|
|||||||||||||||||||||
یاسین حکیمی: صبح روز جمعه 11 ارديبهشت، در بهشت زهراي تهران دو مراسم بزرگداشت بطور همزمان و به فاصله چند قطعه از يكديگر برگزار گرديد.
دو مراسم بزرگداشت كه با بررسی نوع و نحوه برگزاریشان و مقايسه آنها با هم مي تواند نتایج جالبی داشته باشد.
يكي از اين مراسمها، بزرگداشت سالگرد شهادت فرمانده رشيد سپاه اسلام و مؤسس تيپ سيدالشهداء شهيد حاج «محسن وزوائي» در قطعه 26 گلزار شهدا بود. هم او كه در اولين روز از مرحله يكم عمليات غروز آفرين و تاريخي «الی بيت المقدس» به درجه رفیع شهادت نائل آمد. كمي آن سوتر در قطعه 29 نيز مراسم ديگري در همان زمان در حال انجام بود. گرامي داشت سالگرد شهادت برادران پورزند معروف به پهلوانان شهيد، شهدايي متعلق به خانواده كشتي ايران. برادراني كه در همين تاريخ طي بمباران و يا موشك باران تهران توسط رژيم بعث عراق به شهادت رسيدند.
اما آنچه موجب شد تا راقم اين سطور قلم بدست گيرد و اين چند سطر را قلمي نمايد نه متن كه حواشي معنادار و در عين حال تأسف آور و دردناك اين دو بزرگداشت بود.
نخست به برنامه سالگرد شهادت شهيد وزوائي مي پردازم.این مراسم در قطعه 26 انجام شد، همان قطعهاي كه محسن وزوائي و ديگر شهداي عملیات های سال 61 خاصه عمليات های فتح المبين و بيت المقدس را در خود جاي داده است. عجيب آنكه براي بزرگداشت اين سردار رشيد سپاه اسلام نه اطلاع رساني درستی صورت پذيرفته بود و نه هيچ يك از نهادهاي فرهنگي و تبليغي ذی ربط در جهت هرچه باشكوه تر برگزار شدن آن مشاركت نموده بودند. اين مراسم تنها به همت تني چند از دانشجويان صنعتي شريف و خانواده محترم شهيد و درعين حال بسيار ساده و بي آلايش برگزار شد. تمام تشريفات مراسم عبارت بود از دو قطعه موكت، يك سيستم صوتي شارژي كه در زير آفتاب مطبوع صبح جمعه صفاي خاصي يافته بود. حاضرين مراسم كه حداكثر فراتر از چهل نفر نمي شدند دوستاني بودند كه بوسيله SMS و از طريق تماسهاي تلفن همراه يكديگر از برنامه مطلع شده و در آنجا حاضر شده بودند و اغلب نیز از جمله همرزمان ، دوستان
سخنرانان اين برنامه هم عبارت بودند از دو تن از همرزمان و دوستان نزديك آن شهيد بزرگوار. حاج «مرتضي مسعودي» و سردار حاج «سعيد قاسمي». اولين سخنران حاج مرتضي مسعودي بود. فرمانده گردان مقداد در عملیات الی بیت المقدس که تحت فرماندهی محسن وزوائی در محور عملیاتی محرم قرار داشت. وي تنها به بيان بخشي از خاطرات خود از آن شهيد بزرگوار در عمليات فتح المبين و بيت المقدس و رشادتها و دلاوریهای وزوائی اشاره كرد. پس از حاج مرتضي مسعودي نوبت به حاج سعيد قاسمي رسيد تا در اين باره نكاتي را به عرض حاضرين برساند.
فرمانده اطلاعات و عمليات تيپ 27 حضرت محمد رسول ا... (ص) در عمليات بيت المقدس سخنان خود را با ارائه يك بيوگرافي كوتاه از زندگي وزوائي آغاز كرد و در اين باره نكات ذيل را مطرح نمود:« شهيد وزوائي متولد 1339 بود. يعني اينكه اين شهيد بزرگوار در هنگام شهادت تنها 22 سال بيشتر از عمر پر بركتش نمي گذشت. دانشجوي نخبه اي كه رتبه 3 كنكور رياضي – فيزيك بود كه در رشته شيمي دانشگاه صنعتي شريف مشغول به تحصيل شد، محسن بعلت نخبگي و نبوغي كه داشت در همان مقطع توانست به زبان انگليسي مسلط شود و به راحتي به اين زبان تكلم كند كه بعدها در جريان تسخير لانه جاسوسي بسيار به كار او آمد.
