جمعه 15 فروردين 1404 20:02 ساعت
شناسه خبر : 384092
مقدمه:
شب گذشته مأذنههای مساجد در شهرهای «نوی»، «جاسم» و دیگر نقاط حاشیه غربی استان درعا، ندای «حی علی الجهاد» سر دادند و جوانان این منطقه با سلاح سبک به جنگ با متجاوزین اسرائیلی پرداختند و صهیونیستها را وادار به عقبنشینی کردند. آیا این رویداد، «خلع الساعه» بود؟ این ماجرا را چگونه باید تحلیل کرد؟ در این یادداشت کوتاه، ماجرا را شرح میدهیم.
تلاش ترکیه برای احداث پایگاه نظامی در مرکز سوریه:
ترکیه به آمریکا پیشنهاد داده بود که ارتش آنکارا در فرودگاههای «تیفور» (T4)، «شعیرات» و «حماه» مستقر شود و در مقابل آمریکاییها حداقل دو پایگاه را در جنوب و مرکز سوریه در اختیار بگیرند.
برای توضیح بیشتر باید گفت فرودگاه «حماه» در حاشیه غربی شهر حماه قرار دارد و فرودگاههای «تیفور» (T4) و «شعیرات» در حاشیه شرقی استان حمص واقع شدهاند. به تعبیر دیگر، عملاً ترکیه از شعاع ۵۰ کیلومتری جنوب حمص پایینتر نمیآمد. در مقابل اما به آمریکا پیشنهاد داده بود در استانهای دمشق و سویدا پایگاه نظامی احداث کند.
اما پاسخ واشنگتن قاطع بود: «تلآویو هرگز قبول نمیکند!»
تحولات میدانی سه هفته اخیر:
به موازات پاسخ منفی ایالات متحده به ترکیه، ارتش آمریکا به صورت میدانی نیز دست به اقدامات معناداری زد.
در این راستا، مهمترین ابزار واشنگتن، گروه «جیش سوریا الحرة» بود که توسط ارتش آمریکا در منطقه «التنف» تأسیس، آموزش و تجهیز شدهاند و اکنون یک بخش خودمختار و نیمهمستقل از «ارتش جدید سوریه» به شمار میروند.
از زمان سقوط بشار اسد، شهرهای «القریتین» و «مهین» در تصرف این گروه است. این دو شهر در فاصله کمتر از پنجاه کیلومتری دو پایگاه «تیفور» و «شعیرات» قرار دارند. آنها به دمشق فشار آوردند تا «فرید القاسم» (فرمانده قبلی جیش سوریا الحرة) - که اهل القریتین است - به عنوان ارشد نظامی این منطقه منصوب شود تا عملا هیچ نیروی نظامی بدون اذن وی در این منطقه حق تحرک نداشته باشد.
به موازات آن، نیروهای جیش سوریا الحرة در میانه ماه مبارک رمضان، وارد شهر «تدمر» شدند تا عملا از جنوب و شرق، حاشیه تیفور را در اختیار بگیرند. در روز پایانی ماه مبارک، این واحد نظامی وارد شهر «الضمیر» شد و با نصب حاجز (ایست و بارزسی) عملا کنترل شهر را در اختیار گرفت. منابع غیررسمی از ورود آنها به «فرودگاه الضمیر» و حضور مستشاران آمریکایی نیز خبر دادند.
این در حالی است که عملا پایگاه شکاری «فرودگاه السین» نیز در سیطره جیش سوریا الحرة قرار گرفته است.
برخی منابع غیررسمی مدعی بودند ترکیه پیشنهاد داده بود تا آمریکا حداقل دو فرودگاه از چهار فرودگاه «الثعلة»، «خلخلة»، «السین» و «الضمیر» را در اختیار بگیرد. در مقابل ترکیه نیز در سه فرودگاه فوقالذکر (تیفور، شعیرات و حماه) مستقر شود. حال عملا روی زمین چه اتفاقی افتاد؟ نیروهای نیابتی آمریکا در نزدیکی تیفور و شعیرات مستقر شدند. همین نیروها، عملا دو فرودگاه الضمیر و السین را در اختیار گرفتند! فرودگاههای خلخله و الثعلة نیز در استان سویدا قرار دارد و محیط پیرامونی آن هماکنون در تصرف گروههای مسلح دروزی محلی است.
البته در مقابل باید توجه داشت که فرماندهی لشکر ۲۵ ارتش سوریه جدید به «محمد الجاسم» یا همان «ابو عمشة» (فرمانده وقت «سلطان سلیمان شاه» و فرمانده سابق «سلطان مراد») رسید که یکی از مشهورترین پراکسیهای ترکیه در سوریه است و برای ارتش ترکیه نیرو به لیبی و... هم فرستاده بود. لشکر ۲۵ در تقسیمبندیهای ارتش سوریه، محدوده استان حماه را در اختیار دارد و عملا فرودگاه حماه به متحدین ترکیه رسیده بود.
