان/ دبستان نو، مخصوص دختران، دبستان نو، مخصوص پسران و کودکستان و چند مؤسسه مشابه دیگر که بانی آن‌ها شیخ جواد فومنی حائری (۱۳۳۰ ق ـ ۱۳۸۴/۱۳۴۳ ش) بوده است.

 

مدرسه علوی که به اهتمام تنی چند از روحانیان و دانشگاهیان و در رأس آنان شیخ علی اصغر کرباسچیان معروف به علامه در ۱۳۳۵ ش بنیاد نهاده شد.

 

کرباسچیان خود از درس‌آموختگان حوزه تهران و قم بود و تألیف رساله فارسی توضیح المسائل آیت الله العظمی سید حسین بروجردی از ابتکارات اوست؛

 

 

مدرسه‌های متعددی که شیخ عباسعلی اسلامی پس از شهریور ۱۳۲۰ در تهران دایر کرد.

 

 

مدارس دیگر

چیذر

 

موسس مدرسه چیذر که در میدان چیذر (شهید اندرزگو) در منطقه یک شهر تهران واقع شده آیت الله علی اصغر هاشمی علیا
می باشد.

 

در ۱۳۴۵ ش در این مدرسه حدود پنجاه طلبه مشغول تحصیل بوده‌اند.

 

سید علی اندرزگو، از مبارزان مشهور زمان شاه، در همین مدرسه تحصیل کرده است.

 

مجتهدی

 

مدرسه مجتهدی، واقع در خیابان ۱۵ خرداد، در ۱۳۳۵ ش پایه‌گذاری شد.

 

 

این مدرسه در کنار مسجدی به نام ملا محمدجعفر از مساجد عهد قاجار ساخته شد، بدین ترتیب که در ۱۳۳۵ ش، شیخ احمد مجتهدی تهرانی (۱۳۰۲ ش ـ ۱۳۸۶ ش)، از دانش‌آموختگان حوزه قم، به درخواست جمعی از مردم به این مسجد رفت و پس از سامان دادن وضع مسجد، آنجا را به محل تدریس تبدیل کرد و به زودی با خرید ساختمان‌های اطراف و توسعه آن، مدرسه موسوم به مجتهدی را راه اندازی نمود.

 

تا کنون قریب هزار طلبه در دو نوبت صبح و عصر در این مدرسه تحصیل کرده اند. شیخ محسن حبیبی بعد از ارتحال شیخ احمد مجتهدی تهرانی مسئولیت امور را به عهده گرفت.

 

 

 در عصر حضرت امام خمینی(ره) و دوران زعامت آیت الله سید علی حسینی خامنه ای(حفظه الله) نیز ده‌ها مدرسه علمیه در مناطق مختلف تهران دایر شده است. حوزه های تدریسی فقهی، اخلاقی و... نیز توسط برخی از علما دایر بوده و می باشد مانند تدریس مرحوم شیخ مجتبی تهرانی از مراجع تقلید در خیابان ایران، تدریس مرحوم شیخ یحیی نوری در نزدیک میدان شهدا، تدریس حاج آقا سید محمد ضیاء آبادی، تدریس شیخ علیرضا پناهیان و ده‌ها عالم مشهور و گمنام دیگر.

 

آیت الله آقا مجتبی تهرانی

 

آیت الله ضیاء آبادی

 
فیلسوف‌الدوله (حق‌شناس)
 
بنای مدرسه علمیه فیلسوف‌الدوله متعلق به دوران قاجار است كه توسط یكی از درباریان قاجار به نام فیلسوف‌الدوله ساخته شده و از لحاظ تاریخی قدمتی 110 ساله دارد. 
 
مدرسه علمیه فیلسوف‌الدوله همزمان با احداث مدرسه امین‌الدوله توسط آیت‌الله حق‌شناس در سال 1368 در تهران تأسیس شد و تولیت كنونی این مدرسه با حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمیرهاشم حسینی بوده و زیر نظر مركز مدیریت حوزه علمیه قم فعالیت می‌كند. 
 

آیت الله عبدالکریم حق شناس

 

حتی مدرسه‌هایی نیز مخصوص خواهران، مانند مدرسة الزهراء، و جامعه علمیه امیرالمؤمنین (تأسیس ۱۳۶۴ ش) و همچنین دانشگاه هایی همچون دانشگاه قرآن و حدیث(به مدیریت شیخ محمد محمدی ری شهری) و شعبه ای از دانشگاه علوم و قرآن و حدیث علامه سید مرتضی عسکری در تهران و ری (منطقه بیست تهران) دایر شدند.

 

به غیر از این، ده ها خطیب مشهور از جمله شیخ حسین انصاریان و... و نسل جدیدی از وعاظ تربیت یافته در مدارس یاد شده، در حال فعالیت و تبلیغ دین می باشند.

 

حسینیه امام خمینی(ره) محل برگزاری جلسات درس خارج

 

درس خارج آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای (حفظه الله) از شاگردان خاص حضرت امام خمینی(ره) در این حسینیه، انبوهی از علما و طلاب را جذب و مجذوب خود ساخته است.

 

 

مواد درسی و اساتید

 

در حوزه تهران، تعلیم همه علوم متداول در سایر حوزه ها مانند ادبیات، فقه و اصول، فلسفه و تفسیر قرآن معمول بود وعلمای برجسته‌ای در این زمینه ها به تدریس و تحقیق مشغول بودند، اما تا آن زمان سابقه نداشت عالمی پیدا شود که به اکثر این علوم تسلط داشته باشد. باور این موضوع نیز برای اکثر عوام و خواص مشکل می نمود، تا اینکه عالم و مرجعی بزرگ، مدرسی برجسته و فقیهی صاحب نظر از شاگردان خاص میرزا محمد حسن شیرازی و میرزا حبیب الله رشتی، از سامرا و نجف به تهران وارد و رحل اقامت افکند که حائز این شرایط بود و در ضمن به مکالمه چند زبان خارجی نیز تسلط داشت. او شخصی نبود جز، مرجع شهید، علامه شیخ فضل الله نوری.

 

 

 

مجلس درس او سخت مورد استقبال و مایه مباهات علمای بزرگ آن زمان قرار گرفت، به طوریکه علنا" به شاگردی او اعتراف و افتخار کرده و ایشان را ملقب به لقب "علامه" نمودند و مردم را به تقلید از ایشان رجوع می‌دادند. در خصوص شخصیت عظیم علمی و ابعاد مرجعیت عام او، به چند نظر اشاره می‌کنیم.

 

محمدعلی مدرس خیابانی شیخ را «از اکابر علما و مجتهدین و اجلای فقها و محدثین امامیه در اوایل قرن ۱۴ هجری» می‌شمرد.

 

سید حسن مدرس از شاگردان و یاران، ایشان را اعلم علمای زمان و جلوتر از زمان خود می دانست.

 

 

ضیاء الدین دری اصفهانی مدرس فلسفه و علوم عقلی در تهران، که با شیخ کراراً دیدار داشته، می‌نویسد: مراتب علمی شیخ را هیچ‌کس از دوست و دشمن، منکر نبود. ولکن گمان می‌کردند که فقط معلومات او منحصر به همان فقه و اصول و فلسفه و ادبیات عرب و... است. نگارنده در چند جلسه فهمیدم، قطع نظر از جنبه عظیم فقاهت، در بقیه علوم هم سرآمد هستند. از جمله، علم تاریخ و جغرافیا که اغلب فقها از این دو علم بی بهره می‌باشند. ضمنا" در سوگ و مدح ائمه علیهم السلام شعر می سرود، حتی در این اواخر مشغول تحصیل علم نجوم و اسطرلاب بود. من عرض کردم: حضرت آقا، در این آخر عمر برای چه علم نجوم تحصیل می‌کنید؟ فرمود: من اهل علمم، بمیرم و این علم را بدانم، بهتر است یا بمیرم و ندانم؟...ضمنا" ایشان به زبانهای عربی و فرانسه نیز تسلط داشتند.

