|
|||||||||||||||||||||
گروه تاریخ- محمد مهدی تهرانی: سایت خبری آینده در ادامه انتشار سلسله مطالب تخریبی علیه آیتالله مصباح یزدی، در حالی که ترجیح داد ادعاهای نادرست قبلی خود را مسکوت باقی بگذارد، اقدام به انتشار سخنانی از شهید بهشتی کرد و این گونه وانمود کرد که مخاطب اصلی این سخنان و مشخصاً برخی عبارات انتقاد آمیز آن، آیتالله مصباح یزدی بوده است.
این در حالی است که در قسمت های حذف شده همین سخنرانی، شهید آیتالله بهشتی از دوستی نزدیک خود با آیتالله مصباح یزدی سخن می گوید و بعد از آن نیز از کسانی که می خواهند اختلاف برداشت های جزیی را به دعواهای بزرگ تبدیل کنند، انتقاد مینماید.
ماجرا به انتقادات گسترده ای که حول محور سخنرانی های شریعتی شکل گرفت، مربوط می شود. آن زمان دامنه انتقادات به شریعتی و نیز حمایت ها از او به مدرسه حقانی هم کشیده شد. مدرسه حقانی با پیشنهاد شهید بهشتی و زیر نظر آیتالله گلپایگانی تأسیس شده بود و آیتالله مصباح یزدی هم از اساتید بهنام این مدرسه و از اعضای هیئت مدیره آن بهشمار می رفت.
در فضای آن روز، اظهارنظرهای موافقان و مخالفان شریعتی کوچه و بازار شهر را هم پر کرده بود و در میان چهره های مطرح و شخصیت ها هم واکنش هایی جدی وجود داشت. علامه طباطبایی، شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید صدر، شهید مفتح و آیتالله مصباح از منتقدین شریعتی و اندیشه او به شمار می آمدند. آنها معتقد بودند آنچه شریعتی با عنوان اسلام شناسی معرفی می کند، بازشناسی خامی است که ضررهایی را برای مشی درست دینی به همراه دارد.
البته در این میان، بعضا اختلاف نظرهایی هم میان منتقدان شریعتی به وجود می آمد. برخی، انتقاداتِ برخی دیگر را نمی پذیرفتند و بعضاً مباحثه ای علمی درمی گرفت. در این فضا بود که افرادی با جار و جنجال و برخورد متعصبانه کوشیدند تا اختلاف نظرهای اینگونه را به شکافی عمیق میان بزرگان تعبیر و از آن تصویر یک دعوای تمام عیار ارائه کنند. این فضا در مدرسه حقانی هم وجود داشت. طلاب مدرسه گاهی با عنوان حمایت و یا انتقاد از شریعتی و گاهی با عنوان حمایت از شهید بهشتی یا آیتالله مصباح به بحث میپرداختند.
این فضای مدرسه حقانی بود که آیتالله بهشتی را به واکنش واداشت تا ضمن تأکید بر همان بحث علمی، برخورد برخی طلاب مدرسه را به نقد بکشد. شهید بهشتی ضمن طرح این سوال که "چرا باید مسئله ای كه لااقل میان من و جناب آقای مصباح به صورت دو برداشت قابل طرح است، به این شكل درآید؟" از کسانی که در دو سویه میدان حاضر نبودند، حقیقت را بپذیرند و نیز کسانی که می کوشیدند تا از کاه، کوه بسازند، انتقاد کرد و آنان را یک مشت لجوج، پرخاشگر بی جا، متعصب و ولنگار توصیف کرد.
شهید بهشتی برای آنکه برخی مغرضانه یا ناخواسته در فهم سخنان او دچار اشتباه نشوند، تأکید کرد: «بحث من در اینجا، بحث جناب آقای مصباح نیست. بحث من در اینجا با شما طلاب است.» او همچنین از بحث های دوستانه خود با آیتالله مصباح سخن گفت: «چون ما با ایشان دوستی هستیم که با هم صریح حرف می زنیم. همین حالا هم همین طور است. همین حالا هستم. دارم حرف می زنم، حرفی است که دوست با دوست می زند.»