ورود میدانی مستقیم ارتش ترکیه
طی هفته گذشته، رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه با ادبیات شدید اللحنی علیه رژیم صهیونیستی موضعگیری کرد. بعد از ورود نیروی نیابتی آمریکا به شهر «الضمیر»، مقامات آنکارا اعلام کردند نیروی نظامی و سامانههای پدافند ضدهوایی در سوریه مستقر خواهند کرد.
به این ترتیب، ستونهای نظامی ارتش ترکیه به سمت فرودگاه تیفور (T4) حرکت کردند تا در آنجا مستقر شوند.
اقدام تلافیجویانه تلآویو
در واکنش به این اقدام، رژیم صهیونیستی سه پایگاه مهم «البحوث العلمية» در منطقه المزه دمشق، فرودگاه تیفور و فرودگاه حماه را بمباران کردند. شدت بمباران فرودگاه حماه به قدری شدید بود که برخی منابع از کشته شدن «ابو عمشة» خبر میدادند. هرچند ابو عمشة با ارسال یک گزارش تصویری و صحبت در برابر دوربین، کشته شدن خود را تکذیب کرد.
دقت در انتخاب سه نقطه هدف این حملات دارای اهمیت است:
۱- مرکز تحقیقات علمی (نظامی) یا «البحوث العلمیة» در مجاورت فرودگاه نظامی المزه قرار دارد. فرودگاه نظامی المزه، مقر فرماندهی و اصلیترین مرکز «پدافند هوایی» ارتش سوریه است. بمباران این نقطه، هشدار مستقیمی در زمینه «نصب سامانههای پدافندی» است.
۲- فرودگاه تیفور، مقصد همان ستون نظامی ارتش ترکیه است که وارد بخشهای مرکزی خاک سوریه شد. در فاصله کمتر از ۲۴ ساعت از ورود ارتش ترکیه، این پایگاه توسط رژیم صهیونیستی بمباران شد. این بمباران به وضوح نشان میداد تلآویو به راحتی نمیپذیرد تا ارتش ترکیه در مرکز سوریه مستقر شود.
۳- فرودگاه حماه، شدیدتر از دو نقطه دیگر بمباران شد. همانطور که در پایان بند «تحولات میدانی سه هفته اخیر» بیان شد، در تقسیمات جغرافیایی و انتصابات اداری اخیر ارتش سوریه، حماه به دست پراکسیهای ترکیه افتاده است. با این حال، هنوز ارتش ترکیه به صورت مستقیم در آن مستقر نشده است. اسرائیلیها با بمباران شدید و گسترده این پایگاه و تلاش برای گرفتن تلفات قابل توجه انسانی، نشان دادند در صورت لزوم حتی ممکن است سربازان ارتش ترکیه را نیز هدف قرار دهند و به این ترتیب به آنکارا هشدار دادند که - دست کم بدون توافق مستقیم با تلآویو - به هیچ وجه اجازه استقرار آن در مرکز سوریه را نخواهند داد!
جهاد در جنوب سوریه
به موازات حملات هوایی، نیروی زمینی ارتش اسرائیل در جنوب سوریه پیشروی کرد و وارد مناطق جدیدی در غرب استان درعا شد. آنها به حاشیه شهر «نوی» رسیدند که یکی از بزرگترین شهرهای استان درعاست و اهالی آن تعصب قومی ویژهای نسبت به هویت خود دارند.
به این ترتیب، خیزش بزرگی در این منطقه راه افتاد و جوانان با سلاح سبک به جنگ با ارتش اسرائیل رفتند.
جوانان درعا، با شجاعت و سلحشوری وارد این نبرد شدند؛ در حالی که نه سازماندهی داشتند و نقشه قبلی برای عملیات آماده کرده بودند. از لحاظ تجهیزات نیز صرفا سلاح سبک فردی در اختیار داشتند! حجم عدم هماهنگی به حدی بود که یک دسته از آنان، توسط گروه دیگری از اهالی نوی محاصره شدند!!
اما نتیجه این خیزش، عقبنشینی اسرائیل بعد از حدود ۴ ساعت درگیری شدید بود. در این درگیریها، بین ۱۵ تا ۲۲ سوری کشته و بیش از ۲۰ نفر زخمی شدند. در طرف مقابل نیز شواهد انتقال مجروحان توسط هلیکوپترها وجود دارد؛ اما ارتش اسرائیل آماری از مجروحان خود منتشر نکرده است! اما نتیجه قطعی این مقاومت، عقبنشینی اسرائیل از این محور بود.
تحرکات میدانی علیه اسرائیل؛ خودجوش یا سازماندهی شده؟
در اینجا به صورت طبیعی این پرسش مطرح میشود که جوانانی که دیشب علیه صهیونیستها جنگیدند، چه گروهی بودند؟ آیا تحرکات آنان خودجوش بود یا به آنکارا وابسته بودند؟ با حکومت جدید مستقر در دمشق چه رابطهای داشتند؟ و...