محسن جزو هسته اوليه و اصلي دانشجويان تسخير كننده لانه جاسوسي (كه بعدها به دانشجويان مسلمان پيرو خط امام (ره) معروف شدند) و در زمره سرداران اين فتح بزرگ بود كه پس از اشغال لانه سمت سخنگوئي اين دانشجويان را در كنار دو سه تن ديگر چون آقاي شيخ الاسلام بر عهده داشت. رسانههاي غربي هر وقت تصوير محسن را به عنوان سنخگوي پخش مي كردند زير آن مي نوشتند "سخنگوي خشمگين دانشجويان خميني" و اينگونه خشم خود را از محسن و فرزندان امام (ره) نشان مي داند و در مقابل محسن مي خنديد و مي گفت اصلاً به قيافه من مي خورد كه خشمگين باشم!
همه مي دانيم كه فتح لانه چه بلائي بر سر آمريكا آورد. اين اتفاق كه امام به آن لقب انقلاب دوم دادند آمريكا را دچار بزرگترين تحقير تاريخي كرد. تحقيري كه ابر قدرت غرب به خواب هم نمي ديد. اما محسن و بچهها كاری
اما متأسفانه بعدها ديديم برخي از آن دانشجويان سابقاً پيرو خط امام (ره) بعد از آنكه جناح سياسي شان در ايران قدرت را بدست گرفت و خودشان نيز به مرور زمان حال و هوايشان عوض شده بود از غرور و نخوت پر شدند و گمان كردند كه حالا ديگر دوره انقلابیگري به سر آمده و دوره، دوره گفتگو و مذاكره و تنش زدائی با گرگ است و براي اينكه خودشان را مطرح كنند ابراز ندامت كردند و حتي با گروگان های سابق آمريكايي مذاكره كردند و از آنها معذرت خواهي نمودند. وقتي تصاوير اين مذاكره را مي ديدم به ياد آن سخن تكان دهنده محسن افتادم كه به ما گفت:« وقتي از ديوار سفارت بالا رفتم و بر روي آن ايستادم به دلم الهام شد يا ما از بالاي اين ديوار پر می کشیم و به بهشت پرواز مي کنيم و يا از روي آن با مخ به قعر جهنم سقوط مي كنيم.»
اين همرزم شهيد وزوايي سپس چنين ادامه داد:« با شروع جنگ تحميلي، محسن وزوائي به غرب كشور عزيمت نمود و تحت نظر سردار معظم و پيرو مراد دلهاي تمام بچههاي رزمنده و پاسدار غرب كشور حاج محمد بروجردي (فرمانده سپاه منطقه 7 غرب كشور) پس از زمين گير كردن دشمن در جبهه مياني قصر شيرين و سرپل ذهاب، در محور بازي دراز به همراه دوستان خود شهيد غلامعلي پيچك (فرمانده عمليات سپاه منطقه 7 غرب كشور)، شهيد حاجي بابا، شهيد عليرضا موحد دانش و شهيد شيرودي طرح عمليات تصرف ارتفاعات 1100 و 1150 بازي دراز را طراحي نمودند كه در عمليات معروف به بازي دراز اول در ارديبهشت 1360 به مرحله انجام رسيد و در كمال ناباوري علاوه بر تسخير اين ارتفاعات به اسارت 1200 تن از كماندوهاي نيرو مخصوص ارتش بعث منجر شد. در عمليات بازي دراز دوم كه يك هفته پس از شهادت رجائي و باهنر انجام شد و با اينكه محسن بشدت از ناحيه فك و دست مجروح شد و پس از يك هفته نبرد سنگين حين تصرف قله 1150 تلفات زيادي بر دشمن وارد نمود. در همين عمليات بود كه پس از آنكه فشار دشمن از طريق آتش توپخانه و آتشباري هلي كوپترهاي توپدار عراقي شدت گرفت، محسن از بچهها خواست تا با هم سوره فيل را بخوانند. هنوز سوره به اتمام نرسيده بود كه به ناگاه بچهها با چشم خود ديدند كه دو هليكوپتر توپدار عراقي با يكديگر برخورد كردند و در آسمان قطعه قطعه شدند.»
