ورزش اقتصاد

فرهنگ

تاريخ

درباره ما ارتباط با ما آرشيو جستجو پيوند ها
سه شنبه، 29 مهر 1393 13:46
تبلیغات











مشروح گفتگوی سه ساعته رجانیوز با طلبه سیرجانی؛
اصل هشت قانون‌اساسی احیا شود/ باید برای رهبری سربازي کنیم

بیش از 70 روز است که ضلع شرقی حرم حضرت عبدالعظیم، میزبان میهمانی است که در اعتراض به کم توجهی در رسیدگی به "پرونده مفاسد اقتصادی سیرجان" با پای پیاده از قم به تهران حرکت کرده است.

گفتگو با حجت الاسلام جهانشاهی ملقب به "طلبه سیرجانی" در عصر یکی از روزهای مرداد ماه و همزمان با دیدار جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران با او انجام شد. وی در این گفتگو به روایتی از حرکت اعتراضی خود از ابتدا تا کنون پرداخت و طی آن به پرسش های رجانیوز پاسخ داد.

طلبه سیرجانی با روایتی کوتاه از آغاز ماجرای زمین‌خواری در سیرجان بحث خود را آغاز کرد و از بی توجهی مسئولین این شهرستان نسبت به این پدیده سخن گفت. وی در ادامه نیز با اشاره به 2 بار زندانی شدن خود و 2 بار حرکت با پای پیاده به سوی تهران، در نهایت از دستور رهبر انقلاب جهت آزادی وی از زندان سخن گفت.

جهانشاهی در جای جای مصاحبه خود تاکید می کند که مطالباتش کاملاً شفاف و روشن است و تنها خواسته‌اش نیز از مسئولین، جز توجه و رسیدگی به پرونده های مفاسد اقتصادی کلان نیست.

وی در پایان نیز بر لزوم توجه به اصل 8 قانون اساسی و دیدارهایش با برخی از نمایندگان ملت در مجلس خبر داد، اگرچه تاکنون این دیدارها نتیجه خاصی در بر نداشته لکن او معتقد است تنها زمانی می توان به مقابله با جریان فساد و ظلم در کشور پرداخت که این موضوع در فرهنگ عمومی توده های مردم جاری و ساری شده و مبدل به یک گفتمان قوی تر از حال حاضر شود.

گفتگوی تفصیلی رجانیوز و طلبه سيرجانی را از نظر می گذارنیم:

بسیاری از خوانندگان ممکن است نام شما را به کرات شنیده باشند اما اطلاع دقیقی از روند اتفاقاتی که طی سال‌های اخیر منجر به اقدامات اعتراضی شما شده است نداشته باشند، لذا به نظر می رسد پیش از هر چیز بهتر است روایتی در این رابطه برای خوانندگان داشته باشید.

اواخر سال 84 بود که نمازگزاران یکی از مساجد سیرجان به من گفتند که نیروی انتظامی با یکی از جانبازان شهر به نام محمد مهدی مظفری که به برخی مسئولین شهر در رابطه با تخلفات‌شان اعتراض کرده بود، برخورد کرده و وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است.

بعد از آن در جلسه ای که ایشان را محاکمه کردند من نیز حضور داشتم. در آن جلسه تمام حرف قاضی این بود که این جانباز به برخی از مسئولین شهر توهین کرده که من وقتی پرسیدم مثلا ایشان کجا توهین کرده؟ در پاسخ گفتند مثلا وی خطاب به رییس شورای شهر سیرجان گفته شما در حق مردم خیانت و ظلم می کنید! اما واقعا نه توهینی در کار بود و نه مسئله دیگر و بعد از دادگاه هم ایشان را تقریبا دو ماهی به زندان بردند.

شما اقدام خاصی برای آزادی شان انجام ندادید؟

بعد از این اتفاق من نزد برخی مسئولین شهر از جمله فرماندار، رییس اطلاعات شهر، امام جمعه شهر و... رفتم و ماجرا را توضیح دادم اما کمکی نشد. بعد از این ماجرا با تعدادی از عدالتخواهان سیرجان در مسجد جامع امیرالمومنین(ع) سیرجان تحصن کردیم که البته بعد از این تحصن نیز ماجرا خیلی زود تمام شد و این جانباز از زندان آزاد شد.