 

میرزا حبیب‌الله رشتی (یکی از اساتید شیخ) که خود از اکابر و مراجع بزرگ نجف بود و عمدتاً در اعطای اجازه اجتهاد به دیگران اکراه داشته؛ مؤمنین را به تقلید از ایشان دعوت نموده و در تقریظ خود بر رسالة «قاعدة ضمان‌الید»شیخ،  مقام علمی و تحقیقی شیخ را به نحوی شگفت و کم‌نظیر ستوده است. او می‌نویسد:

 

«هان ای کسی که این اوراق را دریافته و بر آنها وقوف می‌یابی، چنانچه در اعماق دریاها فرو روی و سوار بر اُشتر، بیابانهای خشک و لم‌یزرع را شتابان درنوردی، همانا از حیث تحقیق و تدقیق، بهتر از آنچه که در این دفتر آمده، نخواهی یافت. ضروری است که در مجالس عمومی، به فضل و کمال صاحب این رساله، ندا دردهند و سوارگان دیار به سوی او تشویق گردند. من در این رساله نظر افکنده و آن را زیبا و دلنشین یافته‌ام. چه بسیار دُرهای گرانبها و مرواریدهای بدیع و دست ناخورده که در آنها به امانت نهاده شده است. سزاوار است که مضامین آن را نه با خامه بر صحیفة اوراق، که با ذرّات طلا بر مردم دیدگان بنگارد. آفرینِ خدای بر مؤلف آن باد و اوست عالم پرسوز و گداز، فروغ دیده و نور چشمم شیخ فضل الله ... همانا او در تحصیل قواعد علمی و اصول اجتهادی ـ که مدار اجتهاد و ملاک صحت اعمال عباد بر آنها و وابسته بدانهاست ـ خود را به رنج افکنده و روزگاری دراز و به قدر کفایت را نزد من و اساتید عظام حاضر شده است تا به حمدالله به آرزوی خود دست یافته و عالمی ربانی و رهنمایی راستین و حقانی و مجتهدی متبحّر و کامل و جامع و معقول و منقول گردیده است. رواست که بندگان مؤمن خدا وی را در امور دینی مرجع خود قرار دهند...»

 

 

میرزا محمد حسن شیرازی (استاد اصلی شیخ) علاقه داشته تا وی زعامت را پس از ایشان در عتبات عالیات، عهده‌دار شود و می‌گفت در احتیاطات من مجازید به او رجوع کنید. که او خود من و نفس من است.

 

آیت الله العظمی میرزا محمدحسن شیرازی

 

یکی از ثمرات علمی او، شاگردش، شیخ عبدالکریم حائری یزدی که توانست حوزه علمیه قم را تأسیس نماید، در وصفش گفت"استاد ما که عالمی کامل بود، سرانجام شهید راه حق شد"

 

 

یکی دیگر از شاگردانش، علامه محمد قزوینی، بزرگترین غرب شناس زمان بود که در وصف استادش گفت، من خانگی و خانه‌زاد استادم بودم.

 

 

امام خمینی(ره)که خود شاگردی از شاگردان مرجع شهید محسوب می شد، ایشان را مجتهدی کامل و سمبل مبارزه علیه، استکبار میدانست و در وصفش فرمود:

 

"شیخ فضل الله، مجتهد مجاهد و دارای "مقامات عالیه" که به جرم اسلام خواهی توسط دشمنان دین و مملکت مظلومانه بر دار شد"

 

 

آیت الله سید علی خامنه‌ای (حفظه الله) در وصف او گفتند"عالم و مجتهد بزرگ، آن شهید بزرگ اسلام که تا به آخر، شرافت اسلامی خود را حفظ کرد و تسلیم(انگلیس و ایادیش)نشد"

 

شهید شیخ مرتضی مطهری هم چنین از ایشان یاد می‌کند: شیخ فضل الله مجتهد مسلم العداله و عادل مسلم الاجتهاد بود.

 

 

تألیفات مرجع شهید، علامه شیخ فضل‌الله نوری

 

این تألیفات حکایت از تبحر ایشان در علوم مختلف فقهی، فلسفی، عرفانی، سیاسی و ادبیات عرب و... داشته است.

 

رساله دوجلدی پرسش و پاسخ، که در سالهای ۱۳۰۵ و ۱۳۰۶ قمری در تهران انتشار یافت

رساله منظوم فقهی "الدرر التنظیم" به زبان عربی

رساله فقهی "فی قاعده ضمان الید"

کتاب"اشاره السبق الی معرفه الحق" که توسط دفتر انتشارات اسلامی وابسته به حوزه علمیه قم در تاریخ ۱۴۱۴ قمری در قم چاپ گردید

رساله "فی المشتق" که تقریرات درس خارج استادشان، میرزا محمد حسن شیرازی است و در تهران به تاریخ ۱۳۰۵ قمری به چاپ رسید

رساله " تحریم استطراق حاجیان از راه جبل به مکه معظمه"

صحیفه قائمیه (صحیفه مهدویه) حاوی مجموعه ادعیه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد

ضمایمی برکتاب تحفه الزائر علامه مجلسی

شرح و توضیح بر اقبال سید ابن طاووس

بیاض (کتاب دعا)

حاشیه بر کتاب شواهد الربوبیه ملا صدرا

حاشیه بر کتاب فرائد الاصول شیخ مرتضی انصاری

کتاب حرمت مشروطه، که علت موافقت اولیه و مخالفت ثانویه ایشان با مشروطه منحرف شده را بیان می دارد که در تاریخ ۱۳۲۶ قمری در تهران به چاپ رسید

لوایح (روزنامه ای برای انتشار تفکرات انقلابی مرجع شهید)، درواقع ایشان همچون امام خمینی(ره)معتقد به تشکیل حکومت اسلامی تحت زعامت ولی فقیه بود.

صحیفه "نورالکلام" مجموعه ای از سخنان قصار، فرمایشات و فتاوای ایشان که توسط یارانشان جمع آوری شده

 

سرانجام علامه شیخ فضل الله نوری به عنوان عالمی کامل و با احساس مسئولیت و شجاعتی وصف ناپذیر در جهت دفاع از دین نبوی و شرع مقدس، رهبری نهضت ضد استکباری مشروعه خواهی را در مشروطه ای که توسط ایادی انگلیس به انحراف کشیده شده بود، عهده دار شد و جان مبارکش را در این راه فدا نمود.  در زمان بر دار شدن، یکی از رجال تهران از ایشان خواست تا این مشروطه مورد نظر انگلیس را تأیید و امضا نماید و خود را از مرگ برهاند، اما ایشان با صلابت فرمودند:

 

"دیشب رسول خدا را در خواب دیدم، فرمود: فردا شب مهمان منی. من چنین امضایی نخواهم کرد" (شهادت ۱۱ مرداد ۱۲۸۸ شمسی به دستور انگلیس و به دست ایادی داخلی، مزار، شهر مقدس قم، حجره ای در صحن بزرگ آینه حرم مطهر حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها)

 

کلام ایشان:

 

استبداد شاهی و آزادیخواهی انگلیسی، هر دو، روی یک سکه هستند. قوانینی که از حرمسرای به اصطلاح سلطان عادل و دیگ پلوی سفارت به اصطلاح فخیمه انگلیس در آید، آخر و عاقبتش مشخص است. قوانین مملکت شیعه باید اسلامی باشد... ما طایفه امامیه، بهترین و کامل‌ترین قوانین الهیه را برای حکوت اسلامی در اختیار داریم.

 

 

ادامه مواد درسی و اساتید

ادبیات عربی (اساتید متقدم)

 

ملا محمد هزارجریبی، مشهور به سیبویه (متوفی ۱۲۹۸) استاد برجسته ادبیات عرب بود.

 

شیخ علی استرآبادی (متوفی ۱۳۱۵)، فقیه و دانشمند برجسته، کتاب البُرْد الیمانی فی الفاظ المعانی را تألیف کرد.

