اگر استقلال هماني بماند كه ميبينيم و هوشيارياش را حفظ كند و خط دفاعياش همانقدر كم نقص عمل كند كه در يك سال اخير كرده است شايد آبيها به يكي از نوارهاي طولاني ناكامي ايران خاتمه بخشند و آبان امسال كشورمان را براي نخستين بار از سال 1992 (كه پاس قهرمان قاره شد) فاتح جام نخست باشگاهي قاره كنند.
حال بايد منتظر ماند و ديد امير قلعهنويي بعد از بازي با الشباب چه تصميمي ميگيرد. آيا او خداحافظي خود را با استقلال اعلام خواهد كرد يا دوباره مشاورانش به او توصيه ميكنند چند روز ديگر صبر كند. همه چيز چهارشنبه شب مشخص خواهد شد؛ چهارشنبهاي كه بسيار سرنوشت ساز است. شايد همان شب علي فتحا... زاده هم با استقلال خداحافظي كرد؟!
مربي ايراني؟ از تبريز خبر ميرسد جدا از ابراهيم زاده، يك مربي بومي مد نظر تراكتوريها است. صحبت از رسول خطيبي شده، صحبتي كه در باشگاه تراكتورسازي بين مسوولان رد و بدل شده. مهاجم سابق تيم ملي كه در قامت مربي، گسترش فولاد را پس از سالها سرمايه گذاري ليگ برتري كرد تا نشان دهد در عرصه مربيگري هم كم استعداد ندارد.
فوتبال در بسیاری از کشور ها به اندازه پول نفت درآمد زایی دارد اما اینجا یک پارک کوچک سر کوچه شما بودجه بیشتری از استقلال و پرسپولیسی میگیرد که در آسیا بی نظیر و در دنیا کم نظیر هستند!چرا؟مشکل کجاست؟در ساختار حل این مشکل قطعا در ید ما نیست و مسول و وزیر و وکیل لازم دارد که به حمد الله کشور صاحب همه آنها هست.
سوالي كليديتر؛ چرا استقلال و پرسپوليس برنامه مالي بلندمدت ندارند وهمواره ميزان پرداخت پول به آنها يك سال به يك سال تعريف ميشود؟ تصور كنيد اگر وضعيت مالي باشگاه استقلال جور ديگري تعريف شود آيا اكنون مديران اين باشگاه چنين به تكاپو و تلاش و دوندگي براي تامين نيازهاي اقتصادي خود ميافتادند؟
سپاهان هميشه در نقل و انتقالات تيم زيركي است، تيمي كه نيازهايش را بهدرستي برآورده ميكند، تيم خوبي ميبندد و البته در استخدام بازيكن هم دستانش باز است، هم از نظر مالي و هم از اين منظر كه بازيكنان بسياري هستند كه سپاهان را به هر تيم ديگري ترجيح ميدهند.
اين خبر گرچه در ابتدا از غيرممكنترين اخبار ليگ به شمار ميرود اما شنيدن اين جمله از سوي يكي از نزديكان باشگاه مبني بر اينكه «خريد و فروش امتياز كه جرم نيست!» نشان از اين دارد كه تبريزيها اتفاقا به اين راهكار خيلي هم اميدوار هستند...
تصمیم قاطعانه تیم ایران برای بازگشت به تهران و عدم سفر به لس آنجلس برنامه ریزی مخالفان جمهوری اسلامی را نقش بر آب کرد، چون جریانهای مخالف جمهوری اسلامی تصمیم داشتند با ساماندهی اعضای گروهگ تروریستی منافقین با حضور در سالن ورزشگاه مموریال لسآنجلس از این عرصه برای خودنمایی استفاده کنند اما تصمیم اصولی مدیران تیم ملی باعث شد رویایی خام بدخواهان جمهوری اسلامی خنثی شود.
بيثباتي، تغيير و تحولات زياد، دخالت افراد غيرمسوول، حاشيهسازيهاي بيمورد، عدم نظارت درست، عدم ارزيابي عملكردها، همه و همه كه از عوامل واقعي ناكامي اين دو باشگاه است در سايه واگذاري به دست فراموشي سپرده شده است كه اگر حتي بدون واگذاري بتوان اين عوامل را از اين دو باشگاه دور كرد، ميتوان اميدوار بود كه ضمن تقويت اين دو تيم و باشگاه، از ظرفيتهاي بينهايت آنها در جهت پيشرفت فوتبال نيز بهره برد.