یعنی ماجرا پایان یافت؟

خیر، بلکه ادامه این ماجرا از دل همین تحصن آغاز شد. زمانی که ما در مسجد متحصن بودیم، یکی دیگر از جانبازان سیرجان به نام سرلشکر ایران‌نژاد که از اعضای شورای شهر شهرستان نیز بود، اسنادی را برای من آورد که برخی از موارد زمین خواری در سیرجان با ذکر مصادیق را مشخص کرده بود. من از ایشان پرسیدم که با این زمین‌خواران برخورد نشده؟ ایشان نیز تاکید کرد اتفاقی در این زمینه نیفتاده است. علاوه بر این یک زمینی در خود سیرجان به نام زمین محمود آباد که بسیار هم معروف بود، وجود داشت که بسیاری از مردم بر سر آن اعتراض داشتند و سهم خود را می خواستند اما متاسفانه در این زمینه هم اقدام جدی نشده بود که با پیگیری‌های بعدی مشخص شد متهم اصلی این زمین یکی از مسئولین ارشد سیرجان بوده است!

بعد از این ماجرا در فروردین ماه 85 بود که ما بیانیه ای با عنوان "فریاد عدالت یک" نوشتیم و طی آن از مسئولین خواستیم تا به موضوع زمین‌خواری در سیرجان رسیدگی کنند و حتی در این زمینه طوماری را نیز با امضای هزاران نفر از مردم سیرجان به تهران آوردیم و به دادستان کل کشور و آقای داوود احمدی‌نژاد رییس وقت بازرسی نهاد ریاست جمهوری دادیم.

مجددا نیز بیانیه ای نوشتیم و طی آن اعلام کردیم که بسیاری از زمین های شهر را یکی از نهادها خریداری کرده و به فردی داده که به شهرام جزایری سیرجان معروف است. که البته من ایشان را مقصر اصلی نمی دانم چون ایشان مال خر است و مقصر همان هایی هستند که زمین های مردم را تصاحب کرده و به ایشان فروختند. ایشان هم زمین ها را مجموعاً 600 میلیون تومان خرید و پس از قطعه بندی، قصد فروش آن‌ها را به قیمت 15 میلیارد تومان داشت.

پس چرا با این اوصاف عده ای می گویند مطالبات شما شفاف نیست؟

واقعا نمی دانم. یکی از خواسته های شفاف بنده دقیقا همین است که چرا باید اموال بیت المال اینگونه توسط افراد خاص با رانت های ویژه مورد خرید و فروش قرار بگیرد و هیچ کس هم به این موضوع رسیدگی نکند؟

 

بعد از این ماجرا چه اتفاقی افتاد؟

بعد از این ماجرا بنده به دادگاه ویژه روحانیت استان کرمان احضار شدم و به من گفتند که چرا جنجال می کنی؟! در حالی که این موضوع آنقدر واضح است که مدتی قبل وقتی یک خبرنگار از فرماندار سیرجان می پرسد قضایای زمین‌خواری در سیرجان و... چیست؟ ایشان می گوید اجازه بدهید من در این مورد صحبتی نکنم! و وقتی خبرنگار سماجت می کند و جویای پاسخ می شود، فرماندار باز هم پاسخی نمی دهد و از خبرنگار می خواهد تا ضبط خود را خاموش کند! و این موضوع تا به امروز هم مسکوت مانده است و هیچ پیگیری درباره آن انجام نشده است.

دادگاه ویژه علیه شما حکمی هم صادر کرد؟

بله. من را به سه ماه و یک روز حبس محکوم کرد اما در عمل بدتر شد و با این کار من مصمم تر شدم که باید با این موضوع مبارزه کرد چرا که فساد به نظام ما ضربه می زند نه اعتراض و مبارزه با فساد. و خدا شاهد است هدف اصلی من از این کار خدمت به نظام و امام زمان(عج) بود چرا که معتقدم هر کار خیری باید به نیت ایشان انجام شود و امروز هم آنهایی که می گویند این کار من برای نظام هزینه دارد و... من می گویم که قبلا ما می گفتیم «بی عشق خمینی نتوان عاشق مهدی (عج) شد»، الان می گوییم «بی عشق خامنه ای نتوان عاشق مهدی (عج) شد» و من هم بزرگترین خدمت به این نظام را جلوگیری از ظلم افراد خودسر و نامتعهد و مبارزه با آنها می دانم که رهبر معظم انقلاب هم بارها بر این موضوع تاکید کرده اند.