دوستی شهید آیتالله بهشتی و آیتالله مصباح و همکاری های این دو سابقه ای دیرینه دارد. متن نامه های شهید بهشتی به آیتالله مصباح از هامبورگ و نیز تأکیدات مکرر او طی آن سال ها از این رابطه حکایت دارد. شهید بهشتی گاهی در نامهها از آیتالله مصباح یزدی با عنوان "دانشمند" یاد می کند و گاهی او را "دوست عزیز" لقب می دهد. در یکی از نامه ها آمده است: «دوست عزیز! سلام بر شما و بر دوستان و رفقای یکدل... خیلی زودتر از این می خواستم برای شما نامه بنویسم، ولی در پی ساعت دِنجی بودم که بتوانم با آقای مصباح که "مصباحِ دوستان" است، با فکری فارغ گفتگو کنم و از اینگونه ساعت ها در این مدت کم بهره برده ام.»
بعد از شهادت شهید بهشتی هم حضرت آیتالله خامنهای در گفتوگویی با روزنامه جمهوری اسلامی در خصوص رابطه شهید بهشتی و آیتالله مصباح بیان کردند: «ایشان (شهید بهشتی) خیلی از آقای مصباح خوشش می آمد و تصریح می کرد که من از این آقای مصباح و امثال او خوشم می آید. از آدم های آرام و ملایم و تودار خوشش می آمد.»
در واقع
شهید بهشتی و آیتالله مصباح یزدی در دبیرستان دین و دانش، هیئت های مؤتلفه، کارگروه تحقیقی درباره حکومت اسلامی و نیز در مدرسه حقانی همکاری نزدیکی با هم داشتند. در خصوص شریعتی البته بعضا اختلاف برداشت های میان شهید بهشتی، شهید مفتح و شهید صدر از یک سو و علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیتالله مصباح یزدی از سوی دیگر وجود داشت. به طور کاملا طبیعی برخی انتقادات شهید مطهری و آیتالله مصباح از شریعتی را شهید بهشتی قبول نداشت و بعضاً درصدد پاسخ به آنها برمی آمد و بحثی علمی در می گرفت.
شهید بهشتی در عین حال به کسانی که در مقابل انتقادات منطقی آیتالله مصباح موضع می گرفتند هم واکنش نشان می داد و می گفت: «مگر همین شما دوستان نبودید که من در اولین یا دومین دیدار به شما انتقاد کردم و گفتم چرا در برابر انتقاد منطقی جناب آقای مصباح از کارهای دکتر شریعتی، حساسیت بیجا نشان می دهید؟ مگر یادتان رفته؟»
شهید بهشتی البته چون برخی دیگران، منتقد شریعتی بود. او تأکید می کرد: «من مکرر گفته ام دکتر شریعتی بیش از آنکه یک اندیشمند باشد، شاعر است؛ روی قریحه حرف می زند، روی سینه حرف می زند، و این بزرگترین انحراف و خطای اوست.» آیتالله بهشتی با اشاره به سخنان شریعتی تصریح می کرد: «در این بازشناسی خامی های فراوانی دارد و کار تحقیقی مستندش از کار قریحهای و ذوقی اش بسیار کمتر است. من می دانم که او در این برداشت های سلیقه ای و ذوقی که می تواند با خطاها و اشتباهات و انحرافات همراه باشد، ضررها هم زده و یا می زند.»
شهید بهشتی البته معتقد بود شریعتی سودهایی هم برای انقلاب و اسلام داشته است و نباید او را کاملاً نفی کرد. علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیتالله مصباح یزدی اما معتقد بودند آسیبی که شریعتی در آن برهه به اسلام می زند، قابل جبران نیست. عباراتی که شهید مطهری برای شریعتی در آن برهه تاریخی به کار می برد، گاه به تندی می گراید، در حالی که آیتالله مصباح حاضر به مناظره با شریعتی می شود، علامه طباطبایی حتی شریعتی را به حضور هم نمی پذیرد.