 

حاج میرزا ابوالفضل تهرانی از شاگردان میرزای شیرازی، علاوه بر مقامات علمی، استاد مسلّم ادبیات عرب نیز بود. حاج ملا علی کنی در ۱۳۰۰ که حاج میرزا ابوالفضل عازم سفر به عتبات و ادامه تحصیل در آن‌جا بود، وی را مجتهد در همه علوم و بی نیاز از مهاجرت به عراق خوانده بود.وی در ۱۳۱۰ به تهران بازگشت و به تدریس علوم دینی مشغول شد.

 

از وی دیوان شعری به عربی مانده که محدّث ارموی آن را تصحیح و در ۱۳۶۹ منتشر کرده است.

 

محمدحسین گرکانی معروف به شمس العلما و ملقب به جناب (متوفی بعد از ۱۳۵۳)، از شاگردان حوزه درسی میرزای آشتیانی، ملا علی کنی، حاج میرزا ابوالفضل تهرانی و صاحب اجازه از آنان بود. در ادبیات عرب و نیز فارسی سرآمد بوده و چند اثر در این زمینه تألیف کرده است مانند ابدع البدایع در علم بدیع که بسیار بدیع و همراه با مثال‌های شیرین تنظیم شده، و نور الحدقة و نور الحدیقة در علم عروض. از وی بیش از سه هزار بیت شعر فارسی و عربی باقی‌مانده است.

 

ادبیات عربی (اساتید متأخر)

 

از استادان متأخر ادبیات باید از  غلام‌حسین خیری دامغانی،  محمدعلی ادیب تهرانی، باقر بن محمدرفیع طهرانی معزّی نامبرد.

 

شیخ آقابزرگ طهرانی همراه حدود بیست طلبه دیگر مطوّل را در مدرسه مروی نزد شیخ باقر معزّی طهرانی خواند.

 

ادبیات فارسی

 

حوزه تهران علاوه بر ادبیات عرب، در ادبیات فارسی نیز منشأ خدمات مهمی بوده است؛

 

شیخ حسن تنکابنی از علمای قرن سیزدهم، در شعر و ادبیات فارسی مهارت داشت.

 

 میرزا مصطفی آشتیانی، معروف به افتخار العلماء (متوفی ۱۳۲۷)، فرزند میرزا حسن آشتیانی، فردی ادیب بود و تخلص صهبا داشت و منظومه افتخارنامه حیدری را در شرح حوادث خلافت علی علیه‌السلام و بر وزن شاه‌نامه در ۰۰۰، ۱۸ بیت سرود.

 

 خوشدل تهرانی از دیگر دانش‌آموختگان مشهور در ادب فارسی در حوزه تهران، شاعر دوره مشروطه و طلبه مدرسه مروی،  سید عبدالرحیم خلخالی (متوفی ۱۳۶۱)

 

فقه و اصول فقه

 

حوزه علمیه تهران در فقه و اصول عمدتاً تحت تأثیر حوزه نجف و تا حدی اصفهان بوده است و دانش‌آموختگان نزد علمای برجسته عتبات مانند آیت‌الله شیخ مرتضی انصاری، آیت‌الله میرزا محمد حسن شیرازی، آیت‌الله میرزا حبیب الله رشتی و... پس از بازگشت به تهران، میراث علمی استادان خود را به طلاب منتقل می‌کردند و به تألیف و تحقیق در موضوعات فقهی و اصولی می‌پرداختند.

 

 

استرآبادی‌ها

 

محمدجعفر استرآبادی معروف به شریعتمدار، از مراجع بزرگ شهر، کتاب موائد العوائد را در قواعد اصولی در چهل هزار سطر و موالید الاحکام را در احکام فقهی بر پایه مذهب شیعه و چهار مذهب فقهی معروف اهل سنّت نوشت.

 

فرزندش شیخ علی استرآبادی، از شاگردان شیخ مرتضی انصاری و صاحب جواهر ، نیز از فحول فقهای تهران بود که شیخ آقابزرگ تهرانی افزون بر هفتاد اثر او را برشمرده است.

 

فرزند علی بن محمدجعفر شریعتمدار، عبدالنبی استرآبادی (متوفی ۱۳۴۰) نیز از فقیهان و مراجع تهران بود.

 

آشتیانی

 

محمدحسن آشتیانی (متوفی ۱۳۱۹) و فرزندان وی نیز از استادان فقه و اصول حوزه تهران بودند.

 

وی از شاگردان خاص شیخ انصاری و نخستین عالمی بود که‌ به طور گسترده اندیشه‌های اصولی شیخ مرتضی انصاری را در ایران نشر داد و احتمالا از همین رو وی ناشر اصول فقه به سبک نوین در تهران شمرده شده است.

 

حلقه درس وی یکی از گسترده‌ترین و پربارترین حلقه‌های درسی حوزه تهران بود و صدها فقیه و مجتهد در درس او شرکت می‌کردند.

 

حاج میرزا ابوالقاسم کلانتر تهرانی نیز یکی دیگر از شاگردان برجسته شیخ انصاری و نویسنده تقریرات درس اصول او بود که در تهران کرسی تدریس مهمی داشت.

 

فرزندش، حاج میرزا ابوالفضل تهرانی نیز در سیاق همین فقیهان بزرگ درخور ذکر استآخوند ملا کاظم (متوفی ۱۲۷۲)

 

حاج ملا علی کنی(۱۲۲۰-۱۳۰۶)از علمای متنفذ و مجاهد تهران ملا نظرعلی طالقانی (متوفی ۱۳۰۶)

 

لاهیجی

 

از دیگر مدرّسان برجسته فقه و اصول، سید عبدالکریم لاهیجی (متوفی ۱۳۲۳) شاگرد برجسته شیخ مرتضی انصاری بود که پس از بازگشت از نجف با تأکید شیخ انصاری و پی‌گیری‌های حاج ملا علی کنی، به تدریس در مدرسه مروی مشغول شد

 

  سید ابراهیم بن سید علی اصغر حسینی تهرانی، شاگرد میرزای شیرازی، و فرزندش سید محمدصادق تهرانی نیز از مدرّسان برجسته فقه بودند.

 

سید جمال‌الدین افجه‌ای (متوفی ح۱۳۳۰) که سپیده دمان در خانه خود تدریس می‌کرد و پدر شیخ آقابزرگ طهرانی نیز تبرکاً در این جلسات حضور می‌یافت.

 

شیخ عبدالنبی نوری نیز مدرّس برجسته فقه و اصول بود و برخی او را در دانش‌های عقلی و نقلی اعلم علما در شهر تهران شمرده‌اند.

 

از شاگردان مشهور او آخوند ملا علی همدانی (متوفی ۱۳۵۷ ش) بود، که پس از تأسیس حوزه علمیه قم به این شهر رفت و از مدرسان ممتاز این حوزه شد و پس از چند سال به همدان بازگشت و قریب پنجاه سال در این شهر به تدریس و خدمات دینی پرداخت و سال‌های طولانی زعیم دینی این شهر بود.

 

 شیخ محمدرضا تنکابنی (متوفی ۱۳۴۵ ش) از شاگردان آیت الله سید محمدکاظم یزدی و آیت الله آخوند خراسانی، پس از بازگشت از نجف به تدریس فقه و اصول در سطح و خارج پرداخت.

 

آیت الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدی

 

در حوزه تهران چنین شهره بود که او آرا و سخنان تازه اصولی آخوند خراسانی را به ایران آورده است.

 

وی یکی از چهار روحانی بزرگی بود که در دوره اعمال فشار رضاخانی بر عالمان دینی و ممنوعیت پوشش روحانی، در تهران، مجاز به استفاده علنی از لباس روحانیان بود.

 

در میان فرزندان روحانی او، شیخ محمدتقی فلسفی، واعظ مشهور، شهرت بیشتری دارد.

 

شیخ محمدتقی فلسفی

 

حسین جزایری

 

از استادان مشهور و پرفضل فقه و اصول در حوزه تهران در عصر پهلوی، سید صدرالدین بن حسین جزایری شوشتری (متوفی ۱۳۸۶) از نوادگان سید نعمت‌اللّه جزایری بود.