بعد از این ماجرا به زندان رفتید؟

وقتی من در قم خواستم راهی زندان شوم بچه های جنبش عدالتخواه دانشجویی متوجه این موضوع شدند و از این جا ماجرا رسانه ای شد و این حکم به خاطر متوجه شدن دانشجویان و تجمعات حمایت آمیزی که در مورد این موضوع برگزار شد، یک سال به تاخیر افتاد اما سرانجام در پاییز 86 من را در قم دستگیر کردند و در زندان کرمان زندانی شدم. کمتر از دو ماه در زندان بودم اما حس من این بود که نباید ساکت شوم چرا که این طبیعی نبود که آنهایی که زمین‌خواری کرده اند آزاد باشند و من که از راه های قانونی پیگیر این موضوع بودم، به زندان بروم. من هنوز هم بعد از چند سال نفهمیدم که چرا من باید زندانی می شدم؟ چون پیگیر قانونی این موضوع بودم؟

شاید استدلال آنها این بوده که شما رفتارهای غیر متعارف مانند تحصن و پیاده روی و... انجام می دهید.

این طور نیست. چون من از ابتدا تا همین الان همه رفتارهایم قانونی بوده و بعد از آنکه دیدم در قبال این مسئله پاسخگو نیستند، دست به تحصن و بعد هم راهپیمایی زدم. بعد از آزادی از زندان هم باز راه های قانونی ادامه دادم و نزد برخی مسئولین شهر از جمله امام جمعه شهر رفتم و گفتم می خواهم دادخواهی کنم. بیانیه ای نوشتم و اعلام کردم اگر مسئولین به خواسته های ما توجهی نداشته باشند از سیرجان با پای پیاده به تهران حرکت خواهم کرد و سرانجام نیز این اتفاق در سال 87 افتاد و این تاخیر به خاطر انتخابات مجلس هشتم بود که نمی خواستم این حرکت تحت تاثیر فضای انتخابات قرار بگیرد، اما نهایتا در روز شهادت حضرت زهرا در 18 خرداد 1387 حرکت خود با پای پیاده از سیرجان به تهران را آغاز کردم.

در این مدت قصد تطمیع شما را نداشتند؟ پیشنهاد خاصی به شما ندادند؟

متاسفانه در لفافه چندین مورد به من غیرمستقیم پیشنهاد رشوه هم دادند تا موضوع را پایان دهند، با این استدلال که شما چرا تا الان زمین نداشته اید؟! اصلا حق شماست که زمین داشته باشید!

تنها به سمت تهران حرکت کردید؟

بله. خودم راحت تر بودم تنها باشم چون فکر می کردم اگر قرار باشد صدایم به کسی برسد نیازی نیست دیگران را اذیت کنم. البته دوستان زحمت کشیدند و در قسمت هایی از مسیر همراهم بودند اما من راضی به زحمت آنان نبودم. در مجموع 390 کیلومتر را طی کردم و 33 روز در راه بودم تا 20 تیرماه که مرا متوقف کردند و به دادگاه ویژه روحانیت در استان فارس تحویل دادند و جرم مرا پیاده روی تشخیص دادند که خلاف شأن روحانیت است! و بعد از آن به 23 ماه و نیم حبس، 3 سال عدم حضور در سیرجان، 8 سال خلع لباس روحانیت و 30 هزار تومان جریمه نقدی عوض شلاق محکوم شدم که البته بعد از 8 ماه و 8 روز به دستور رهبر معظم انقلاب از زندان آزاد شدم و در این مدت نیز هیچ گاه زیر بار خلع لباس نرفتم چرا که مرا به جرم عدالتخواهی محکوم کردند.

چه زمانی متوجه شدید رهبر انقلاب دستور به آزادی شما از زندان داده اند؟

ساعت شش غروب چهار شنبه 28 اسفند 87 آزاد شدم و همان موقع تعدادی از دانشجویان به من گفتند که رهبر انقلاب پیامی با عنوان «شکرالله مساعیک» برای حقیر فرستاده اند.

در این مدت دیداری با رهبر انقلاب نداشتید؟ یا درخواست ملاقات نداده اید؟

خیر. درخواست رسمی هم نداده ام چون معقتدم قبل از هرچیز ما باید برای آقا سربازی کنیم. درست است که من خیلی دوست دارم ایشان را از نزدیک زیارت کنم و این برایم قطعا افتخاری خواهد بود اما من این موضوع را خودخواهی و سواستفاده خودم از این موضوع می دانم چون من کاری نکرده ام که انتظار داشته باشم ایشان را ببینم و با این کار خود نمی خواهم وقت ایشان را تلف کنم.

