صفحه اصلی ورزش اقتصاد فرهنگ استانها ارتباط با ما آرشيو جستجو پيوند ها
مهدي خانعلي زاده
محمد كاظم انبارلويي
حجت‌الاسلام و المسلمين دكتر آقاتهراني
سيد حسين طاهري
منصور حداد
محسن رضایی
دکتر موسی نجفی
اسدالله بادامچیان
دکتر جواد منصوری
حجت الاسلام و المسلمین سید حمید روحانی
مونا معزي
سيد مصطفي ميرمحمدي
محمدكاظم انبارلويي
مدتهاست بنا داشتيم حضوررسيده و عرايضي را پيرامون وضعيت اسفبار عمومي جامعه و انقلاب معروض داريم اما به دليل برخوردها و قضاوت‌هايي كه حتي در مورد ملاقاتها مي شود و بنا بر مصالحي بهتر ديديم كه بخشي از عرايض را كتبا تقديم حضور كنيم...
یکی دیگر از شکنجه های آن ها این بود که سوزن ته گردی را درون انگشت متهمین می کردند، یعنی نصف آن داخل انگشت و نصف دیگر بیرون بود. سپس با فندک سر سوزن ها را داغ می کردند که بر اثر آن قسمتی هم که در داخل انگشت قرار داشت باعث سوزش شدید و حتی عفونت انگشت ها می شد.
این کار شاه یعنی نفت را به آمریکا بفروشیم، با پولش از خود آمریکا سلاح بخریم، که به جای آمریکا، جان سربازان ایرانی را به خطر انداخته و امنیت تأمین انرژی آمریکارا تضمین کنیم! یعنی نفت را بده، پولش را هم بده، صنعت اسلحه سازی آمریکا را هم رونق بده، انرژی کل صنایع آمریکا را با امنیت تأمین بکن و ضمناً جان سربازان ایرانی را هم بده و در نهایت تحت سیطره آمریکا هم باش!!
آقاي رفسنجاني با خاطره نويسي و تاريخ نگاري ناآشنا نيستند و سابقه شناخته شده اي در هر دو عرصه ياد شده دارند و تعجب آور است كه هنوز نمي دانند «نيمه نويسي» بي اعتبارترين نوع تاريخ نگاري و خاطره نويسي است و نشانه نگراني نويسنده و مؤلف از بيان برخي واقعيت هاست! حالا بايد پرسيد كه جناب رفسنجاني از آشكار شدن كدام واقعيت نگران بوده اند كه پاسخ حضرت امام(ره) را سانسور كرده اند؟!
در تاریخ انقلاب نیز بارها رواج آسیب‌های مربوط به مواردی از این دست را دیده‌ایم. مثلاً در درس‌های توحید مسعود رجوی در زمین چمن دانشگاه شریف که با حضور چند هزار نفر رو به رو بود و به جای بحث‌های فلسفی و کلامی حول این دورمی زد که در فلان جا این گونه گفته شده است، اما این گزاره‌ها را نیز باید به آن افزود. وقایع مربوط به اطلاعات نخست وزیری، وقایع مربوط به نوع نقش آفرینی باند سید مهدی هاشمی در قم و اطلاعات دادن‌های يك طرفه به طلاب و روحانیون و حتی مرجعیت...
مصدق و جبهه ملی اعتقادی به نقش سیاسی اسلام نداشتند لذا مخالف حضور روحانیون در امور سیاسی بودند. در دو مورد در تاریخ ایران شاهدیم علما به صورت صریح از دخالت در امور کشور منع شدند، یکبار در زمان رضا خان و بار دیگر در زمان دولت مصدق که خود با پشتوانه ی مراجع و علما به قدرت رسیده بود.
اما متاسفانه آنها (مجاهدين و چپ‌هاي افراطي) با حادثه‌سازي‌هاي پي‌درپي خود، در گنبد و كردستان و دانشگاه براي آقاي خميني و حزب جمهوري اسلامي فرصت ايجاد مي‌كردند تا به قبضه كردن قدرت و به زعم آقاي بهشتي تحقق "ديكتاتوري صلحا" مشروعيت بخشيدند و بنا به قولي ديگر از آقاي بهشتي كه گفته است، ما بايد ديكتاتوري ملي داشته باشيم.