این همه در حالی بود که امام هم موضعی منفی نسبت به شریعتی داشت. وقتی سید حمید روحانی از امام درخصوص علت عدم استفاده از واژه "مرحوم" برای دکتر شریعتی در یکی از نامه هایشان سوال کرد و خطاب به امام گفت: "خوب بود اقلا یک کلمه مرحومی شما می نوشتید، اینکه تأییدی نمی شود"، امام فرمودند: «اگر او را مُسلِم می دانستم، می نوشتم!»
علی مطهری هم با ذکر خاطره ای این موضع امام در مورد شریعتی را تأیید می کند. او می گوید: «پدرم در منزل درباره مسائل اجتماعی و سیاسی و گروه ها و افراد مخالف خود صحبت نمی کردند، مگر اینکه سوال می کردیم. در این صورت هم بهطور مختصر جواب می دادند. مثلا در باب مسئله دکتر شریعتی یک روز از ایشان در منزل سوال کردم نظر امام درباره دکتر شریعتی چیست؟ فرمودند نظر امام از نظر من تندتر است.»
در واقع علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیتالله مصباح در آن دوره زمانی، قضاوتی مشترک درخصوص شریعتی داشتند. قضاوتی که با نگاه امام هم نزدیکی زیادی داشت. البته اختلاف نظرهایی هم بین برخی انقلابیون درخصوص نحوه مواجهه با شریعتی وجود داشت که شهید بهشتی همان زمان نسبت به سوء استفاده از این اختلاف نظرها هشدار میداد.
با این حال، وقتی عرصه رسانه به جای انعکاس حقایق به سیاسی کاری آلوده می شود و به بهانه تخریب آیتالله مصباح، سخنان شهید آیتالله بهشتی تحریف می شود، ضرورت تحول در علوم انسانی که مطالبه رهبر انقلاب است، به سخره گرفته می شود و دستاوردهای علمی و عملی و شاگردان استاد انکار می شود، آن گاه دیگر انتظار صداقت از آن رسانه بیهوده است.
شاید مرور دوباره سخنان رهبر انقلاب در مورد آیتالله مصباح یزدی برای آنکه دریابیم در کدام جبهه قرار گرفته ایم، خالی از لطف نباشد: «این هجوم تبلیغاتی را که به شخصیت های برجسته، به انسان های والا و با اخلاق برجسته می کنند، اینها همه اش نشان دهنده اهداف و نیات دشمن است. یک نفر مثل جناب آقای مصباح که حقیقتا این شخصیت عزیز جزو شخصیت هایی است که همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامی از اعماق دل بایستی قدردان و سپاسگزار این مرد عزیز باشند، مورد هجوم تبلیغاتی قرار می گیرند... حرف رسا و نافذ، منطق قوی و مستحکم هر جایی که باشد، آنجا را دشمن زود تشخیص می دهد، چون حسابگر است. دشمن آنجا را خوب می شناسد و به مقابله اش می آید. با مرحوم شهید مطهری هم همین جوری برخورد کردند.»