تنها جایی که من خیلی مصر هستم با ایشان دیدار داشته باشم زمانی است که به من بگویند آقا از اقدامات من راضی نیستند و تنها در این صورت است که مصر خواهم بود ایشان را ببینم چون در این زمینه ها من به هیچ واسطه ای صد در صد مطمئن نیستم و ترجیح می دهم از خود ایشان این موضوع را بشنوم. دوست دارم زمانی پیش آقا بروم که یک سرباز پیروز باشم. زمانی که حداقل یک کاری کرده باشم. اگر الان توفیق دیدار با ایشان را داشته باشم، فقط شرمنده‌ام چون کاری نتوانسته ام انجام دهم.

بعد از آزادی مجدد از زندان اعتراض خود را پیگیری نکردید؟

چند روز بعد از آزادی من، سال 88 آغاز شد و در این سال هم به خاطر موضوع انتخابات و فتنه ای که شکل گرفت، این موضوع را پیگیری نکردم چون موجب سوء استفاده فتنه گران می شد. چون آن‌ها دشمنان نظام هستند و طبیعتاً به دنبال اصلاح نیستند و دلشان هم برای نظام ما نمی سوزد بلکه به دنبال غوغاسالاری و هوچی‌گری هستند و می خواهند از هر موضوعی سوء استفاده کنند، لذا من ترجیح دادم برای بهانه ندادن به این افراد، این کار را مدتی متوقف کنم تا اینکه بعد از 9 دی که تقریباً فتنه به طور کامل زمین‌گیر شد، چند روز بعد از آن در 28 دی ماه در نامه‌ای خطاب به نمایندگان مجلس این موضوع را مجدداً مطرح کردم و باز هم طبق روال عادی و قانونی بحث را ادامه دادم. حتی به تک تک دفاتر نمایندگان هم این نامه را تحویل دادم و حتی تعدادی از نمایندگان مثل آقایان کوچک زاده، حسینیان، زاکانی، آقاتهرانی، نادران، آشتیانی، رسایی و... به طور مستقیم نامه را به دست خودشان دادیم.

بعد از این اقدام، شما حرکتی از سوی مجلس انجام نشد؟

انجام شد اما به نظرم کافی نبود. بعد از این ماجرا، آقای فدایی و فرهنگی ما را دعوت کردند به کمیسیون اصل 90 مجلس که در آنجا تشکیل جلسه دادیم. در آن جا توضیحاتی دادیم و یکی از نمایندگان گفت ما پیگیری می کنیم و اگر واقعاً ظلمی صورت گرفته باشد، در این ماجرا ما هم با شما راهپیمایی اعتراض آمیز برگزار می کنیم و امروز که از بهمن 88 تقریبا شش ماه می گذرد، هنوز به من می گویند داریم پیگیری می کنیم.  حتی این نماینده محترم هفته قبل هم پیش ما آمد و گفت من خیلی در این ماجرا تلاش کردم اما هنوز به نتیجه قطعی نرسیده ایم و وقتی به شوخی به ایشان گفتم سر قول‌تان هستید که با هم راهپیمایی کنیم، ایشان خندید.

سرانجام اقدامات کمیسیون اصل 90 چه شد؟ گفتند هنوز در حال پیگیری هستند؟

گفتند یک جلسه ای می گذاریم. از طرف دادگاه ویژه روحانیت نماینده ای باشد و شما هم باشید و صحبت هایتان را بکنید تا ببینیم حق با کیست. اما این کار انجام نشد. بعد هم گفتند ما دو ماهه به شما جواب کتبی می دهیم اما بعد 2 ماه و نیم ماه گفتند آقای نکونام - نایب رییس وقت کمیسیون اصل 90- گفته اند ما صلاحیت رسیدگی به این موضوع را نداریم. من نمی دانم وقتی این کمیسیون صلاحیت این کار را ندارد پس چه کسی باید این کار را انجام دهد؟ لذا بعد از این ماجرا بود که مجددا راهپیمایی خود را آغاز کردم و این بار روز شهادت حضرت زهرا (س) در سال جاری بود که از جمکران با پای پیاده و با تعدادی از برادران با عنوان «کاروان عدالت» به سمت تهران حرکت کردیم و الان هم دو ماهی است که اینجا در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) متحصن هستم.