استاد به هر اقدامی که در جهت تضعیف اعتقادات اسلامی و شیعی مردم ایران صورت می‌پذیرفت، حساسیت فراوان داشت و تلاش‌های گسترده و مريی و نامريی وی در مواجهه با فرقه‌ي بهائیت را باید در این راستا تحلیل کرد. نقد او به معارف و کارکرد این فرقه در ایران، بس جامع، غنی و درخور توجه است.
در سال 83 سه چهار نفر خدمت يكي از بزرگاني بوديم كه امروز جزو يكي از مؤثرترين افراد جبهه متحد است. فكر مي‌كنم حدود آذرماه بود. گفتيم كه "آقا" در سخنراني‌هاي چند ماه گذشته‌شان خيلي بر مسئله عدالت و ساده‌زيستي تأكيد مي‌فرمايند. فرمودند بله، ولي عدالت و ساده‌زيستي به اين آساني‌ها محقق نمي‌شود. اين حرف‌ها به درد منبر مي‌خورد!
ماجرای میکونوس در بحبوحه‌ي اجرای طرح عجیب گفت‎وگوهای انتقادی، یعنی یکی از اصلی‌ترین محورهای سیاست تنش‌زدایانه دولت هاشمی رفسنجانی از سوی طرف مقابل طراحی و اجرا شد و بر خلاف آنچه هاشمی رفسنجانی در این باره مدعی شده است، دولت آلمان به عنوان یکی از اصلی‌ترین کشورهای هدف سیاست تنش‌زدایی دولت سازندگی، با یک طراحی پیش پا افتاده، مسئولین ارشد نظام را به بهانه ماجرای قهوه خانه میکونوس، در یک دادگاه معمولی به حبس و تعقیب قضایی متهم کرد!
به‌دنبال حضور گسترده مردم در راهپيمايي روز شنبه، رسانه‌هاي بيگانه ابتدا اقدام به بايكوت اين حضور با شكوه كردند و سپس با تعبير از اين جمعيت ميليوني به ده‌ها هزار نفر و صدها نفر تلاش كردند كه اين جمعيت را تقليل دهند. با اين حال، به نظر مي‌رسد بازتاب‌هاي تصويري و تلويزيوني اين حضور، رسانه‌هاي فارسي زبان ضد انقلاب را به صرافت انداخته كه براي توجيه اين حضور مردمي، توجيه‌هاي خنده‌دار دست و پا كنند.
هاشمي گفت من در مورد مسائل اقتصادي و مفاسد و گراني در اولین نماز جمعه مسائل را حل مي‌كنم. اما من گفتم اين مسائل حل شدنش در نماز جمعه نمي‌شود، بلكه در دولت به وجود آمده و همان جا بايد حل شود! البته در نماز جمعه هم يك چيزهايي گفتند ولي هيچ تأثيري نداشت و در مورد هزار فامیل هم مي‌گفت بچه‌هاي اقتصادی من حتي يك خودكار هم از دولت بر نمي‌دارند، خب معلوم بود که مساله خودكار نبود، مساله چیزهای دیگری بود!
"افرادی به ایشان می گویند" کمی یواش‌تر، مردم دارند سرد می شوند، مردم از پای در می آیند. می گوید مردم این طور نیستند که شما می گویید من مردم را از شما بهتر می شناسم. از همه بالاتر: «آمن بربه». در جلسه خصوصی ایشان به من گفت: فلانی این ما نیستیم که این نهضت را ایجاد کرده ایم، من دست خدا را حس می کنم».
همه‌ي ملت‌ها بايد هوشيار باشند و صلاحيت و صداقت گروه‌ها و شخصيت‌هايي را كه مي‌خواهند اين تحولات را مديريت كنند، بر معيار ضديت آشكار با سلطه امريكا و غرب بر منطقه، اشغال فلسطين و مخالفت با وجود رژيم صهيونيستي ارزيابي كنند. ملت‌های منطقه بدانند کسانی که ادعای صلح طلبی و دفاع از مردم را دارند ولی مخالفتی با سلطه آمریکا و رژیم صهیونیستی ندارد، دروغ‌گو است.