واقعا مطلب درخشانی بود. من خلاصه ای از چند نکته جالب تر مطلب شما را بازنویسی می کنم. 1) در قسمت های حذف شده همین سخنرانی، شهید آیتالله بهشتی از دوستی نزدیک خود با آیتالله مصباح یزدی سخن می گوید و بعد از آن نیز از کسانی که می خواهند اختلاف برداشت های جزیی را به دعواهای بزرگ تبدیل کنند، انتقاد مینماید. 2) در خصوص شریعتی البته بعضا اختلاف برداشت های میان شهید بهشتی، شهید مفتح و شهید صدر از یک سو و علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیتالله مصباح یزدی از سوی دیگر وجود داشت. علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیتالله مصباح یزدی اما معتقد بودند آسیبی که شریعتی در آن برهه به اسلام می زند، قابل جبران نیست. عباراتی که شهید مطهری برای شریعتی در آن برهه تاریخی به کار می برد، گاه به تندی می گراید، در حالی که آیتالله مصباح حاضر به مناظره با شریعتی می شود، علامه طباطبایی حتی شریعتی را به حضور هم نمی پذیرد. این همه در حالی بود که امام هم موضعی منفی نسبت به شریعتی داشت. وقتی سید حمید روحانی از امام درخصوص علت عدم استفاده از واژه "مرحوم" برای دکتر شریعتی در یکی از نامه هایشان سوال کرد و خطاب به امام گفت: "خوب بود اقلا یک کلمه مرحومی شما می نوشتید، اینکه تأییدی نمی شود"، امام فرمودند: «اگر او را مُسلِم می دانستم، می نوشتم!» 3) دوستی شهید آیتالله بهشتی و آیتالله مصباح و همکاری های این دو سابقه ای دیرینه دارد. متن نامه های شهید بهشتی به آیتالله مصباح از هامبورگ و نیز تأکیدات مکرر او طی آن سال ها از این رابطه حکایت دارد. شهید بهشتی گاهی در نامهها از آیتالله مصباح یزدی با عنوان "دانشمند" یاد می کند و گاهی او را "دوست عزیز" لقب می دهد. در یکی از نامه ها آمده است: «دوست عزیز! سلام بر شما و بر دوستان و رفقای یکدل... خیلی زودتر از این می خواستم برای شما نامه بنویسم، ولی در پی ساعت دِنجی بودم که بتوانم با آقای مصباح که "مصباحِ دوستان" است، با فکری فارغ گفتگو کنم و از اینگونه ساعت ها در این مدت کم بهره برده ام.»
کجایی شهید بهشتی جان که ببینی آقا زاده شما .....
عالی بود ... من مطلب آینده رو دیشب خوندم و با خوندن این مطلب رجانیوز واقعا لذت بردم ... خداوند شهدای اسلام و انقلاب را بر سفره سید الشهداء مهمان کند و پیروان آنان رانیز نصرت عطا فرماید . انشاءالله
چرا باید اجازه داد برخی هرچه مزخرف و دروغ است به خورد مردم دهند. دولت باید جلوی اینها را بگیرد
شما می خواین شریعتی رو از ذهنها پاک کنید؟ کور خوندید
نمردیم وبالاخره یک مطلب بدون رودربایستی وتعارف در مورد شریعتی دیدیم
من از دوستان خود مي خواهم جهت آشنايي در رابطه با ارتباط عاطفي و پرشور شهيد بزرگوار بهشتي (ره)وحضرت استاد مصباح(حفظه الله) به كتاب زيباي "مصباح دوستان "كه اسم همين كتاب نيز برگرفته از يكي از نامه هاي شهيد به استاد است مراجعه فرمايند
كسي نمي خوادشريعتي رو حذف كنه.اما دليل نميشه نقاط منفي اون ناديده گرفته بشه.
تا کی باید آقازاده ها هر چی دلشون خواست به خورد مردم دهند؟ مگر دستگاه قضایی ما کجاستتتتتتتتتتتت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جبهه باطل هیچ گاه از ترشحات فاسد خود دست برنمی دارد ، این ماییم که باید به دنبال حق باشیم و تمام سخنان را بشنویم ، درود بر شما
سلام . بابا تخریب چیه ؟ یه روزی شهید بهشتی یه انتقادی به جناب مصباح داشته . انگار نعوذبالله به امام معصوم تعرض شده . گمان نمی کنم بهتر از شما کسانی را بتوان برای عملیات انتحاری پیدا کرد . مگه نه ؟
مطلب خیلی خوبی بود. من هم قبلا این کتاب رو خونده بودم و وقتی برداشت نابجای این آقایون رو دیدم واقعا تعجب کردم. اجر نویسنده مطلب با شهدا ان شا الله
ابن مطلب وافعامفيداست و خبلي از حقايق را كشف كرد. البته بايد گفت از جمله علماي تشيع كه موضع تند و مؤثر عليه شريعتي و مظلوم واقع شد به خاطر اين موضع مرحوم علامه عسكري و بادمان نرفته كه خود شريعتي علامه عسكري را مطرح كرد بعنوان سخنگوي يا ممثل تشيع صفوي در كتاب تشيع علوي و تشيع صفوي .