ماه رمضان هم اینجا هستید؟

حالا فعلا که هستیم انشالله.

شما از دولت انتظار ندارید در این موضوع وارد شود؟

خیر، چون اگر آقای احمدی نژاد بخواهد وارد این موضوع شود سریع می گویند بحث سیاسی است و آن را تقلیل می دهند به دعوای شخصی ایشان و آقای هاشمی! در حالی که من معتقد هستم اختلافات ایشان و آقای هاشمی هم بحث شخصی نیست و در تفاوت نگاه این دو نفر به موضوع عدالت ریشه دارد.

چطور رهبر انقلاب وارد این موضوع شدند، اما دولت نشود؟

فرق دارد، چون ایشان فراتر از قوا هستند و دیگر کسی نمی تواند بگوید ایشان بحث سیاسی می کنند.

انتظارتان از قوه قضاییه در این باره چیست؟

به نظرم بر خلاف تصور موجود که همه فقط این قوه را مقصر می دانند باید به کمک قوه قضاییه شتافت. یعنی بالاخره افرادی دارند کار خودشان را درست انجام می دهند و درست نیست ما بنشینیم یک گوشه و بگوییم چرا هیچ کاری انجام نمی شود؟ ما باید به کمک انسان های سالم قوه قضاییه برویم تا کارها با سرعت پیش برود.

به نظر من باید اصل هشت قانون اساسی را احیا کرد. این اصل می گوید: «در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ دعوت‏ به‏ خير، امر به‏ معروف‏ و نهي‏ از منكر وظيفه‏ اي‏ است‏ همگاني‏ و متقابل‏ بر عهده‏ مردم‏ نسبت‏ به‏ يكديگر، دولت‏ نسبت‏ به‏ مردم‏ و مردم‏ نسبت‏ به‏ دولت‏. شرايط و حدود و كيفيت‏ آن‏ را قانون‏ معين‏ مي‏ كند. "والمؤمنون‏ و المؤمنات‏ بعضهم‏ اولياء بعض‏ يامرون‏ بالمعروف‏ و ينهون‏ عن‏ المنكر" بخشی از اصل هشت، حق نظارت مردم بر مسئولین را مطرح می کند و متاسفانه طی 3 دهه اخیر که از اجرای قانون اساسی ما می گذرد، هنوز این اصل نهادینه نشده و راهکارهای آن ارائه نشده که حقوق آمر به معروف و ناهی از منکر در قانون اساسی ما نسبت به مسئولین به رسمیت شناخته و تقویت شود.

به نظرم باید بحث عدالتخواهی و مبارزه با فساد اقتصادی یک گفتمان عمومی در مردم شود و همه مردم و توده ها به میدان بیایند. همان چیزی که رهبر انقلاب فرمودند و گفتند که عدالتخواهی باید به یک مطالبه عمومی در کشور تبدیل شود. لذا باید نقش مردم در این زمینه پررنگ تر از همیشه شود. به نظر من فارغ از اینکه قوه قضاییه کار خود را درست انجام می دهد یا نه که این خودش یک بحث دیگری است، اصل قضیه این است که این موضوع یک مطالبه عمومی در مردم شود. شما فرض کنید اگر هر کسی در هر شهری اگر یک فسادی را دید نسبت به آن سکوت نکند و از طریق قانونی و نه بیش از آن، به آن اعتراض کند. خوب طبیعتا وضع خیلی بهتر از این می شود تا اینکه ما همه چیز را فقط از مسئولین انتظار داشته باشیم. چرا این همه حزب اللهی داریم اما همه ما پای این مسایل نمی ایستیم؟

متاسفانه علی‌رغم تلاش های شما و جریان دانشجویی طی سال‌های اخیر در موضوع عدالتخواهی به طور عام و مباحثی که به آن اشاره کردید، به‌طور خاص، برخی افرادی که از آنان انتظار موضع گیری می‌رود، سکوت کرده اند. شما علت را در چه می دانید؟

من یک طلبه کوچک هستم و در حدی نیستم که بخواهم در مورد علما صحبت کنم اما رهبری چندی قبل فرمودند: "توده های مردم در جریانات اخیر از برخی خواص بهتر عمل کردند، چون تعلقات مردم کمتر است." به نظر من هم ریشه اصلی و نهایی این موضوع جز این نیست. مرحوم مجتهدی تهرانی هم جمله زیبایی در این زمینه داشتند. ایشان می گفتند «برخی ها آیت‌الله هستند اما نفس شان آیت‌الله العظمی است.» البته ما نمی توانیم به طور مصداقی بگوییم چه کسی اینگونه هست یا نیست اما متاسفانه بعضا موارد این چنینی دیده می شود. البته هر گروه و صنفی نقاط ضعفی دارد و روحانیت هم از این موضوع مستثنی نیست اما در مجموع بدیهی است که نقاط قوت و فوائد روحانیت بسیار است.

