|
|||||||||||||||||||||
سید مصطفی میرمحمدی
خبرها روز به روز رفتن کامران باقری لنکرانی را از وزارت بهداشت پررنگتر می کند. خداحافظی یک وزیر از پستش یک حادثه است و برای این حادثه مطمئناً علتی باید وجود داشته باشد؛ این علت، مطمئناً ضعف عملکرد و مدیریت دکتر لنکرانی نیست چرا که احساس رضایتمندی مردم، کارشناسان و حتی منتقدین و مخالفین سرسخت دولت نهم کاملاً عیان است. بهطوری که رقبای سیاسی احمدینژاد نیز در مبارزات انتخاباتی ناگزیر به اعتراف به این مهم بودند، بنابراین باید به دنبال دلیلی جز سوء مدیریت بود.
آنچه واضح است آن است که تا زمانی که انتصاب جنجالی و شگفت انگیز اسفندیار مشایی رخ نداده بود، هیچ کشاکش و تنازعی میان وزیر بهداشت و رییسجمهور اتفاق نیفتاده بود و نقطه آغاز زمزمههای عزل، استعفا و برکناری لنکرانی، اعطای پست معاونت اولی به مشایی بود.
پس میان خداحافظی احتمالی وزیر بهداشت دولت نهم و اسفندیار مشایی باید ارتباطی وجود داشته باشد. البته کامران باقری لنکرانی در جلسه ای که مشاجره لفظی میان برخی از وزرا نظیر محسنی اژه ای و صفارهرندی بر سر نامه رهبری در مسئله مشایی رخ داد، حضور نداشت اما او در موقعیتهای دیگری این انتصاب مسئلهدار و آن تعلل را به احمدینژاد انذار داده بود.
احمدینژاد ابتدا تصمیم به عزل وی گرفته بود اما مشکل قانونی از رسمیت افتادن کابینه مانع از آن شد که وی این تصمیم خود را عملیاتی سازد. همگان این امید را داشتند که طی این چند هفته، "خشم" از زیر سؤال رفتن مشایی فروکش کند اما شنیدههایی که خداحافظی لنکرانی و انتصاب خانم دستجردی را تأیید می کنند، حکایتگر آن است که هنوز این اتفاق نیفتاده است.
در این منازعه که دوطرفش تنها لنکرانی- احمدی نژاد نبودند قریب به اتفاق عوام و خواص حزباللهی و ولایتمدار جانب احمدی نژاد را نگرفتند و این گونه نبود که لنکرانی صرفاً معترضی "شاذ" باشد بلکه این بار افرادی چون موسوی تبریزی و جان بولتون که هر دوی آنها رزومه مشخصی دارند، از برکناری مشایی ابراز تأسف کردند. این قراین مؤید آن است که در این دعوای پیچیده با مشخصات یادشده، دکتر احمدینژاد نباید بهخاطر یک اظهارنظر یا رفتار، یکی از موفقترین و حزباللهیترین وزرایش تا این حد برنجد.
اما وقتی این صورت مسئله را مرور می کنیم، به دو نکته اساسی می رسیم. اولاً اینکه در اصل مناقشه مشایی حرف و حدیث، فراوان است و البته به دهها دلیلی که بارها با رییسجمهور مطرح شده است، وی این بار دچار نوعی اشتباه آن هم از جنس گفتمانی -و نه اشتباه ساده اجرایی- شده است و ثانیاً به فرض که حق هم با احمدینژاد باشد، این محق بودن هم دلیلی بر جایز بودن نمایش عکس العملی تا به این اندازه خشمگینانه از سوی وی وجود ندارد.
امیدواریم که تمام این شنیدهها کذب و تمام تحلیلهای این وجیزه نادرست باشد تا بار دیگر شاهد وزارت این مرد جوان که نمونه بسیار موفقی از تلفیق جوانی و تخصص و دینداری را به منصه ظهور رسانده،
چهارشنبه، 21 مرداد 1388
2:37:25 AM
سيد مصطفي ميرمحمدي