واقعا آنها چه گلي به سر ما زدهاند كه حالا در غياب آنها اين همه ترس و اضطراب ما را فرا گرفته است. در جام ملتهاي آسيا حذف شديم، با همين هادي عقيلي و سيد مهدي رحمتي. در مقدماتي جام جهاني به ازبكستان در تهران باختيم و در بيروت مقابل ضعيفترين تيم گروه يعني لبنان تن به شكست داديم؛ باز هم با همين رحمتي و عقيلي و ... !
اگر پاداش اين 3 بازي را جمع كنيم ميشود مبلغي در حدود 18 ميليارد ريال يا 8/1 ميليارد تومان كه فقط براي 3 بازي، آن هم بهعنوان پاداش به سپاهانيها پرداخت شده. اين در حالي است كه مثلا ذوب آهن كه 2 بازي پايانياش حكم مرگ و زندگي را برايش داشت به هر يك از بازيكنان نفري 5 ميليون پاداش پرداخت كرد. اصلا چرا راه دور برويم. گهر را كه فراموش نكردهايد.
شاگردان امیر قلعه نویی در یک بازی تماشایی با وججود اینکه از حریف اماراتی خود عقب بودند در دبی تیم فوتبال الشباب امارات را با شکستی سنگین رو به رو کردند تا سرنوشت خود را با کسب این پیروزی برای صعود به جمع هشت تیم برتر آسیا مشخص کنند و با اطمینان خاطر در ورزشگاه آزادی به مصاف الشباب بروند.
موضوع مهم، نقش مارتينتي و مشاور ايراني او در راضي كردن خطيب است كه ظاهرا خيلي زود توانستهاند در كار خود موفق شوند و سرپرست فدراسيون كشتي كه در سفر آمريكا به سر ميبرد را راضي كنند كه با ايران تماس بگيرد و از دبير و نايب رييس فدراسيون بخواهد كه بيخيال سفر به مسكو شوند!
شايعه بازگشت آذري به مديريت ذوبآهن به يك شايعه هميشگي در فوتبال اصفهان تبديل شده. زماني كه دليلي از مديريت ذوبآهن كنار رفت نام آذري شنيده شد و حالا كه حرف از رفتن خسرو ابراهيمي است باز هم نام سعيد آذري، اين وزنهبردار سابق به گوش ميرسد. شايعه بازگشت سعيد آذري به مديريت ذوب درست از زماني كليد خورد كه سعدمحمدي مدير كارخانه شد.
هنوز مانده تا داستان هزار و يك شب سرمربي پرسپوليس حتي به نيمه برسد؛ هر چند خط پايان اين داستان تكراري را همين امروز هم ميشود از بَر خواند. روزي كه يحيي گلمحمدي يك نامه استعفا را براي پرسپوليس گذاشت و خودش رفت، مديرعامل براي انتخاب و معرفي جانشين او 48 ساعت مهلت گرفت.
يكي صداي هواداران را بشنود. امروز روزي است كه پرسپوليس و پرسپوليسيها بايد به نداي هوادارانشان گوش دهند. آنها به خوبي مشكل تيمشان را درك كردند و براي برطرف كردن آن، گام برميدارند، كاش مسوولان پرسپوليس نيز اين را درك كنند و به راه پراشتباه گام نگذارند.
حالا كه تكليف سپاهان با تمديد قرارداد كرانچار مشخص شده انگار خيلي از تيمهاي ديگر هم راحتتر ميتوانند درباره انتخاب سرمربي فصل آينده خود تصميم بگيرند چرا كه در طول مدت بلاتكليفي سپاهان از يك طرف تعدادي از تيمها براي مذاكره با گزينههاي شاخص ليگ، مردد بودند كه مبادا قبل از آنها سپاهان روي آن گزينه دست گذاشته باشد.
بيگناهترين تيمي كه قرباني پرونده تباني ميشود، بيشك تيمي نيست جز ذوبآهن اصفهان! تيمي كه تازه دارد بحرانهاي شديد مالياش را پشت سر ميگذارد و با زحمت فراوان براي ماندن در ليگ برتر خود را به پليآف كشانده، حالا درست در آستانه بازي حساس پليآف، بلايي چون تباني، دامنگيرش ميشود تا بدون اينكه كوچكترين گناهي در اين پرونده داشته باشد.
از همان روز اول كه محمد رويانيان پروژه انتخاب سرمربي را به كميته فني سپرد، ميشد حدس زد كه او روي حرف خود نميايستد و خيلي زود دست به كار ميشود براي انتخاب گزينه دلخواه خود و البته مردي كه بتواند پرسپوليس را از اين روزهاي بحراني خارج كند.