یعنی نمی خواهید وارد فضای آسیب شناسی این موضوع شوید؟

البته در بحث آسیب شناسی روحانیت متاسفانه باب شده که هر کسی بنشیند و درس خود را بخواند و اگر هم کسی بخواهد وارد مسایل اینچنینی بشود و علیه یک ظلمی فریاد بزند، انگار کار سبکی انجام داده است.

اینکه پیاده روی شما در اعتراض به این موضوع را خلاف شان روحانیت تشخیص می دهند و شما را محاکمه می کنند، نیز می توان در این راستا دید؟

متاسفانه همین طور است این موضوع تبدیل به یک گفتمان شده که انگار یک روحانی باید به همه چیز بی اعتنا باشد و فقط در گوشه ای درس خود را بخواند و به نظرم این موضوعی جداگانه است که باید به آن از سوی بزرگان پرداخته شود که اصلا شان روحانیت چیست؟ آیا روحانیت باید به ظلم اعتراض بکند یا این اقدامات خلاف شان روحانیت است؟!

فکر می‌کنید سرانجام پرونده به کجا می انجامد؟

واقعا نمی دانم.

به نظرتان اقدام های اخیر شما در چارچوب گفتمان حضرت امام(ره) قابل قبول است؟ به عبارت ساده تر اگر ایشان حضور داشتند رفتار امثال شما را بر می تابیدند؟

سوال عجیبی است. به نظر من فرقی نمی کند و رهبر انقلاب ادامه سیره عملی حضرت امام(ره) هستند. و تنها به تفاوت زمان اقتضائات رفتاری تفاوت می کند.

و در پایان اگر صحبتی دارید، بفرمایید.

تشکر می کنم از شما و همکارانتان. به نظرم رجانیوز پایگاهی است که رسانه‌ی بچه حزب‌اللهی‌هاست و تاکنون هم موفق بوده و من حتی شنیدم که از بسیاری از خبرگزاری های رسمی نیز بازدید کننده بیشتر دارد. از طرف ما به دوستانتان خسته نباشید بگویید.

اخبار مرتبط:

ديدار وبلاگ‌نويسان با طلبه سيرجاني

نامه سرگشاده 19 چهره دانشگاهي و فرهنگي درباره طلبه سيرجاني

 

کد خبر:57133 -

نظرات کاربران

نام:
ايميل:
نظر
کد امنيتی كد امنيتي تغيير تصوير
 
ارسال
نظرات کاربران
سیدحقیقت محمدیان

سلام :همان چیزی که رهبر انقلاب فرمودند و گفتند که عدالتخواهی باید به یک مطالبه عمومی در کشور تبدیل شود. توده های مردم در جریانات اخیر از برخی خواص بهتر عمل کردند، چون تعلقات مردم کمتر است." به نظر من فرقی نمی کند و رهبر انقلاب ادامه سیره عملی حضرت امام(ره) هستند. و تنها به تفاوت زمان اقتضائات رفتاری تفاوت می کند. راهپیمائی وتحصن جرم نیست بلکه ابراز حق خواهی وعدالتخواهی است آنان که راهپیمائی وتحصن طلبه سیستانی را جرم وخلاف شان روحانی میدانندعیب از شیطان درونیشان است الحق مع العلی والعلی مع الحق






سه شنبه، 12 مرداد 1389

5:47:55 PM

بخشی از اصل 8 حق نظارت مردم بر مسئولین را مطرح می کند و متاسفانه طی 3 دهه اخیر که از اجرای قانون اساسی ما می گذرد، هنوز این اصل نهادینه نشده و راهکارهای آن ارائه نشده که حقوق آمر به معروف و ناهی از منکر در قانون اساسی ما نسبت به مسئولین به رسمیت شناخته شود. باید بحث عدالتخواهی و مبارزه با مفاسد اقتصادی یک گفتمان عمومی در مردم شود.