|
|||||||||||||||||||||
وحید یامینپور: چهارمين دادگاه رسيدگي به حوادث اخير در حالي برگزار شد كه بسياري از همان ابتدا منتظر
اظهارات سعيد حجاريان بودند. سعيد حجاريان از آن رو مهم است كه در مورد اثرگذاري عميق و ريشه اي او بر جريان اصلاحات توافق نظر وجود دارد. بسياري از اثرپذيري سيد محمد خاتمي و ديگر رهبران اصلاحات از او مطلع هستند و آنچنان كه تاريخ 12 سالهي اخير نشان داده است، هيچگاه جهت گيري ها و راهبردهاي اصلي جريان اصلاحات خالي از نشانگان فكري و راهبردي حجاريان نبوده است.
اهميت سعيد حجاريان بر خلاف برخي ديگر از چهره هاي سرشناس اصلاحات، نه در مهارتش در سياست ورزي كه از تئوري سازي و پي ريزي فكري توسط او نشأت مي گيرد. اين همان نكته اي است كه اظهارات او را واجد اهميتي ممتاز از ديگر حاضران در دادگاه مي نمايد:
1.
دفاعيهي حجاريان نه يك دفاعيهي مألوف است و نه يك اعتراف سياسي. آنچه در لحن و متن ارائه شده آمده است، يك بيانيهي آكادميك است كه واجد درد دل هاي بسياري از كساني است كه پس از 30 سال از انقلاب اسلامي، چيزي جز غربزدگي مفرط و نشخوار تئوري هاي قرن نوزدهمي فرانسه و آلمان، در دانشكده هاي علوم انساني نديده اند.
سعيد حجاريان مي توانست دهها صفحه سخن بگويد و كلمه اي از توبهي تئوريك خود به ميان نياورد (و اين البته خود نشانه اي است از اينكه اين سخنان مبتني بر خواست و ارادهي آزاد اوست). اصلاحطلبان همواره از جانب ما به عقب ماندگي گفتماني متهم بوده اند. بارها گفته ايم كه صدر تئوري هاي فرهنگي و اجتماعي خاتمي و يارانش نهايتاً از روشنفكري سكولار قرن هجدهم و نوزدهم جلوتر نيامده است. جرياني كه آب دهانش براي تبديل شدن به يك ساختار سكولار دست چندم راه مي افتد و دانش آموختگان دست چندمي مانند حسين بشيريه را بر صندلي پيامبري مي نشاند تا الهاماتش را مانيفست ساختارشكني كند. اكنون سعيد حجاريان كه مهمترين و جدي ترين شاگرد بشيريه است، الهامات استاد خود را انكار مي كند. اين اتفاق بزرگي است.
2.
شگفت آور است كه پس از 30 سال از پيروزي انقلاب اسلامي همچنان هژموني غربگرايي و سينه زدن زير بيرق سوسيال دموكراسي و ليبرال دموكراسي تار و پود دانشگاه هاي علوم انساني را پر كرده است و گفتمان انقلابي هيچ فرصتي براي پرورش فرزندان خود در دانشگاه ها بدست نياورده است. اين واقعيتي دردناك است كه بازمانده هاي پوزيتيويست قبل از انقلاب با زمينه سازي هاي طلايي دولت اصلاحات غالب اعضاي هيأت علمي هاي دانشگاه هاي علوم انساني را تصرف كرده اند و اين به معناي ممنوع الورود شدن فرزندان انقلابي به اين جرگه است. سعيد حجاريان اين حقيقت شگفت آور را در حالي بيان مي كند كه بسياري معتقدند او خود در صدر راهبردهايي اينچنيني به دولت خاتمي بوده است. حجاريان مي گويد:
«فارغ التحصیلان علوم انسانی (بهخصوص در دانشگاههای خارج )که بهعنوان اعضاء هیئت علمی استخدام می شوند، ناخود آگاه حامل آخرین دستاورد های این علوم (تئوري هاي ترجمه اي) به ایران هستند و هم اکنون میتوان مشاهده کرد که دیدگاه های پست استوراکتورالیسم ، پست مارکسیسم ، فمینیسم و انواع مکاتب غربی تحت عنوان علم ترویج می شوند... احساس رعب در نزد اندیشمندان غربی موجب ذلّت نفس و پذیرش بی قید وشرط نظریات آنان مي شود... البته موضوع اگر فقط یک نقیصه علمی بود، قابل تحمل می نمود اما خطر آنجاست که نظریات علوم انسانی حاوی حربه های ایدئولوژیک هستند و قادرند به استراتژی وتاکتیک تبدیل شوند ودر مقابل ایدئولوژی رسمی کشور صف آرایی کنند وآن را به چالش بکشند»
3.
در طول 8 سال حاكميت اصلاحطلبان در ايران، روزنامه هاي زنجيره اي تماماً مبتني بر تئوري هاي وبر و هابرماس، بهدنبال انجام مأموريتشان يعني نهادينه كردن مطالبات ساختارشكنانه بودند. تقريباً هيچ روزنامه اي نبود كه هر روز از سرنوشت محتوم فروپاشي حكومت هاي توتاليتر و پاتريارشال و تبديل شدنش به دموكراسي هاي ليبرال سخن نگويد؛ متن و فرامتن اغلب مقالات و يادداشت هاي سياسي اين روزنامه ها (در صدر آنها صبح امروز، مشاركت، جامعه، عصر آزادگان و...) تطابق صفات حكومت هاي موروثي، پدرسالار و خلافتي بر ساختار سياسي ايران و پيش بيني فروپاشي خودبخودي اين نظام ها در پرتو عقلانيت مدرن و الزامات جهان امروز بود! اينها مطالبي است كه بهعنوان محتواي اصلي دروس جامعه شناسي سياسي در دانشگاه هاي كشور تدريس مي شد و مي شود و نهايتاً پس از گذشت 2 دوره انتخابات و شكست آنها در عرصهي عمل سياسي در كشور از طرف داعيه دار آنها يعني دکتر سعيد حجاريان انكار مي شود.
سه شنبه، 10 شهريور 1388
11:27:10 AM
دفاعيهي حجاريان نه يك دفاعيه