 

وی پس از تحصیلات عالیه در مشهد و نجف و کربلا به تهران آمد و در مسجد بازار عباس‌آباد به اقامه نماز جماعت و تدریس پرداخت.

 

آیت الله شیخ محمدرضا نوری

 

آیت الله شیخ محمد رضا نوری، از اکابر فقهی دوران خود، طلاب زیادی در درسش شرکت می نمودند. یکی از فرزندانش، شیخ جمال الدین (حاج آقا جمال) که خود از فقیهان برجسته زمان خویش بود.

 

آیت الله شیخ محمد رضا نوری

 

آیت الله شیخ جمال‌الدین نوری

 

 شیخ جمال الدین نوری(حاج آقا جمال)، (متوفی ۱۳۶۴شمسی)از اساتید حوزه مروی، مجتهد متبحر، دانش آموخته نجف و دارای اجازه اجتهاد از چهار استاد و مرجع زمان خود(شیخ عبدالکریم حائری، میرزا محمد حسین نائینی، شیخ ضیاءالدین عراقی و سید ابوالحسن اصفهانی) و همچنین دارای تألیفات، از جمله حاشیه بر فرائد الاصول و حاشیه بر رسائل شیخ مرتضی انصاری(نسخه اصل این تألیفات به دست خط ایشان، در گنجینه نسخ خطی آستان مقدس رضوی نگهداری می شود)، پیشنماز مسجد با قدمت بیش از یک قرن "محمدیه" در محله سنگلج(حسن آباد)تهران، فرزند شیخ محمد رضا نوری و پسر دایی مرجع شهید، علامه شیخ فضل الله نوری.

 

 

آیت الله شیخ محمدتقی آملی

 

شیخ محمدتقی آملی (متوفی۱۳۵۰ ش)، شاگرد شیخ عبدالنبی نوری و میرزا حسن کرمانشاهی در تهران و سپس شاگرد آقا ضیاء عراقی و میرزای نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی در نجف و نیز بهره‌مند از ارشادات سید علی قاضی طباطبائی، از وجوه علمای جامع تهران و از دوستان شیخ جمال الدین نوری(حاج آقا جمال) در این دوره بود.

 

آیت الله ضیاءالدین عراقی

 

 

مرحوم حضرت آیت الله حاج آقا جمال نوری(پسردایی مرجع شهید، علامه شیخ فضل الله نوری)در حال رأی دادن به نظام مقدس جمهوری اسلامی، حجت الاسلام سید مرتضی صالحی خوانساری در معیت ایشان هستند

 

وی سطح و خارج فقه و اصول و نیز فلسفه تدریس می‌کرد.

 

کتاب مصباح الهدی فی شرح العروة الوثقی از تألیفات فقهی اوست و همچنین پیشنمازی مسجدمدرسه با قدمت بیش از یک قرن "مجدالدوله (مجد)" واقع در محله سنگلج(حسن آباد)تهران

 

سید احمد خوانساری

 

از فقهای بزرگ و صاحب رساله تهران در دوره پهلوی دوم، آیت الله سید احمد خوانساری (متوفی ۱۳۶۳ ش) برآمده از حوزه‌های اصفهان، نجف و قم و از شاگردان شیخ عبد الکریم حائری در اراک و قم بود.

 

 

وی در دوره مرجعیت آیت الله العظمی سید حسین بروجردی و با صواب‌دید ایشان در ۱۳۳۰ ش، از قم به تهران آمد.

 

حلقه درس فقه و اصول او در مسجد سید عزیزاللّه بازار، که پیش‌نماز آن نیز خود او بود، تشکیل می‌شد و فضلای بسیاری در درس او شرکت می‌کردند.

 

کتاب جامع المدارک فی شرح مختصر النافع از تألیفات ایشان است.

 

تفسیر

 

فعالیت‌های حوزه تهران در زمینه تفسیر قرآن، چند گونه نمودار شده است: تألیف کتاب‌های تفسیر، تدریس علم تفسیر و علوم قرآنی برای طلاب، و تشکیل جلسات عمومی تفسیر قرآن که مردم عادی هم امکان استفاده از این جلسات را داشته‌اند.

 

سابقه توجه به تفسیر قرآن در حوزه تهران به نخستین دهه‌های تشکیل این حوزه می‌رسد.

 

ملا محمدرضا همدانی (متوفی ۱۲۴۷) تفسیری به نام الدّر النظیم فی تفسیر القرآن الکریم داشته است.

 

محمدجعفر استرآبادی شریعتمدار از مدرّسان و مفسران پرکار حوزه تهران بود.

 

برخی از آثار قرآنی او عبارت‌اند از:

 

دلائل المرام فی تفسیر آیات الاحکام.

حاشیه بر تفسیر بیضاوی، مظاهر الاسرار، و مشکلات القرآن.

فرزندش شیخ علی شریعتمدار نیز چندین اثر تفسیری دارد.

میرزا محمدعلی دربندی، مشهور به کاظم‌بگ هم تفسیری موسوم به مفتاح کنوز القرآن (سنپترزبورگ ۱۲۷۶) در کشف آیات قرآن داشته که آن را به نام ناصرالدین شاه نوشته است.

شیخ ملا آقاتهرانی از مفسران حوزه تهران بود.

کتاب مفصّل البیان فی علم القرآن از آثار اوست.

 

این کتاب در واقع ترجمه و شرح مجمع البیان ابوعلی طبرسی است.

 

حاج ملا علی کنی نیز کتاب ایضاح المتشابهات را در مشکلات تفسیر قرآن نوشت.

 

در همین زمینه ملا محمدتقی کاشانی (متوفی ۱۳۲۱) نیز کتاب توضیح الآیات را تألیف کرد.

 

سید محمدعلی شاه عبدالعظیمی (متوفی ۱۳۳۴) کتاب منتخب التفاسیر را تألیف کرد.

 

شیخ محمود تهرانی نیز کتاب خلاصة التفاسیر (تهران ۱۳۵۲) را نوشت.

 

وی در صفحه مقابلِ هر صفحه از آیات قرآن، تفسیر آن را درج کرد که کاری نو به شمار می‌رفت.

 

سید علی لاریجانی حائری (متوفی ۱۳۵۳) از شاگردان میرزای شیرازی، در ۱۳۱۲، تفسیری به فارسی به نام مُقْتَنَیات الدُرَر و مُلْتَقَطات الثَّمَر نوشت که در دوازده مجلد در سال‌های ۱۳۷۷ـ۱۳۸۱ به چاپ رسید.

 

 در همین سال‌ها، جعفر لنکرانی (متوفی ۱۳۲۲)، شاگرد میرزای نائینی، و میرزا احمد یمینی (متولد ۱۳۲۰) نیز جلسات درس تفسیر داشتند.

شیخ محمدعلی شاه‌آبادی نیز از علمای محقق قرآنی تهران بود و کتاب القرآن و العترة از آثار قرآنی اوست.

 

شیخ محمدمهدی الهی قمشه‌ای، افزون بر تدریس حکمت و فلسفه، درس تفسیر قرآن نیز داشت.

 

 

وی حواشی سودمندی بر تفسیر ابوالفتوح رازی نوشته است.

 

شیخ ابوالحسن شعرانی (متوفی ۱۳۹۳/۱۳۵۲ ش) نیز علاوه بر تدریس فقه و کلام و علوم دیگر، محقق قرآنی برجسته حوزه تهران بود.

وی علاوه بر جلسات تفسیر، که متن آن مجمع البیان بود، در حوزه‌های گوناگون علوم قرآنی چون شرح مفاهیم و احیای آثار قرآنی کوشش‌های فراوانی کرده است.

 

مهم‌ترین کار او در این زمینه تصحیح کتاب تفسیر ابوالفتوح رازی و نوشتن تعلیقات بر آن و تألیف نثر طوبی در شرح واژه‌های قرآنی بوده است.

 

سید محمدکاظم عصارِ تهرانی (متوفی ۱۳۹۴/۱۳۵۳ ش) دیگر استاد حکمت حوزه تهران نیز مطالعات قرآنی فراوانی داشته و تفسیر سوره حمد وی به عنوان «تفسیر قرآن کریم» که در فاصله ۱۳۱۵ـ۱۳۱۷ ش صورت گرفته در مجموعه آثار عصار به همت سید جلال‌الدین آشتیانی به چاپ رسیده است.