سعيد قاسمي در ادامه سوابق وزوائي را چنين بر شمرد: «پس از تأسيس تیپ محمد رسول ا... (ص) در جنوب توسط حاج احمد متوسليان، حاج ابراهيم همت و حاح محمد شهبازي و استقرار آن در پادگان دوكوهه، محسن وزوائي بهمراه جمعي از بچههاي تهران به دوكوهه آمد و به دستور حاج احمد گردان حبيب بن مظاهر را زير نظر تيپ تأسيس كرد. گرداني كه در عمليات فتح المبين جزو گردانهاي پيشتاز و حماسه آفرين تيپ حضرت رسول (ص) بود.این همان گردانی بود که پس از تصرف محور امامزاده عباس وقتی حاج احمد به آنجا رسید با در آغوش کشیدن محسن گفت «این همان گردانی است که من می خواستم». وزوائي در فتح المبين به اتفاق حاج احمد با شناسائي عالي ای كه از عقبه دشمن انجام دادند موفق به تصرف توپخانه علي گره زد عراق در عمق 25 كيلومتري مواضع دشمن شدند و توانستند بيش از 11000 اسير بگيرند. در اين عمليات بنابر اعتراف اسراي عراقي اگر محسن دو ساعت زودتر موفق به تصرف مواضع دشمن شده بود مي توانست صدام حسين را به اسارت درآورد.در اين شب پس از آنكه محسن مسيرحركت را گم مي كند با جدا شدن از گردان و اقامه دو ركعت نماز و استغاثه و تضرع به درگاه خداوند و توسل به حضرت زهرا (س) توانست مسير خود را باز يابدکه این خود حاکی از مقام و مرتبه بالی عرفانی و معنوی وی دارد.
اشاره به كارنامه درخشان محسن وزوائي در عمليات بيت المقدس فراز ديگر سخنان سردار قاسمي بود:« در عمليات بيت المقدس با وجود آنكه حاج «داود كريمي» فرمانده سپاه منطقه 10 تهران به محسن حكم فرماندهي و تأسيس تيپ «سيد الشهدا» (ع) را داده بود، محسن وزوائي به درخواست حاج احمد پا بر نفس خود گذاشت و با پشت كردن به حب جاه و مقام ،از تأسيس اين تيپ در آن مقطع صرف نظر كرد و با ادغام در تيپ محمد رسولالله (ص) فرماندهي محور محرم يكي از دو محور عملياتي تيپ را بر عهده گرفت و به نظر من راز شهادت محسن را باید در رمز این حرکت جست. محور محرم در كنار محور سلمان، محوز آزادسازي جاده اهواز – خرمشهر تيپ حضرت رسول در عمليات بيت المقدس بود.
در اين عمليات اگر نبود پايمردي و رشادت محسن وزوائي و حسين قجهاي و ساير نيروهاي محسن كه بعنوان مسئول محور آزادسازي جاده اهواز- خرمشهر در ايستگاه حسينيه و در شرايطي كه يگانهای دیگر هیچکدام موفق به گرفتن اهداف خود نشده بودند، می رفت تا عملیات بیت المقدس به عدم الفتح بیانجامد. بچههاي احمد متوسليان و خاصه محسن با چنگ و دندان در زير حجم انبوهي از آتش تانك و توپخانه دشمن مقاومت كردند تا اینکه مجروح شد اما توانستند محور جاده اهواز- خرمشهر را حفظ کنند.محسن در همان حال كه بشدت مجروح شده بود بهدوستان خود مي گويد مرا به گونهاي به عقب ببريد كه در روحيه بچهها تأثير نگذارد.»