بله، تا دكتر بهشتى هست، شماها به حكومت نمی‌رسيد يا مثلا تا وقتى اين عده و اين جمع در ايران در صحنه‌ی سياست هستند ممكن نيست شما راهى به دستگاه دولت پيدا كنيد پس بايد اينها از بين بروند. و با فرو كردن اين حرف ها به گوش سران و پيش‌روان آن گروه‌های منحرف خواستند آنها را بكشانند به اين فكر و اين نقطه كه خوب است، دكتر بهشتى و امثال او را از ميان بردارند.
رهبر انقلاب اسلامی حرکت بیداری اسلامی در منطقه را نشان‌گر حقانیت جمهوری اسلامی ایران و پیش‌رفت حرکت نظام اسلامی دانستند و تأکید کردند: امروز شعارهای ملت ایران در سراسر منطقه فراگیر شده و کشورهایی که دنباله رو جبهه استکبار بودند، اکنون در کنار ملت ایران هستند و اهداف و شعارهای آنان را پیگیری می کنند.
گفتم «خيلي خوش آمديد! تشريف بياوريد تو! آزاد است. مي توانيد بياييد تو.» با اصرار به اينها تعارف كردم. آنها كه اين طور ديدند، گفتند، «قصد مزاحمت نداريم.» گفتم، «مزاحمتي نيست. مدرسه است و آزاد. چاي هم هست. دستشويي هم بخواهيد برويد، مي توانيد برويد.» گفتند، «خيلي ممنون! محبت بفرماييد با آقاي سيد علي اندرزگو كاري داشتيم. اگر بودند، چشم! خدمتتان مي رسيم و الا خير.»
شهید مطهری در آبان 1357 به خدمت امام رسیدند و وقتی به جمع طلبه‌ها، علما و جامعه روحانیت در مدرسه رفاه بازگشتند، به آنها گفتند: "من امامی را دیدم که "آمن بهدفه، آمن بسبیله و آمن بامته"؛ به امت، هدف و آن روشی که انتخاب کرده، ایمان صد در صد دارد. فرمودند که به امام عرض کردم آقا با این وضعیت امکان پیروزی نیست، یک رژیم قدرتمند با یک ارتش مقتدر و تحت حمایت ابر قدرت‌ها در ایران حاكم است.
حدود شانزده‌ روز از آخرین‌ دیدار من‌ و دخترم ‌می‌گذشت‌؛ خیالم‌ راحت‌ بود که‌ او مرده‌ و دیگر شکنجه‌ نمی‌شود. ولی‌ آن‌ شب‌، درِ سلول‌ را باز کردند و در کمال‌ تعجب‌ دیدم‌ که‌ دخترم‌ را به‌ داخل‌ سلول‌ انداختند و در را بستند. او گفت‌ که‌ در طی‌ این‌ مدت‌، در بیمارستان ‌شهربانی‌ (در خیابان‌ بهار) بستری‌ بوده‌ است‌. او را درآغوش‌ گرفتم‌ و شروع‌ کردم‌ به‌ نوازشش‌.
ما دور هم نشستيم و اين كار را تمام كرديم و خدمت امام برديم. اساسنامه را من خودم شب بردم خدمت امام و به حاج احمد آقا دادم كه امام ببينند، اگر نظر مخالفى يا تذكرى دارند، بگويند كه ما اصلاح كنيم. البته اين را هم فراموش نكنم كه در همان روزهايى كه امام تشريف آورده بودند تا وقتى كه ما حزب را اعلام كرديم، امام حداقل دو مرتبه از آقاى‌هاشمى رفسنجانى پرسيده بودند كه چرا اعلام نمی‌كنيد.