گفته میشود هنوز به صورت رسمی مسوولان ارشد دولت تصمیمی برای ادامه فعالیت رویانیان اخذ نکرده اند و ممکن است آقای مدیرعامل برخلاف میل باطنی اش مجبور شود با کرسی مدیرعاملی پرسپولیس خداحافظی کند، چون وی دیگر مثل سابق فرد مورد علاقه دولتیها نیست و به نظر میرسد تاریخ مصرف دوره مدیریتش به پایان رسیده است.
دوپينگ، دلالي، تباني و... موضوعاتي هستند كه در برخي زمانها بحثانگيز شده و البته اغلب به سرانجامي نميرسند. به جز اينكه افرادي در ردههاي پايينتر متهم و بعد محكوم و سپس محروم شوند. در شرايطي كه «مهرههاي اصلي» هميشه در حاشيه امن ميمانند!
شرايط كنوني عقيلي و رحمتي گوياي صريح اين نكته است كه دنيا آنطور نيست كه ما ميپنداريم و برعكس بايد حرفهاي بود و كوشيد و با تيم هماهنگ شد و اگر اين چنين نبود، بايد صحنه را خالي كرد و از انديشه بازگشت فارغ شد و ميدان را به مشتاقترها سپرد.
سرمربي پرسپوليس هر كس كه باشد چون با مكانيزم بيماري انتخاب شده بيترديد دچار چالشهايي سخت خواهد شد. پروين، كميته فني و مديرعاملي كه هر روز شما را سورپرايز ميكند را بگذاريد كنار يكي از اين گزينههاي شكست خورده پرسپوليس و بعد ببينيد تصويري كه در ذهنتان ساخته ميشود جز يك آشفته بازار جديد است؟
«تباني در ليگ يك محرز شد و شهرداري تبريز سقوط كرد.» اين نتيجه بررسيهاي كميته انضباطي در ارتباط با پرونده تباني ليگ يك است كه البته فقط به اين حكم خلاصه نميشود. كميته انضباطي، ديشب، با اثبات تباني در ليگ يك، حكم افرادي كه به شكلي با اين پرونده دخيل بودند را صادر كرد.
من از ساختار و معيارهاي كميته فني باشگاه اطلاعي ندارم ولي فكر ميكنم پرسپوليسي بودن گزينههاي سرمربيگري بيشتر از اينكه عقلاني باشد يك تصميم احساسي است و بايد در موردش بحث كرد. پرسپوليس اگر درست كار كند با مربيان غيرپرسپوليسي هم ميتواند به موفقيت برسد.
آنقدر كه بازنده نبودن در اين جنگ قدرت ذهن تصميمگيرندههاي پرسپوليس را به خود مشغول كرده، كسي به فكر نيمكت خالي پرسپوليس نيست. نيمكتي كه منتقدان ميگفتند يحيي برايش كوچك است اما گزينههاي امروز خودشان كه با معيارهايي نامعلوم دستچين شدهاند هم آنقدر بزرگ نيستند كه به آينده پرسپوليس اميدوارمان كنند.
ليست تيم ملي سرشار از علامت سوال و ابهام است. اينكه در يكي، دو مورد يا حتي 5 مورد بحث وجود داشته باشد قابل قبول است چرا كه سليقه ما و سرمربي تيم ملي متفاوت است اما وقتي آمار و ارقام بازيكنان به ميان ميآيد و كيفيتها را در نظر ميگيريم و بعد در ليست 36 نفره، روي بيش از 10 بازيكن بحثهاي فني وجود دارد، آنگاه به سرمربي تيم ملي و دقت او در انتخاب ليست شك ميكنيم.
باشگاههايي كه عاقلانه و اصولي و فني كار ميكنند و صاحب فكر هستند و براي رسيدن به افكار و اهدافشان برنامههايي عقلايي دارند و همه چيز را در هزينه و جذب ستارهها نميجويند. ستارههايي كه پايان فصل به ما به وضوح ميگويند برخلاف باور آن مديران آنقدرها هم ستاره نبودهاند.
تفاوت اين ليست با فهرستهاي قبلي هم از اينجا نشات ميگيرد كه با توجه به شرايط تيم استقلال و روز حساسي كه اين تيم در ليگ قهرمانان آسيا دارد، شاهد تهيه دو فهرست از سوي كادر فني تيم ملي هستيم، به صورتيكه در خبر اعلام شده نيز آمده كه اين ليست در دو فاز تهيه شده است.
رفتار خلعتبري كه به عنوان بازيكن در اين تيم حضور دارد و تا سالهاي سال نيز نميتواند بازوبند كاپيتاني سپاهان را بر بازوي خود ببيند، به خوبي نشانگر روابط غلط حاكم در اين باشگاه است! او در آخرين ديدار سپاهان كه منجر به از دست دادن نايب قهرماني اين تيم شده در اين كار بسيار پيش رفت.