پس از بيان كارنامه درخشان عملياتي سردار رشيد اسلام حاج محسن وزوائي، مهندس قاسمي گلههايي را نيز مطرح كرد:« واقعاً آيا جا نداشت براي چنين فرمانده رشيدي كه جزو چهرههاي درخشان صفحات نوراني انقلاب
همرزم شهيد همت در پايان سخنان خود را با اين جملات به پايان رسانيد:« محسن وزوائي و ديگر شهدا وقتی كه خود در شبهاي عمليات راه را گم می كردند با استغاثه به درگاه خداوند و توسل به حضرت فاطمه (س) راهرا پيدا مي كردند انشاءا... که نمي پسندند كه اين جمع حاضر و پيروان صديق شان و نسل جوان امروز سرگشته و گم راه و راه گم كرده باشند. اگر آنها ناظرند و شاهدند و حاضر، قطعاً برما منت مي نهند و دست ما را هم مي گيرند و بدا به حال ما اگر آنان را به فراموشي سپاريم و در پيچ و خم زندگي دنيا غرق شويم.یادی کنیم از آفا سید مرتضای آوینی و با این دعای او برنامه را تمام کنیم که :ای شهید ، ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای،دستی برار و ما قبرستان نشینان را از این منجلاب بیرون کش.»
اما كمي آن سوتر از قطعه 26، در قطعه 29 و درست در بالاسر مدفن سيد شهيدان اهل قلم،شهید آوینی و درست در همان زماني كه سردار قاسمي سخن می گفت ،مراسم بزرگداشت برادران شهيد پوزند در حال انجام بود. برنامهاي كه شهرداري تهران به مديريت سردار قاليباف و سازمان ورزش شهرداري تهران به رياست سردار آجرلو و همچنين فدراسيون هاي ورزشي كشور خاصه فدراسيون كشتي براي هرچه با شكوه تر و با عظمت تر برگزار شدن آن سنگ تمام گذاشته بودند.
در اين ميان ذكر حواشي اين برنامه قابل تأمل به نظر مي رسد:
براي اين مراسم، يك جايگاه موقت براي مدعوين ايجاد شده بود كه با يك حساب سرانگشتي مي شد فهميد كه حداقل چيزي حدود 25 ميليون تومان براي آن هزينه شده است.
دعوت از يكي از مجريهاي تلويزيوني براي اجراي اين برنامه.
اهداء دسته گلهايي به بيش از يكصد قطعه گل كه قطعاً قيمت هر يك از آنها حداقل چند صد هزار تومان بالغ مي شد. در حدود سي، چهل عدد از اين دسته گلها به مراسم اهدا شد.
اهدا دسته گلهاي تزئيني چند طبقه كه از نظر هزينه با دسته گل هاي بالا برابري كرد آنهم به تعداد فراوان.
تعداد اين دسته گلها به حدي بود كه در نهايت مراز اين شهدا را به تلي بزرگ از گل بدل نموده بود به حدي كه ديگر جائی براي گلهاي اهدائي دیگر باقي نمي گذارد.
حضور گروه موزيك ارتش و اجراي موزيك توسط آنها.
حضور شخصيتهاي معروف ورزشي همچون تعدادي از مربيان و بازيكنان فوتبال، كشتي و مسئولين فدراسيونهاي ورزشي چون محمد مایلی کهن ، امیر قلعه نوئی،کریم باقری و...
حضور چرههاي ورزشي شوراي شهر تهران چون علیرضا دبیر.
حضور شهردار تهران سردار قاليباف و سخنراني در اين مراسم و همچنين حضور مسئول سازمان ورزش شهراداري تهران سردار آجرلو.
حضور سردار محسن رضايي و سخنراني ايشان در مراسم و تقدير و تشكر از قهرمانان و پهلوانان توسط ايشان.
توزيع تعدادي بسياري زيادي خودكار منقوش به جملات تبليغاتي يكي از كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري.
یکی از اين جملات همچون تبليغات اوباما بود: "من ميآيم تا تغييرات بزرگ را انجام دهم". جالب اينكه اين اقدام تبليغاتي در گلزار شهدا و برسر مراز آنان توزيع مي گرديد.
بنابر گفتههاي افراد مطلع كه از آوردن ذكر نام آنها معذوريم، چنين ويژه برنامهاي در طول تاريخ گلزار شهدا پس از شهادت آويني و صياد و ديگر فرماندهان برجسته جنگ در اين قطعه بي سابقه بوده است و باز بر اساس گفته همين منابع و نيز برآورهاي ميداني بيش از يكصد ميليون تومان براي اين برنامه هزينه شده است.