حضرت آقای مصباح هم مثل شهید بهشتی آماج تهمت های زیادی هستند البته هرکس مدافع رهبری و اصول اساسی دین و حکومت باشد چنین است چرا برای عده ای بی تفاوت نسبت به اسلام و رهبری هستند ایچنین نیست دشمنان منافقین داخلی بداند هر کس با آل علی در افتاد ور افتاد
در پاسخ به دوستی که نوشته : «شما می خواین شریعتی رو از ذهنها پاک کنید؟ کور خوندید» با جمله امام جوابتون رو میدم: «اگر او را مُسلِم می دانستم، می نوشتم!»
نمیدونم اینها کی از تخریب آیتالله مصباح دست برمیدارند!
همه می دونیم که تاریخ تکرار می شه در زمان امام علی هم یاران باوفای امام علی همین جور مورد هجمه توسط دنیا دوستان قرار می گرفتندحالا هم که آیت الله مصباح عزیز هم که یار علی زمان خود است این جور به ایشون جفا میشه ولی همه بدانند که :ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند
رهبر انقلاب در تجلیل از شخصیت آیتالله مصباح لب به سخن گشودند و فرمودند: «بنده نزدیک به چهل سال است که جناب آقای مصباح را می شناسم و به ایشان به عنوان یک فقیه، فیلسوف، متفکر و صاحب نظر در مسائل سیاسی اسلام ارادت قلبی دارم. اگر خداوند متعال به نسل کنونی ما این توفیق را نداد که از شخصیت هایی مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری استفاده کند، اما به لطف خدا این شخصیت عزیز و عظیم القدر خلأ آن عزیزان را در زمان ما پر می کند.» ایشان در سال 79 هم در جمع دانشجویان طرح ولایت به هجمه ها اشاره کردند و فرمودند: «این هجوم تبلیغاتی را که به شخصیت های برجسته، به انسان های والا و با اخلاق برجسته می کنند، اینها همه اش نشان دهنده اهداف و نیات دشمن است. یک نفر مثل جناب آقای مصباح که حقیقتا این شخصیت عزیز جزو شخصیت هایی است که همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامی از اعماق دل بایستی قدردان و سپاسگزار این مرد عزیز باشند، مورد هجوم تبلیغاتی قرار می گیرند... حرف رسا و نافذ، منطق قوی و مستحکم هر جایی که باشد، آنجا را دشمن زود تشخیص می دهد، چون حسابگر است. دشمن آنجا را خوب می شناسد و به مقابله اش می آید. با مرحوم شهید مطهری هم همین جوری برخورد کردند.» تاسیس موسسه "در راه حق" که در همین خط سیر معنا پیدا می کرد، از همان آغاز مورد پشتیبانی و حمایت امام راحل قرار گرفت. حجت الاسلام رحيميان پیشتر با اشاره به این موضوع گفته بود:«امام(ره) نسبت به تاسيس برخي مدارس و مؤسسان برخورد منفي داشتند، مثلاً در قبال پيشنهادي كه از سوي آقاي منتظري خدمت امام(ره) نقل كردم كه امام(ره) ۱۰ ميليون تومان كمك كند تا يكي از مدارس توسعه يابد و سالن ساخته شود، امام(ره) نه تنها جواب مثبت ندادند بلكه چند بار تكرار كردند، "من خوف اين را دارم كه. . . " به شدت برخورد منفي كردند.» با این همه و با وجود حساسیت هایی که امام داشتند و مخالفت هایی که حتی با پیشنهادات برخی مراجع تقلید صورت می گرفت، ایشان علاوه بر شهريه عمومي ای كه براي طلاب پرداخت مي كردند، هزينه و بودجه مؤسسه را هر ماه طي صدور چكي به نام آقاي مصباح پرداخت مي كردند كه اين مطلب حكايت از اطمينان كامل امام(ره) به عملكرد علمي و سيستم آموزشي آیتالله مصباح داشت. در سال های بعد هم رهبر انقلاب ایشان را به عنوان رییس موسسه امام خمینی(ره) منصوب کردند. در حکم انتصاب ایشان در سال 1374 آمده است: «اکنون که بحمدلله موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(اعلی الله مقامه) در سایه تلاش پیگیر و موفق جنابعالی رسمیت یافته و به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است، جنابعالی را که از برکات ماندگار حوزه علمیه قم و از چهره های موصوف و معروف به علم و عمل و جد و ابتکار می باشید به ریاست و مدیریت این موسسه منصوب می کنم... با توجه به احاطه و نکته دانی آن جناب، خود را از توصیه به کارهای بایسته بی نیاز می دانم و شما و همه همکاران هوشمند و دلسوزتان را به لطف و هدایت و فضل مستمر پروردگار متعال می سپارم.» بينندگان عزيز در سايت رهبر انقلاب كلمه مصباح را سرچ و فرمايشات ايشان را ببينيد . حكم حضر اق هم در اينترنت سرچ نمائيد . و اگاهانه از اين سرمايه عظيم انقلاب حمايت و استفاده كنيم كه فردا دير است .