 

سید محمدکاظم عصار

 

آیت الله سید جلال‌الدین آشتیانی

 

سید کاظم گلپایگانی

 

دیگر مفسر برجسته حوزه تهران، سید کاظم گلپایگانی از شاگردان مبرّزِ حائری بود.

 

پیش از انقلاب

 

از جلسات تفسیر قرآن که در دهه‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی (۱۳۵۷ ش) در دانشگاه‌ها و مساجد برای استفاده عام‌تر برگزار می‌شد، جلسات تفسیر شهید شیخ مرتضی مطهری (شهادت ۱۳۵۸ ش) و سید محمود طالقانی (متوفی ۱۳۵۸ ش) بود.

 

در همین سال‌ها

 

آیت الله شیخ محمد ثقفی (متوفی ۱۴۰۵)، پدر همسر امام خمینی(ره) از شاگردان آیت الله عبدالکریم حائری یزدی و آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، تفسیری فارسی به نام روان جاوید نوشت که اولین بار با تقریظ آیت الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی منتشر شد.

 

آیت الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی

 

آیت الله شیخ محمد ثقفی

پس از انقلاب

 

پس از اقامت رهبر کبیر انقلاب اسلامی، در تهران و پس از استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) به درخواست علما، اقدام به تفسیر فلسفی عرفانی سوره مبارکه حمد، در چند جلسه از طریق تلوزیون نمودند. این تفسیر بعد ها به زیور طبع آراسته شد.

 

دانش‌های دیگر

 

در حوزه تهران، مانند بسیاری از حوزه‌های علمی شیعی، در کنار علوم مختلف دینی، دانش‌های کاربردی مانند طب و ریاضیات و جبر و مقابله و هیئت نیز تدریس می‌شده است.

 

علی‌محمد اصفهانی

 

یکی از مدرّسان برجسته ریاضی ملا علی‌محمد اصفهانی، معروف به غیاث‌الدین جمشید ثانی (متوفی ۱۲۹۳) عالم و ریاضی‌دان برجسته حوزه اصفهان، بود که در ۱۲۷۴ به دعوت علی‌قلی میرزا اعتضادالسلطنه، وزیر علوم، برای تدریس ریاضی در دارالفنون به تهران آمد.

او در موضوعات خواص اعداد، لگاریتم و کیمیا کتاب‌هایی نوشت.

 

تکملة العیون او در جبر و مقابله مشهور است.

 

صدرالافاضل

 

میرزا لطف‌علی صدرالافاضل (متوفی ۱۳۱۰)، دانش‌آموخته مدرسه سپهسالار و شاگرد آیت الله ابوالحسن جلوه و شیخ علی نوری، در هندسه و اسطرلاب و نجوم مهارت داشت.

 

ابوالقاسم نائینی

 

ابوالقاسمِ نائینی معروف به سلطان الحکماء (۱۲۴۵ـ۱۳۲۲) در مدرسه دارالفنون طب تدریس می‌کرد.

 

نائینی پزشک مخصوص ناصرالدین شاه نیز بود و کتابی نیز به نام ناصر الملوک در طب نوشت.

 

نهاوندی

 

میرزا محمدجواد نهاوندی (متوفی ۱۳۳۲ یا ۱۳۳۴)، مشهور به جهان‌بخش، از علمای هَیَوی و ریاضی‌دان به شمار می‌رفت.

 

وی در فقه و اصول شاگرد میرزا محمدحسن آشتیانی، و در ریاضیات شاگرد میرزا عبدالرحیم نهاوندی بود.

 

وی که چند سالی مسئولیت تنظیم و تهیه تقویم را بر عهده داشت، صاحب تألیفاتی نیز در اعداد، نجوم و زیج بوده است.

 

محمد طاهر تنکابنی

 

میرزا محمدطاهر تنکابنی (متوفی ۱۳۶۰/۱۳۲۰ ش) علاوه بر علوم عقلی و نقلی در علوم ریاضی و طب تبحر داشت و چندین دوره کتاب قانون را تدریس کرد و حواشی مفیدی بر آن نوشت که در کتابخانه مجلس موجود است.

 

چپرسری

 

سید حسن طبیب چپرسری (متوفی ۱۳۶۰) دانش‌آموخته محضر آیت الله جلوه و سید محمدتقی تنکابنی در طب چیره‌دست بود و به زبان‌های عربی و فرانسه تسلط داشت، کتاب الامراض، و علم شیمی یا صنایع شیمی، از تألیفات اوست.

 

عراقی تهرانی

 

میرزا حبیب‌اللّه عراقی تهرانی، مشهور به ذوالفنون تهرانی (متوفی ۱۳۶۷) از شاگردان میرزا حبیب اللّه رشتی و فاضل شربیانی و میرزا خلیل تهرانی، استاد ریاضیات بود و در جبر و هندسه و هیئت و اسطرلاب تبحر بسیار داشت و محمدحسین کیشوان، شیخ محمد سماوی، شیخ اسماعیل تهرانی و شیخ ابوالحسن شعرانی از شاگردان او به شمار می‌روند.

 

 آشتیانیها

 

 میرزا مهدی آشتیانی (متوفی ۱۳۷۲) و میرزا احمد آشتیانی (متوفی ۱۳۹۵) نیز در علم ریاضیات استاد بودند.

 

 

 

شعرانی

 

آیت الله ابوالحسن شعرانی نیز استاد طب قدیم و ریاضیات بود و به سفارش سید حسن مدرس در مدرسه سپهسالار تدریس ریاضیات می‌کرد و کتاب قانون بوعلی و شرح اسباب در طب قدیم از کتب تدریسی او بود.

 

آیت الله ابوالحسن شعرانی

 

آیت الله شیخ حسن حسن‌زاده آملی طب و نجوم قدیم را از وی آموخته است.

 

تحولات جدید

 

به طور کلی از دوره قاجار بدین‌سو، تهران مرکز مواجهات ایرانیان با مظاهر تمدن و فرهنگ مغرب زمین و اندیشه‌ها و آرا و مذاهب گوناگون و محل جنبش‌ها و حرکت‌های اجتماعی و سیاسی متعددی بوده است.

 

با توجه به چنین شرایطی، هرگونه تلاش برای تبیین فعالیت‌ها و گرایش‌های حوزه علمیه تهران، بدون بررسی چگونگی مواجهه این حوزه با تحولات جدید و نیز تأثیر این تحولات بر چند و چون فعالیت‌های حوزه تهران، ناقص و نامفهوم خواهد بود.

 

تحت تأثیر چنین شرایطی بود که حوزه تهران، علاوه بر فعالیت گسترده در عرصه تبلیغات عمومی، چه به گونه شفاهی و چه به صورت عرضه آثار مکتوب، در ایجاد مدارس جدید و کمک به رونق و پیشرفت آن‌ها مشارکت ورزید و فراتر از این دست فعالیت‌های فرهنگی، پیشاپیش حرکت‌ها و جنبش‌ها و فعالیت‌های سیاسی، از واقعه تنباکو و مشروطه گرفته تا انقلاب اسلامی، به گستردگی حضور یافت.

 

تبلیغات شفاهی

 

حوزه تهران با وقوف بر شرایط اجتماعی و فرهنگی و بافت مخصوص جمعیتی تهران، بر ضرورت استفاده گسترده‌تر و سنجیده‌تر از منابر و خطابه‌ها بیش از پیش پی برد و با تربیت خطیبان و واعظان برجسته، عرصه تبلیغات شفاهی را در تهران و حتی در شهرهای دیگر، بخصوص در ماه‌های محرّم و رمضان در اختیار گرفت.

 

از میان صدها سخنور نامی تهران، برخی مشهورتر شده‌اند. خطابه (مجتهدینی که خطیب بودند و واعظینی که مجتهد نبودند)

 

فیض‌الله دربندی

 

ملا فیض‌اللّه دربندی پیش‌نماز مسجد سقّاباشی سخنوری بی‌پروا بود و به علت خرده‌گیری بر سیاست‌های ناصرالدین شاه از تهران تبعید شد.