اما چند نكته قابل ذكر
پر واضح است بزرگداشت ياد و نام شهدا بر ما واجب است و رسالتي است كه بر دوش ما، خاصه مسئولين سنگين تر و در اين مسير هر چه تلاش كنيم كم كرده ايم. تقدير و تشكر و گراميداشت ياد و نام پهلوانان شهيد تير امري نيكوست و بجا و قابل تقدير. اما سخن اينست كه اگر قرار بر گراميداشت ياد شهدا است بالاخره بايد كه تناسبي ميان اين برنامهها باشد يا نه؟ قدر مسلم اينست كه هيچ كس جز خداوند از مقام و منزلت اخروي شهيدان و فضل تقدم آنان بر يكديگر آگاه نيست. اما شما خود انصاف دهيد اگر يك انسان بي اطلاع و ناآشنا با دفاع مقدس و شهيدان در اين دو مراسم شركت مي نمود آنگاه سخنان سعيد قاسمي را مي شنيد و محسن وزوائي را با آن سوابق تابناك مي شناخت و بعد در مراسم برادران پورزند نيز حضر شده و مطلع مي گشت كه اين عزيزان نه در جبهههاي جنگف كه در منزل خود بوسيله اصابت موشك به شهادت رسيدند، بي آنكه سابقه حضور در جبهههاي نبرد حق عليه باطل را داشته باشند با آنکه ورزشكاران خوبي هم بودند، ما را مورد تمسخر قرار نمی داد؟ براستي چه تناسبي بود در روز جمعه ميان مراسم شهید محسن وزوائي كه در غربت و مظلوميت برگزار شد با مراسم برادران پورزند ،با آن همه تجمل و اسراف و تبذير(که قطعا" نه مرضی خود آنها بوده است و نه خدای آنها) و در عين حال خودنمايي سرداران ديروز و نامزدهاي انتخاباتي امروز؟ اين افراط و تفريط را چگونه مي توان حل كرد و پاسخ داد؟ آيا يكي از آثار دور ماندن نسل امروز از ميراث شهيدان همين افراط و تفريط ها نيست؟
ديگر آنكه، اين عجيب نيست كه در سالي كه آقا آن را بنام اصلاح الگوي مصرف نام نهاده اند آيا اين همه ولخرجي و بريز و بپاش ضروري است. اگر قصدتان احياء و زنده نگاه داشتن ياد و نام شهيد است چرا بايد مراسم وزوائي در غربت و مظلوميت برگزار گردد و اگر نه...؟ كمي هم به خود آئيد فأين تذهبون؟ باز هم تكرار مي كنم قصدمان در اين نوشتار بهيچ وجه تعريض به گراميداشت شهادت برادران پورزند نيست و مبادا كه آقايان به بهانه اين انتقادات ما را مخالف شهدا و راه آنان معرفي نمايند كه در اين باره به قدر كفايت نوشتيم.سخن این است که در راه اعتلای نام و یاد شهدا هر چقدر هم که هزینه شود ناچیز است اما به شرط آنکه درست و بجا باشد. براستی راه و مرام شهدا را چه تناسبی است با اصراف و تبذیر و حیف و میل بیت المال آنهم در سال اصلاح الگوی مصرف؟
آقايان سرداري كه در مراسم برادران پورزند حاضر شدند تا دسته گلهاي آنچناني شان را تقديم نمايند و خودي بنمايند. با شما هستم. مگر نه اينست كه شما همرزمان ديروز شهيد وزوائي بوديد؟ چگونه است كه در مراسم برادران پورزند شرکت کردید اما یک تک پا هم در مراسم شهید وزوائی تشریف نیاوردید؟ آيا براستي شهيد وزوائي با اين همه سوابق درخشان به اندازه شهيدان پورزند نيز ارزش نداشت كه بر مرازش حاضر شويد و عرض ارادت نمائيد. اگر سالگرو شهادت او را نمي دانستيد كه عذر بدتر از گناه است كه وقتي سالگرو برادر شهيدتان را فراموش مي كنيد چگونه مي خواهيد خونش را پاس بدارید و راهش را ادامه دهيد ؟و اگر مي دانستيد و نرفتيد كه ...؟ شما كه هماره فتح خرمشهر را در زمره صفحات درخشان كارنامه خود متذكر مي شويد آنوقت به این راحتی يكي از سرداران بزرگ اين فتح را به فراموشي مي سپاريد؟!