ابتدا باید گفت ترکیه به صورت مستقیم هیچگاه - حتی در دوران اوج جنگ داخلی سوریه - نفوذی در جنوب سوریه نداشته و گروههای مسلح جنوب هم ارتباط خاصی با آنکارا نداشتند.
گروههای مسلح فعال در استان درعا را به صورت کلی میتوان به چهار دسته تقسیم کرد. یکی از این چهار دسته، کسانی هستند که خودشان را «الثوار الحقیقی» میخواندند! کسانی که در جریان تسویههای سال ۲۰۱۸ُ حاضر نشدند به ارتش سوریه بپیوندند و هستههای پراکنده ضد دمشق را در نقاط مختلف درعا راهاندازی کردند. پایگاه اینها صرفا عشیرههای محلی خودشان است و در سالهای اوج قدرت «جبهه جنوبیه» نیز از سیطره اردن بر فرماندهان ارشد این تشکیلات، انتقاد میکردند و از آنها فاصله میگرفتند. از طرف دیگر، اینها رابطه حسنهای با حکومت جدید سوریه ندارند و مشخصا در «الصنمین» با دولت جدید درگیر شدند که دمشق مجبور شد با ارسال تیپ زرهی و به کمک تانک آنها را سرکوب کند!
درگیریهای دیشب هم مطلوب دمشق نبود. به همین علت در شمال استان درعا و مشخصا دو نقطه «الصنمین» و «جاسم»، با برپایی ایست و بازرسی، مانع ورود نیروهای داوطلب به منطقه درگیری میشدند! {برای توضیح بیشتر باید گفت قبیله بزرگ «العقیدات» در ریف دمشق فراخوان جهاد داد و جوانان از شهر «صحنایا» در قالب دو دسته به سمت نوی حرکت کردند؛ اما در جاسم و الصنمین توسط عوامل تحریر الشام متوقف شدند!}
از طرف دیگر تعدادی از شخصیتهای نزدیک به حکومت مانند «ماجد عبدالنور» و «ایمن هاروش» به صورت مستقیم و غیرمستقیم این اقدام اهالی درعا را تخطئه کردند. «ابومحمد الحورانی» مهمترین نیروی رسانهای تحریر الشام در درعا، کلا دیشب را خواب بود و تا لحظه تنظیم این سطور، یک خط در مورد تحولات مهم دیشب ننوشته است و این اقدام نشان میدهد حکومت قصد بایکوت این تحولات را دارد. «عمر الحریری» مشهورترین خبرنگار درعا که دارای ارتباط با حکومت جدید است - هرچند نیروی رسمی آنان نیست - نیز دیشب بعد از یکیدو ساعت، پوشش تحولات میدانی را قطع کرد که باعث استهزاء و گلایههای شدید مخاطبین شد و سحر امروز - بعد از عقبنشینی اسرائیل - تلاش کرد بایکوت دیشب را توجیه کند! شبکه کان اسرائیل ادعا کرده همین شخص (عمر الحریری) در یادداشتی برای آنها خواستار صلح بین سوریه و اسرائیل شده است!
جمعبندی:
دیشب برای نخستین بار اعتراضات مسلحانه خودجوش و مردمی به صورت گسترده علیه تجاوزات اسرائیل در جنوب سوریه صورت گرفت و باعث عقبنشینی صهیونیستها شد. با کمی تسامح میتوان وقایع دیشب را به وقایع بامداد ۱۰ می ۲۰۱۸ تشبیه کرد. وقایع آن شب باعث شد تا اسرائیل مدتی از تعدی به سوریه خودداری کند؛ اما در ادامه، ایران و مقاومت راهبرد «صبر استراتژیک» را در دستور کار قرار دادند که همه میدانیم سرانجام آن چه شد.
وقایع دیشب نشان داد اهالی درعا برای بازدارندگی در برابر اسرائیل و استراتژی «الاستنزاف» ظرفیت بالایی دارند.
اگر دولت سوریه - و حتی ترکیه - بتوانند با «استقطاب» این ظرفیت بالقوه را فعال سازند، اسرائیل مهار شده و به نوعی توافق آتشبس ۱۹۷۴ احیا خواهد شد؛ اما اگر نتوانند، تنها راه مؤثر برای دمشق توافقی خواهد بود که به احتمال زیاد جزئی از آن «تطبیع» است. در غیر این صورت، سوریه به سمت تجزیه میرود. در این زمینه، تحلیل «ماهر شرف الدین» از دقت بالایی برخوردار است.
در مورد موضع پیشنهادی برای مقاومت و ایران هم باید گفت منطقا تجزیه سوریه - آن هم با بازیگری مستقیم اسرائیل و پیشبرد ایده «ممر داود» - خطر بزرگی برای ایران است.

لینک کوتاه »
http://rajanews.com/node/384092
لینک کوتاه کپی شد
کلیدواژه ها »