 

مرجع شهید، علامه شیخ فضل الله نوری، در جایگاه مرجعیت، سخنوری توانا و خطابه هایش آتشین، ظالم سوز و استکبار ستیزانه بود. شاید یکی از دلایلی که انگلیس را بر آن داشت تا ایشان را از طریق مزدورانش، به شهادت برساند، همین خطابه های آتشین بوده، قبل از بردار کردن مرجع شهید، یک بار دیگر انگلیس از طریق جمعیتی مخفی و توسط فردی به نام کریم، شیخ را مورد سوء قصد و ترور قرارد داد که ناکام ماند. شیخ مجروح شد و تا زمان بر دار شدن(شهادت ۱۱مرداد ۱۲۸۸ شمسی) از جراحات حاصل از گلوله رنج می برد. در زمان بر دار شدن هم، نهیب خطابه های آتشینش مانند پتکی بر سر انگلیس و مزدورانش فرود آمد.

 

فاضل دربندی

 

ملا آقا دربندی مشهور به فاضلِ دربندی (متوفی۱۲۸۵ یا ۱۲۸۶)، فقیه و رجالی برجسته و صاحب تألیفاتی چون خزائن الاحکام و اسرار الشهادة منبرهای پررونقی داشت و در امر به معروف و نهی از منکر صریح و کوشا بود.

 

واعظ تهرانی

 

از دیگر واعظان مشهور این دوره ملا باقر واعظ تهرانی (متوفی ۱۳۱۳) صاحب الخصایص الفاطمیة است.

ملا اسماعیل واعظ سبزواری (متوفی ۱۳۱۲)

شیخ عباس نهاوندی (متوفی ۱۳۱۱) شاگرد شیخ مرتضی انصاری و پیش‌نماز مسجد دانگی

میرزا محمدرضا همدانی  (متوفی ۱۳۱۸)

سید محمدرضا علوی تهرانی، خطیبی بسیار خوش‌سخن بود و در پای منبر او مردمِ بسیار و حتی مجتهدان حاضر می‌شدند.

 

 کشفی

 

پای منبر سید ریحان‌اللّه بروجردی، مشهور به کشفی (متوفی ۱۳۲۸) فقیه، مفسر و مؤلف برجسته نیز انبوه عوام و خواص حضور می‌یافتند.

 

 شهید شیخ قاسم اسلامی

 

(شهادت ۱۳۵۸ شمسی)مجتهدی مبارز، خطیبی توانا و نویسنده چیره دست، که بیش از ۵۲ بار در دوران پهلوی ها به زندان افتاد و شکنجه شد.امام خمینی(ره) در سخنرانی مربوط به کاپیتولاسیون، از زندانی شدن ایشان به صراحت نام برده اند. شهید شیخ قاسم اسلامی در خطابه هایش، عناصر غربزده ای که قصد ضربه و تخریب تشیع علوی را داشتند به شدت مورد انتقاد قرار میداد و در مقابل قاسطین و مارقین و ناکثین زمان سینه سپر می نمود. او دارای بیش از ۵۰ اثر تألیفی ارزشمند می باشد. سرانجام او با زبان روزه در رمضان الکریم سال ۵۸ توسط گروهک آمریکایی فرقان به شهادت رسید.

 

شهید شیخ قاسم اسلامی

 

محمدعلی معروف به فاضل هزارجریبی (متوفی ۱۳۳۴) عیسی چاله میدانی (متوفی ۱۳۳۹) عالم برجسته تهران  شیخ محمد واعظ تهرانی ملقب به سلطان المتکلمین مؤلف کتاب بشارات الامة و زبدة المآثر (متوفی ۱۳۵۳) سلطان الواعظین شیرازی (متوفی ۱۳۹۱) شیخ محمدحسین زاهد فصیح الزمان شیرازی میرزا عبداللّه صبوحی (متوفی ۱۳۷۰) سید صادق تهرانی (متوفی ۱۳۷۰) شیخ عباس تهرانی (متوفی ۱۳۴۴ ش)، میرزا علی هسته‌ای (متوفی ۱۳۴۷ ش)  شیخ حسین خندق‌آبادی (متوفی ۱۳۴۵ ش)  محمدابراهیم آیتی (متوفی ۱۳۴۰ ش) حسین‌علی راشد تربتی (متوفی ۱۳۵۸ ش) صدر بلاغی (متوفی ۱۳۷۳ ش)

 

 

شیخ محمدتقی فلسفی (متوفی ۱۳۷۷ ش) که خطیبی بسیار توانا و مورد وثوق وخطیب خاص مراسمات امام خمینی(ره) بوده و شهرتش از تهران و حتی ایران هم فراتر رفته بود.

 

خطبای ارتباط دهنده بین حوزه و دانشگاه

 

این گروه از علما عمدتا" دارای تحصیلات بالای دانشگاهی و اکثرا" از پرورش یافتگان کرسی درس امام خمینی(ره) بودند. در جهت ترویج معنویت و زمینه سازی برای ایجاد حرکت های اسلامی در قالب تشکل های اسلامی تلاش می نمودند. آنان موفق شدند بین طلاب و مدرسین حوزه از یک سو و دانشجویان و اساتید دانشگاه از سوی دیگر ارتباطی صمیمی و منطقی بوجود آورند و اسلام واقعی مورد نظر امام خمینی(ره) را ترویج نمایند.آنان داری تألیفاتی ارزشمند و مخاطب پسند در میان حوزویان و دانشگاهیان بودند.

 

شهید دکتر سید محمد حسینی بهشتی (شهادت ۱۳۶۰ شمسی توسط گروهک آمریکایی منافقین) از شاگردان خاص امام خمینی(ره) که آخرین سمت او قبل از شهادت، ریاست قوه قضائیه بود.

 

 

استاد شهید شیخ مرتضی مطهری (شهادت ۱۳۵۸ شمسی توسط گروهک آمریکایی فرقان) از شاگردان خاص امام خمینی(ره)روز شهادت ایشان به عنوان روز معلم و استاد نامگذاری شده.

 

 

شهید دکتر شیخ محمد مفتح (شهادت ۱۳۵۸شمسی توسط گروهک آمریکایی فرقان) از شاگردان خاص امام خمینی(ره)روز شهادت ایشان به عنوان روز وحدت حوزه و دانشگاه نامگذاری شده.

 

 

شهید دکتر شیخ محمد جواد باهنر (شهادت ۱۳۶۰ توسط گروهک آمریکایی منافقین) از شاگردان خاص امام خمینی(ره) که در سمت نخست وزیری نظام مقدس جمهوری اسلامی، به همراه رئیس جمهور، شهید محمدعلی رجائی به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

 

 

دکتر شیخ عباسعلی عمید زنجانی (متوفی ۱۳۹۰شمسی) از شاگردان خاص امام خمینی(ره) که آخرین سمت او قبل از فوت، ریاست دانشگاه تهران بود.

 

 

تبلیغات کتبی

 

علمای حوزه تهران علاوه بر فعالیت های گسترده عرضه تبلیغات عمومی، به صورت شفاهی، از تولید و عرضه آثار مکتوب ارزشمند به زبانهای مختلف غافل نبودند.بسیاری از کتب با محوریت اسلامی موجود مورد استفاده مخاطبان، حاصل فکر، اندیشه و همت همین علماست.

 

جراید

 

تبلیغات کتبی حوزه تهران به تألیف و عرضه کتاب‌های دینی به زبان فارسی، محدود نبوده، بلکه ایجاد و راه‌اندازی جراید مذهبی یا درج مقالات مذهبی در نشریات از ظرفیت‌های مورد استفاده علمای حوزه تهران بوده است.

 

راه‌اندازی این نشریات بخصوص در صدر نهضت مشروطه بسیار گسترش داشت. از جمله مجله دعوة الحق به صاحب امتیازی شیخ محمدعلی بهجت دزفولی از شاگردان آخوند خراسانی که انتشار آن از ۱۳۲۱ آغاز شد.