از قديم گفته اند حرمت امامزاده را متولي نگاه مي دارد. آن سردار ديروز كه امروز نامزد انتخاباتي شده است چگونه به خود جرأت مي دهد تا گلزار شهدا را ملوث نمايد و مراز شهيدان را به محل توزيع اقلام تبليغاتي خود تبديل نمايد. وقتي ايشان حرمت مزار شهيدان را نكه نمي دارد چگونه مي خواهد فردا كه بر اريكه قدرت تكيه زد حافظ خون و راه شهيدان باشد. برادر عزيز! مگر نه اینکه شما روزگاري نه چندان دور فرمانده سپاه خميني (ره) بوديد؟ بخود آئيد.چرا به این راحتی تمامی آن افتخارات را به ثمن بخس وا می نهید . به چه قیمت و بهائی؟ تا كي و تا كجا مي خواهيد اينگونه پيش برويد. اصلاً مي دانيد به كجا مي رويد و يا به كجا مي برندتان؟ فأين تذهبون؟
در آخر اينكه آيا مي توان باور كرد كه تمامي اين اتفاقات از روي سهو است و نه ار روي عمد؟ آيا با وجود چنين اصراف و تبذيري در كنار تبديل كردن برنامه شهيدان پورزند به شتاد انتخاباتي (كه در حق آنان نيز اجحاف شده است و قطعاً در آن دنيا یقه مسببين اين اهانت را خواهند گرفت) و به فراموشي سپردن سالگرد شهادت شهيد محسن وزوائي سهوي است؟ به راستي ما را به كجا مي برندمان؟ فأعتبرو يا اولي الابصار
دردناک بود وقابل تامل.قابل توجه آقایان قالیباف ورضایی
شاید اثبات پهلوانی شهید وزوائی در دستان و قلم ما باشد که غفلت ورزیدیم تا جاهلان این اسطوره را نادیده بنگرند
سهم حزب الله از شهرنشيني در دنياي انتخاباتي اين سرداران!چيزي جز غربت نيست و شهيد وزوايي هم اولين و آخرين نيست .
جالب اینجابود که سالگرد شهیدان پورزند بهمن 65 هستش ولی چرا الان سالگرد گرفتن الله اعلم . شاید برای حضور محسن رضایی این خانواده خودشون رو به زحمت انداخته بودند .محسن رضایی که اصلا گلزار شهدا ،روشو ندیده بود از همه جالب تر بود .
اگه مرد عمل بود الان تو بهشت همنشین وزواییها بود نه در پی تسخیر قدرت به نام شهدا!
من خود به عنوان یک شاهد این گزارش را تأئید می کنم. وقتی این اتفاقات را دیدم بغض گلویم را گرفت. این آقائی که مراسم شهدا را به ستاد تبلیغاتی تبدیل کرد بداند که هرکس که برای رفتن بر روی صندلی قدرت پا روی خون شهدا می گذارد با مخ به زمین خواهد خورد.دست نویسنده هم درد نکند که حرف دل و بغض گلوی ما را به گزارش کشید.
سلام واقعاً که زیبا گفتی : فاین تذهبون میگم کسی که حرمت قسم حضرت زهرا رو نگه نمی داره میخوای خون شهدا رو احترام کنه
هر چه میکشیم از دست این غضنفرها میکشیم.خدا به دادمون برسه باداین وضعیت
با سلام ودرود به روح پر فتوح شهید محسن وزوائی بنده یکی ازدوستان این شهیدبزرگوار هستم متاسفانه اطلاعرسانی خیلی ضعیف است وبه سهم خود ازاینکه توفیق حضور در این مراسم را نداشتم متاسفم
سلام چه می شود نوشت؟! تا دیروزها این دوعزیز را با جنگ می شناختیم وامروز با سیاست از خودم می پرسم کدام یک اجر وغربش بیشتر است وکدام یک شان ومنزلتش افزونتر است امروز کسب قدرت چه کسانی را به چه کارها وا دار نکرده
وقتی بعضی ها به دنبال سرکار گذاشتن جوانان این مملکت با ملعبه هایی مثل ورزش و ... هستند طبیعی است که استفاده ابزاری از چنین فرصتهایی بسیار مهم تر از این می شود که به جوانت بگویی که خدای نکرده به خودت برگرد و بنده خدایت شو و پس از آن ...