نباید دکتر شریعتی را درذهن ها بدجلوه داد شاید تئورری های غلطی داشته باشند ولی همه ی انها غلط نبوده
من در قسمت نظرات كاربران به اينده و كاربران ديگر جوابيه اي كوتاه دادم اما اونا نوشتن بعد از تائيد نمايش داده خواهد شد كه نشد كه نشد.اين هم ادعاي ازادي بيان اينده
دكتر... علي... شريعتي... معلم شهيد ماست
شما هم به یک طرف رفته اید، چرا از حمایت های آقایان بهشتی،خامنه ای و امام موسی صدر از بهشتی چیزی ننوشته اید؟چرا تنها انتقادات بهشتی را مورد نظر قرار داده اید و از ستایش های او، سخنی به میان نیاورده اید؟برخی از کسانی که در این مقاله از آن ها یاد کرده اید،به داشتن نظرات افراطی در تاریخ انقلاب شهره بوده اند و هستند.شریعتی نیز مانند هر انسان غیر معصوم دیگر ، نقاط ضعف و قوت خود را داشته است. ولی مگر همو نبوده است که با سخنرانی های خود، از جوانان "مجاهد زده" ی آن روز عقده گشایی می کرد و از فرو غلطیدن بسیاری از جوانان ودانشجویان به دام مجاهدین خلق و چپ نمایان جلوگیری کرد؟ برخی از افراد مذکور در این مقاله در آن زمان کجا بوده اند؟ شرط انصاف آن است که اگر نقص افراد را یاد آوری می کنیم، نقاط قوت و خدمات آنان را نیز به یاد آوریم،شاید آیندگان نیز در مورد ما چنین قضاوت کنند!
در خلوص اين مرد خدا همين بس كه در كوران بسط هژموني ليبرال دموكراسي در ايران و فضاي آكنده از اختناق دموكراتيك سالهاي 78 كه صحبت كردن و نقد كردن دموكراسي ليبرال جرمي نابخشودني بود و بلافاصله انسان آماج حملات دموكراتيك اين آقايان واقع مي شد اين عالم وارسته تمام حيثيت خود را به وسط ميدان آورد و با آن سخنرانيهاي متين و منطقي و با آن كلام نافذ و استوار خود پاسخ تمام شبهات ذهني جوانان جوياي حقيقت را طرح كرد و اگر امروز گفتمان عدالتخواهي در كشور هژموني عمال ساحر ليبرال سرمايه داري را در هم شكست مرهون آن مجاهدتهاي اين مرد بزرگ و خرج كردن آبروي خود در راه اسلام و انقلاب است. همچنين اينجانب به عنوان سيدي از تبار حضرت سيدالشهدا لازم مي دانم كه از ايشان بدليل ايراد مجموعه سخنرانيهاي ايشان تحت عنوان آذرخش كه در آن به زيبايي وشيوايي از حركت سيدالشهدا و عزاداري بر سيدالشهدا دفاع شده و به شبهات پيرامون اين دو مقوله با منطقي استوار پاسخ گفته شده تشكر كنم و دست ايشان را مي بوسم.