 

دعوة الاسلام نیز به صاحب امتیازی سید محمدعلی تهرانی چاله میدانی از خطبای تهران که در ۱۳۲۵ آغاز به نشر کرد.

 

در همین سال، مرجع شهید، علامه شیخ فضل‌اللّه نوری برای تبیین اندیشه‌های خود در مخالفت با استبداد شاهی و مشروطه انگلیسی، اقدام به انتشار روزنامه کرد.

 

راه‌اندازی روزنامه مجلس نیز به دستور مظفرالدین شاه بر عهده یکی از علمای حوزه تهران، میرزا محسن مجتهد، امام جمعه تهران، قرار گرفت. مدیریت این روزنامه را که اولین شماره‌اش در ۸ شوال ۱۳۲۴ انتشار یافت، یکی دیگر از علمای حوزه، سید محمدصادق حسینی طباطبائی بر عهده داشت.

 

حتی با روزنامه حبل المتین نیز علمایی چون شیخ یحیی کاشانی، درس‌آموخته حوزه نجف و تهران و مدیر روزنامه مجلس، همکاری می‌کردند.

 

آیت‌الله ابوالحسن طالقانی (متوفی ۱۳۵۰)، پدر آیت‌الله سید محمود طالقانی، نیز جریده البلاغ را بنیان نهاد که اقدام او تشویق و حمایت آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی را در پی داشت.

 

با فرار رضا خان از ایران، مدت کوتاهی با پدید آمدن آزادی‌های مقطعی سیاسی و اجتماعی و تا قبل از شروع استبداد پهلوی دوم و پس از شهریور ۱۳۲۰، بار دیگر زمینه رونق مطبوعات فراهم شد و برخی از علمای حوزه تهران نیز بار دیگر به راه اندازی نشریات اسلامی روی آوردند.

 

ازجمله نشریات این دوره می توان به نشریه‌های مجد و نور دانش از منشورات انجمن تبلیغات اسلامی (تأسیس ۱۳۲۱ شمسی) اشاره کرد. در همین دوره شیخ مهدی سراج انصاری از علمای حوزه، از نویسندگان دائمی هفته نامه آیین اسلام به مدیریت نصرت الله نوریانی و دنیای اسلام به مدیریت سید محمد علی تقوی بوده است.

 

مناظره

 

علمای حوزه تهران، علاوه بر استفاده گسترده از مجالس وعظ، برای رویارویی با تبلیغات ضد دینی یا شبه افکنی‌های مخالفان، بخصوص فعالیت‌های مذهبی سیاحان خارجی و مبلّغان مسیحی که در تهران به تنوع امکان بروز می‌یافت، مجالس مناظره و نقد و نظر نیز برپا می‌کردند، یا تألیفاتی در نقد آرای آنان پدید می‌آوردند.

 

محمدرضا همدانی

 

یکی از اولین عالمان مناظره کننده با مخالفان، شیخ محمدرضا بن محمدامین همدانی (متوفی ۱۲۴۷) بود که بارها با پیروان مذاهب دیگر به بحث و مناظره پرداخت. وی همچنین کتاب مفتاح النبوة، و ارشاد المضلین را در پاسخ میزان الحق هنری مارتین مسیحی تألیف کرد.

 

حسینی طهرانی

 

سید علی بن حسین حسینی طهرانی (متوفی ۱۳۰۶) که از هم‌بحثان میرزای شیرازی و شاگرد شیخ مرتضی انصاری در نجف بود، پس از بازگشت به تهران با تکیه بر تسلطی که بر زبان عبری داشت، کتاب اقامة الشهود فی رَد الیهود نوشته میرزا محمدرضا جدیدالاسلام یزدی (تألیف دوره فتحعلی شاه) را از عبری به فارسی درآورد و خود نیز مطالبی بر آن افزود و آن را اقامة الشهود فی ردّ الیهود فی منقول الرضا (معروف به منقول رضائی) نام نهاد.

 

فخرالاسلام

 

میرزا ابوالفضل نوری، معروف به فخرالاسلام نیز پس از ترک مسیحیت و تشرف به اسلام، در ۱۳۱۹ در جلسات هفتگی در منزل سید محمدصادق طباطبائی با حضور برخی از عالمان مسلمان دیگر شرکت می‌کرد که در آن‌ها به شبهه‌های دینی پاسخ گفته می‌شد. فخرالاسلام چند کتاب در نقد مسیحیت نوشته است.

 

نقش‌آفرینی‌های سیاسی

 

در کنار مطالعه نقش فرهنگی حوزه تهران، باید به نقش‌آفرینی‌های سیاسی این حوزه نیز توجه نمود.

 

در واقع بدون در نظر گرفتن معممین مخالف با فعالیت‌های سیاسی، ولی با اطمینان می‌توان چنین اظهار کرد که حوزه تهران در مبارزات اسلامی و ملی ایرانیان همواره نقش مهم و تعیین کننده‌ای ایفا کرده است.

 

در همه وقایع و جنبش‌های سیاسی یکی دو سده اخیر، از امتیاز انحصار تنباکو و اعتراض صریح حاج ملا علی کنی، رئیس حوزه تهران به اعطای امتیاز رویتر و شروع جنبش تحریم تنباکو به فتوای میرزا سید محمد حسن شیرازی و با هدایت و رهبری شاگرد و نماینده تام الاختیارش، مرجع شهید علامه شیخ فضل الله نوری، که به تهران اعزام نموده بود گرفته تا نهضت مشروطه و سپس مشروعه‌خواهی، به رهبری مرجع شهید علامه شیخ فضل‌اللّه نوری،  مبارزه با اقدامات دین‌ستیزانه رضا خان به رهبری شهید سید حسن مدرس، نهضت ملی اسلامی صنعت نفت به رهبری سید ابوالقاسم کاشانی و با همت و تلاش شهید سید مجتبی نواب صفوی و یارانش در فدائیان اسلام، قیام پانزده خرداد و انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) و روی‌دادهای پس از آن، و در دوره زعامت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(حفظه الله) نقش حوزه تهران کاملا چشم‌گیر و پیش‌تازانه بوده است.

 

فهرست منابع

 

(1)  احمد آشتیانی، چهارده رساله فارسی، به کوشش رضا استادی، قم ۱۴۰۳.

(2) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی‌نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.

(3) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، «شرح زندگی من»، تاریخ و فرهنگ معاصر، سال ۴، ش ۱ و ۲ (بهار و تابستان ۱۳۷۴).

(4) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة: الکرام البررة، قسم ۱ـ۲، مشهد ۱۴۰۴.

(5) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، مشهد، قسم ۱ـ۴، ۱۴۰۴.

(6)  محمدتقی آملی، «شرح احوال»، در زندگی‌نامه و خدمات علمی و فرهنگی آیت‌اللّه شیخ محمدتقی آملی تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۰ ش.

(7) آیت‌اللّه شیخ محمدجواد فومنی حائری (به روایت اسناد ساواک)، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۷ ش.

(8) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۵۰ ش.

(9) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، در چهل سال تاریخ ایران، چاپ ایرج افشار، ج ۱، تهران: اساطیر، ۱۳۶۳

(10) علی دوانی، دوره یازده جلدی "نهضت روحانیون ایران"، (۱۳۶۰شمسی).

(11) علی بن محمد امین‌الدوله، خاطرات سیاسی میرزاعلی‌خان امین‌الدوله، چاپ حافظ فرمان‌فرمائیان، (تهران) ۱۳۴۱ ش.

(12) مهدی انصاری، شیخ فضل‌اللّه نوری و مشروطیت: رویارویی دو اندیشه، تهران ۱۳۷۸ ش.

(13) ناصرالدین انصاری قمی، «آیت‌اللّه سید احمد خوانساری»، مسجد، ش ۳۴ (مهر و آبان ۱۳۷۶).

(14) مهدی بامداد، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری، تهران ۱۳۵۷ ش.