اي خاك بر سرمان جواب خون شهدا را چگونه مي خواهيم بدهيم عكسهاشو در سايت خبري برنا ديدم خجالت داره . مثلا امسال سال اصلاح الگوي مصرفه ... خدا جزاتون رو بده
آهاي ايها ناس يه چيز من تو مراسم ديدم كه اصلا باور كردني نبود دو تن از مهمانان اين مراسم شهيدان پورزند خواننده هاي اون ور آبي و طاغوتي بودند فكر ميكنيد كي ؟ آقاي عباس قادري و جواد يساري ... من موندم اينا رو چه به مجلس شهيد هر كس عكساشو ميخواست به اين آدرس ايميل بزنه براش ميفرستم yar_tanha3149@yahoo.comبعد از همه مهمتر توي اين مجلس كه دشمنان شهدا بودند آقاي محسن رضايي هم حضور داشت . خدا لعنتتون كنه
من در اين مراسم بودم فقط به اين فكر ميكردم بقيه شهدا پدر مادر نداشتند و آيا پدر مادري اگر اين مراسم رو ديده كه صد در صد هم ديده جيگرش چقدر سوخته . براي سرداران شهيد ما مثل صياد و جهان آرا و چمران و غيره چنين مراسمي تا به حال گرفته نشده است . اين پول ها از كجا آمده و متوليان اين مراسمها چه كساني هستند . سالگرد اين شهدا هم كه همونجوري كه روي مزارشان نوشته شده بهمن سال 65 هستش پس علت برگزاري اين مراسم براي چه بود ؟؟؟
بعضي از مهمانان كه از رده هاي بالاي نظام هم بودند در اين مراسم حضور داشتند همه آنها هم كساني بودند كه اصلا پا در مزار شهدا نمي گذارند اصلا ارتباطي با شهدا ندارند حالا بنا بر مصلحت اونجا چي كار ميكردند خدا ميداند . اگر راست ميگوييد يك سر هم به مجلس محسن وزوايي مي زديد كه از خيلي از شما ها مرد تر بود . در ضمن اون روز هم سالگرد شهادت محمد رضا موحد دانش بود كه هيچ مجلسي براي او برگزار نشد .
با توجه به درآمد بسیار هنگفت شهرداری تهران که عظیم تر! از آن است که نظارتی بر این نهاد قدرتمند! باشد، اینگونه هزینه ها حتما" بنا بر مصلحتی انجام میشود! عرض خسته نباشید به معاونت فرهنگی شهرداری عظیم! تهران.
ان شاالله بي بي فاطمه زهرا جواب همه کارشکنان دولت اسلامي (چه احمدي نژاد چه ...) را بدهد
این تفسیر منطقی نیست. چرا هیچ کدام از این آقایان دانش جو نرفته اند پیش جناب سردار! قالی باف تا او را نسبت به حاج مجسن توجیه کنند. حاج محسن که توجیه نمی خواست،فقط کافی بود به سردار!یا آوری کنند. روی موکت نشستن عزیزان در جلسه نکو داشت حاج محسن،دلیلی برای نفی کار دیگران نیست. چرا باید کم کاری خودمان را با کار دیگران مقایسه کرد. البته باید گفت تجمل و مادی گرایی در جلسه های نکو داشت شهدا کار صحیحی نیست.
این سرداردیروز و مصلحت نشین ومصلحت اندیش امروز مورد اشاره شما, اگر واقعا" می خواست در خط ومسیر وهدف همرزمان دیروزش باشد اولا"به صداقت و عدالت محوری و اعتقادات احمدی نزاد خرده نمی گرفت و در مقابل ایشان جبهه گیری نمی کرد(چون احمدی نژاد ثابت کرده که از تبار همان شهداست) و دوما" در محل قبور شهدا این تبلیغات مسخره را راه نمی انداخت (اوباما من می آیم...)!!! بیچاره فکر کرده با امید دادن به اوباما دل مردم ایران را به دست میاره!!!! امثال این سردار ثابت کرده اند که پایدارماندن وایستادگی برسراهداف مقدس چقدر سخت است وکار هر کسی نیست.