در خلوص اين مرد خدا همين بس كه در كوران بسط هژموني ليبرال دموكراسي در ايران و فضاي آكنده از اختناق دموكراتيك سالهاي 78 كه صحبت كردن و نقد كردن دموكراسي ليبرال جرمي نابخشودني بود و بلافاصله انسان آماج حملات دموكراتيك اين آقايان واقع مي شد اين عالم وارسته تمام حيثيت خود را به وسط ميدان آورد و با آن سخنرانيهاي متين و منطقي و با آن كلام نافذ و استوار خود پاسخ تمام شبهات ذهني جوانان جوياي حقيقت را طرح كرد و اگر امروز گفتمان عدالتخواهي در كشور هژموني عمال ساحر ليبرال سرمايه داري را در هم شكست مرهون آن مجاهدتهاي اين مرد بزرگ و خرج كردن آبروي خود در راه اسلام و انقلاب است. همچنين اينجانب به عنوان سيدي از تبار حضرت سيدالشهدا لازم مي دانم كه از ايشان بدليل ايراد مجموعه سخنرانيهاي ايشان تحت عنوان آذرخش كه در آن به زيبايي وشيوايي از حركت سيدالشهدا و عزاداري بر سيدالشهدا دفاع شده و به شبهات پيرامون اين دو مقوله با منطقي استوار پاسخ گفته شده تشكر كنم و دست ايشان را مي بوسم.
امثال استاد مصباح معتقد بودند اسلامی که معرفی می کنیم اگر اسلام درستی نباشد مبارزین به انحراف کشیده خواهند شد.لذاست که دکتر بهشتی خود می فرمودند شریعتی تبدیل به بت شده و جناب مصباح مشغول شکستن بت هستند.
رهبر معظم انقلاب در يكي از صحبتهاشون فرمودند دشمن به نيروهاي ضعيف كاري ندارد به نيروهاي قوي حمله ميكند. استاد مصباح استادي هستند كه اهل افراط و تفريط نيستند و كسانيكه با تفكرات ايشان آشنا هستند و نظرات و ديدگاههاي ايشان را لمس كردهاند مي دانند كه ايشان براساس فطرت انسان نظر ميدهند به خاطر اين است كه انسان كمال زيبايي و حقيقت وجود را درك ميكند. كسانيكه قادر نيستند درك كنند با آن دشمني ميكنند. اين كلام مولاي ما علي عليه السلام است كه فرمودند مردم با آنچه نمي دانند دشمنند. خداي متعال اساتيدي چون ايشان را در پناه وليش از همه بلاها حفظ بفرمايد. يكي از دعاهاي هميشگي ما اين است. يادمان نرود كه آقا در ديدار با ايشان در منزلشان با چه شعف و شوري چند بار فرمودند ما به خاطر وجود شما از خدا متشكريم. ما خيلي از خدا تشكر ميكنيم شما هستيد. قبلا هم فرموده بودند كه ايشان جاي علامه طباطبايي و شهيد مطهري را پر كردهاند.
در مقابل ديدگاها و نظرات آقاي مصباح،اين اقايان جواب قانع كننده اي ندارند از اين رو از حربه هميشگي استفاده و شروع به تخريب ميكنند. مخالفان يا منتقدين اقاي مصباح حتي چهار دليل منطقي نيز براي كار خود ندارند.
لازم است اين نكته هم در ادامه اين مباحث مطرح شود كه هزينه موسسه آيت الله مصباح تا آخرين لحظات عمر امام خميني، توسط ايشان پرداخت مي شده كه نشان از علاقه امام به آيت الله مصباح دارد. اين مطلب را آيت الله توسلي كه رابطه نزديكي با امام داشته اند تاييد فرموده است.
يکشنبه، 24 آبان 1388
4:35:05 PM
شهید بهشتی در عین حال به کسانی که در مقابل انتقادات منطقی آیتالله مصباح موضع می گرفتند هم واکنش نشان می داد و می گفت: «مگر همین شما دوستان نبودید که من در اولین یا دومین دیدار به شما انتقاد کردم و گفتم چرا در برابر انتقاد منطقی جناب آقای مصباح از کارهای دکتر شریعتی، حساسیت بیجا نشان می دهید؟ مگر یادتان رفته؟»