(15) شاکر برخوردار فرید، آداب الطلاب، تهران ۱۳۸۷ ش.

(16) عبدالحجت بلاغی، تاریخ تهران: قسمت مرکزی و مضافات، قم ۱۳۵۰ ش.

(17) علی تبریزی خیابانی، کتاب علماء معاصرین، چاپ سنگی تهران ۱۳۶۶.

(18) محمدرضا جدیدالاسلام یزدی، منقول الرضائی (اقامة الشهود فی رد الیهود)، (ترجمه علی بن حسین حسینی طهرانی)، چاپ سنگی (تهران ۱۲۹۲).

(19) رسول جعفریان، حاج مهدی سراج انصاری: ستاره‌ای درخشان در عرصه مطبوعات دینی، قم ۱۳۸۲

(20) جمال‌الدین بن عیسی جمال واعظ، «صورت مقاله جناب مستطاب آقا سید جمال‌الدین دامت برکاته»، صوراسرافیل، سال ۱، ش ۷ و ۸، ۲۱ جمادی‌الآخره ۱۳۲۵.

(21) محمدعلی حبیب‌آبادی، مکارم الآثار، اصفهان، ج ۴، ۱۳۵۲ ش، ج ۶، ۱۳۶۴ ش، ج ۷، ۱۳۷۴ ش.

(22) محمد حرزالدین، معارف الرجال فی تراجم العلماء و الادباء، قم ۱۴۰۵.

(23) حسن حسن‌زاده آملی، در آسمان معرفت: تذکره اوحدی از عالمان ربانی، قم ۱۳۷۵ ش.

(24) احمد حسینی اشکوری، تراجم الرجال، قم ۱۴۲۲.

(25) ابوالفضل بن محمدحسین خراسانی، احسن الحکایات فی حجاب السافرات، در رسائل حجابیه: شصت سال تلاش علمی در برابر بدعت کشف حجاب، (تدوین) رسول جعفریان، دفتر ۲، قم: دلیل ما، ۱۳۸۰ ش.

(26) یاسنت لویی رابینو، روزنامه‌های ایران: از آغاز تا سال ۱۳۲۹ه ق/ ۱۲۸۹ه ش، با اضافات و شرح کامل به همراه تصاویر روزنامه‌ها، ترجمه و تدوین جعفر خمامی‌زاده، تهران ۱۳۷۲ ش.

(27) عباس رضوی، «میرزا: نماد حوزه شیعه»، حوزه، سال ۱۹، ش ۳ و ۴ (مرداد ـ آبان ۱۳۸۱).

(28) منصوره رفیعی (جعفری فشارکی)، انجمن: ارگان انجمن ایالتی آذربایجان، تهران ۱۳۶۲ ش.

(29) علیرضا ریحان یزدی، آینه دانشوران، با مقدمه و تعلیقات و اضافات ناصر باقری بیدهندی، قم ۱۳۷۲ ش.

(30) حسین سلطان‌زاده، تاریخ مدارس ایران: از عهد باستان تا تأسیس دارالفنون، تهران ۱۳۶۴ ش.

(31) محمد سمامی حائری، بزرگان تنکابن، قم ۱۳۷۲ ش.

(32) محمد سمامی حائری، بزرگان رامسر، بخش ۱، قم ۱۳۶۱ ش.

(33) محمد شریف رازی، آثار الحجة، یا، تاریخ و دائرةالمعارف حوزه علمیه قم، قم ۱۳۳۲ـ۱۳۳۳ ش.

(34)  محمد شریف رازی، اختران فروزان ری و طهران، یا، تذکرة المقابر فی احوال المفاخر، قم: مکتبة الزهراء، (بی‌تا).

(35)  محمد شریف رازی، گنجینه دانشمندان، تهران ۱۳۵۲ـ۱۳۵۴ ش.

(36) منوچهر صدوقی سها، تاریخ حکماء و عرفاء متأخر بر صدرالمتألهین، تهران ۱۳۵۹

(37) باقر عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، تهران ۱۳۸۰ ش.

(38) محمدعلی عبرت نائینی، نامه فرهنگیان، چاپ عکسی تهران ۱۳۷۷

(39) محمدکاظم عصار، مجموعه آثار عصار، چاپ جلال‌الدین آشتیانی، تهران ۱۳۷۶ ش.

(40) علی اکبر غفاری، «استاد علی اکبر غفاری احیاگر میراثی از تشیع» (مصاحبه)، کیهان فرهنگی، سال ۳، ش ۳ (خرداد ۱۳۶۵).

(41) فقیه پارسا، یادنامه آیةاللّه العظمی میرزاعلی فلسفی قدس‌سره به مناسبت اولین سال‌گرد ارتحال، دفتر۱، تهیه: معاونت پژوهشی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۵ ش.

(42) محمدتقی فلسفی، خاطرات و مبارزات حجةالاسلام فلسفی، تهران ۱۳۷۶ ش.

(43) مهدی قرقانی،زندگانی حکیم جهانگیرخان قشقایی،اصفهان۱۳۷۱

(44) محمد قزوینی، یادداشت‌های قزوینی، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۶۳ ش.

(45) حسین کریمان،تهران درگذشته وحال،تهران۱۳۵۵ش

(46) مهدی محقق، دومین بیست گفتار در مباحث ادبی و تاریخی و فلسفی و کلامی و تاریخ علوم در اسلام، به انضمام زندگی‌نامه و کتاب‌نامه، تهران ۱۳۶۹ ش.

(47) عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، تهران ۱۳۷۷ ش.

(48) موسوعة طبقات الفقهاء، اشراف جعفر سبحانی، قم: مؤسسة الامام الصادق، ۱۴۱۸ـ۱۴۲۴.

(49) مصاحبه گفتگوی رادیو تلویزیون ایران(سال ۱۳۶۰ش) با مرحوم آیت الله حاج شیخ جمال الدین نوری(حاج آقا جمال)، در بیت ایشان، در خصوص پسر عمه شان مرجع شهید، حضرت آیت الله العظمی علامه شیخ فضل‌الله نوری.

(50) رسول موسوی تهرانی، «آن روزها»، در فقیه پارسا، قم: مؤسسة الامام الصادق، ۱۴۱۸ـ۱۴۲۴.

(51) محمد بن علی ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، چاپ علی اکبر سعیدی سیرجانی، تهران ۱۳۷۶ـ۱۳۷۷ ش.

(52) عبدالغفار بن علی‌محمد نجم‌الدوله، تشخیص نفوس دارالخلافه، چاپ ناصر پاکدامن، در فرهنگ ایران زمین (۱۳۵۳ ش).

(53) وقف‌نامه مسجد و مدرسه محمودیه تهران، چاپ علی‌رضا میرزا محمد، وقف: میراث جاویدان، سال ۸، ش ۱ (بهار ۱۳۷۹).

(54) علی ابوالحسنی منذر، دوره ۹ جلدی مشروطه، ناشر، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.

(55) یادنامه آیةاللّه سیدرضا فیروزآبادی، ۱۲۵۳ ش ـ مرداد ۱۳۳۴ ش، به کوشش محمد ترکمان، تهران: کویر، ۱۳۷۶ ش.

(56) علی ربانی خلخالی، دوجلدی شهدای روحانیت شیعه در یکصد سال اخیر، قم، انتشارات پیام اسلام.

 



کلیدواژه ها »

دیدگاه کاربران

مدرسه علمیه مشکوة را جا انداختید... حاج آقای قاسمیان کلی زحمت کشیده اند نخبگان دانشگاهی را در حوزه علمیه مشکوة کنار هم جمع کردند تا انشاءالله بتوانند در آینده طلابی باشند که دردی از دردهای انقلاب را مرحم کنند

با تشکر
لطفا اگه مقدوره لیست مدرسه های دینی جدید به همراه بیوگرافی اساتید و ادرساشونو تو سایت قرار بدید. مرسی

با سلام چرا نامی از مدرسه علمیه امیر المومنین در تهران و نامی از مرحوم حاج آقایکرباسی در این مقاله چیزی نیست

 

 

 

 

https://zamzam.ir/#home