اللهم ولا تجعل الدنیا اکبر همنا و لا مبلغ علمنا و لا الی النار مسیرنا اللهم ولا تسلط علینا بذنوبنا من لا یخافک فینا و لا یرحمنا
شهيدان!ماکوير بی گياهيم شهيدان!مارفيق نيمه راهيم شهيدان از همان روزی که رفتيد دل ماسنگ شد بی اشک و آهيم شهدا !همه ما شرمنده شماييم
حرفهای حاج سعید شور دیگری به آدم میبخشد. کاش همه جا نسبت به حفظ قداست شهدا توجه شود و از ولخرجی نیز البته خودداری شود.
سلام زیاد سخت نگیرید. بعضیها رو باید خداوند خوار و ذلیلشون کنه. مثل صدام . میدونید چقدر دعا کردیم بمیره؟ ولی با دعای ماها که نمرد . چون اگه اون موقع میمرد بین مردم عراق تبدیل به اسطوره میشد . اون باید اونقدر میموند تا با خواری و ذلت بمیره. اگه کسی قرار باشه که با عزت بمیره خدا خودش اجرشو میده مثل شهید صیاد شیرازی و برعکسش هم همینطوره . پس اینا هم برای خودشون دورانی دارن و به وقتش عقوبت میشن. باید منتظر نشانه های الهی باشیم تا توسط خداوند تنبیه بشن چون اونموقعه هستش که دیگه اسطوره نیستن و خوار و ذلیل میشن
سلام. من شاکیم آقاجان. من دانشج.ی شریفم و از وقتی پاورقی های کیهان که الان در مورد کتاب همپایه صاعقه هست رو میخونم عشق و علاقم به شهید وزوایی بیشتر شده. چرا نباید ما با خبر بشیم و تو مراسم شرکت کنیم. دوستان چرا باید شهیدان پورزند معروفتر از شهید وزوایی باشند در جامعه، البته احترام همه شهدا واجبه اما سوال ار غربت بعضی شهداس. و این از کم کاری ما نشات میگیره، نه؟ درود بر شهید محسن وزوایی و احمد متوسلیان
بسم رب الشهداء و الصدیقین خدایا! کار به کجا رسیده که بعضی ها به خاطر قدرت دارن از شهدا سوءاستفاده میکنن؟ آقای رضایی! فرمانده دوران دفاع مقدس! به کجا چنین شتابان؟ فقط میخواهم اینرو از شما بپرسم که فردای قیامت چطور میخوای تو روی بچه هایی که با خوردن نون خشک جنگیدن نگاه کنید؟!!! جطور می خواهی تو روی شهد همت، شهید باکری،شهید صیادو.... نگاه کنید؟!! کمک حال کسانی که به فکر شهدا هستند که نیستید!!لااقل خار چشمشون نباشید....
امید ما خداست الهم عجل لولیک الفرج تنها خدا می داند ته دل هرکس چه می گذرداما ما از چنین کسانی یه توقع دیگری داشتیم
اي كاش عكسي از شهداي قبل هممي آورديد
اللهم عجل، عجل، عجل في فرج مولانا امام زمان
مقام وجایگاه شهدا باخداست اما بلاخره اینها نکات آزاردهنده ای است که ماباید شاهدآن باشیم حدود یک هفته ای بود که عکس برادران پورزند درشهرتهران وبهشت زهرا روی تابلوها بود وسالهای کذشته نیز این مراسم با همین ترکیب واین ریخت وپاشها برگزار میشود من دوسال پیش این مراسم رااز نزدیک شاهد بودم وبه یکی از معاونان آقای قالیباف (نوریان) انتقاد کردم وایشان هم پذیرفت وحتی عکسهای کذایی این جلسه رانیز دارم اما این را میخواستم بگویم که تجلیل از شهید بواسطه پیام روش ومنش اوست محسن وروایی ارزش الگو شدن دارد واینکه ومیتواند به عنوان یک پهلوان مبارزه بانفس هادی جوانها باشد.وازهمه مهمتر اینکه شهادت محسن عزیز اتفاقی نبود بلکه انتخابی بودودیدم این شعر مناسب این نظر است که :: کاش معشوقه زعاشق طلب جان میکرد تاکه ....
سه شنبه، 15 ارديبهشت 1388
1:10:15 PM
بنابر گفتههاي افراد مطلع كه ا