وجود زندانى به معناى وجود جرم در جامعه است و با توجه به اين كه هيچ جامعه‌اى بى‌جرم نيست هيچ جامعه‌ی بى‌زندانى هم وجود ندارد. و لذا وقتى زندانيان زمان محكوميت خود را گذراندند ما آنها را آزاد می‌كنيم و احتمال هم دارد كه آنها را زودتر آزاد كنيم چنان كه در همين روزها و هفته هاى آينده به فرمان امام تعدادى از زندانيان مورد عفو قرار می‌گيرند و آزاد می‌شوند. لذا شما نگران زندانيان ما نباشيد.
شايد هم آن نامه خطاب به آقاى منتظرى باشد كه رئيس مجلس خبرگان بود و به هر حال اعلام مى‌كنند مجلس خبرگان غيرقانونى است، ضمنا نظرشان اين بود كه نامه را به آقاى منتظرى بدهند و در رسانه‌هاى گروهى هم از طريق مصاحبه پخش كنند تا ناگهان كه مردم صبح از خواب بلند مى‌شوند ببينند مجلس خبرگان قانونى نيست.
شخصاً انجام دهنده‌ي آن مصاحبه با آقای عطاالله مهاجرانی بودم و به‌نمایندگی از روزنامه انگلیسی زبان "ایران نیوز" و در ششم آبان ماه سال 73 و در دفتر معاونت پارلمانی آقای هاشمی رفسنجانی واقع در مجتمع پاستور با ایشان به گفتگو نشستم و متن کامل آن مصاحبه در مورخ پنجشنبه هشتم آبان ماه همان سال تحت عنوان Constitution Could Be Amended Before Elections در روزنامه مزبور منتشر شد.
اگر شما در همان اتوبوسى كه ضد انقلاب آن را به آتش كشيد، مى بوديد و دو كودك بى گناه در اتوبوس كشته و گروهى مجروح مى شدند و آن وقت شما با ترس از مرگ و با زحمت زياد خودتان را نجات مى‌داديد، درباره‌ى عاملين اين آدم سوزى چگونه فكر مى‌كرديد؟ و آيا باز هم معتقد بوديد كه ما با عفومان بايد به آنها جايزه بدهيم؟ در حالى كه اين يك نمونه از جنايات آنهاست والا از اين قبيل فراوان است.
پدرم با خط خود نوشته بودند:‌ «شبي در خواب ديدم كه به منزل آقاي خميني مي‌روم. در بين راه علامه طباطبايي را ديدم. ايشان مرا صدا زدند و با هم تا آستانه منزل‌شان رفتيم. علامه به من فرمودند: من ديشب حضرت اباعبدالله الحسين(ع) را در خواب ديدم كه به من گفتند به سعيدي بگو به اينجا بيا، چيزي نيست، ما نگهدار توييم...
اگر مسعود رجوى سلطنت طلب است، حرف شما درست است. اما اگر مسعود رجوى از همان گروه‌هاى به اصطلاح انقلابى است كه سال‌ها در زندان بوده‌اند و اكنون با فئودال‌هاى كومله در كردستان و با دولت ارتجاعى و ضد انقلابى فرانسه در اروپا پيوند مي‌زنند و از عربستان پول مى‌گيرند، اگر شما اين را قبول داريد، پس باور كنيد كه ضدانقلاب فقط سلطنت طلب ها نيستند.
محمدرضا طالقانی پیشکسوت کشتی ایران با گذشت سی و سه سال از آن روز به یادماندنی هنوز دوازدهم بهمن ماه 1357 را به عنوان یکی از طلایی‌ترین روزهای زندگی خود می‌داند.روزی که به گفته محافظ حضرت امام خمینی(ره) مردم ایران شدت عشق و و علاقه خود را به رهبر انقلابی خود اثبات کردند و پیمان ناگسستنی با مقتدای خود بستند.
وقتی که ایشان را بغل کردم و پیشانیش را می‌بوسیدم- اولین فردی هم بودم که ایشان را بوسیدم- قطرات بسیار درشت اشک از زیر عینکی که به چشم داشتم، می‌ریخت و حضرت امام دستی به سر من کشیدند و آمدند سخنرانی کردند، تا اینکه بعد از سخنرانی یک ربعی استراحت کردند. بعد قرار شد سوار بلیزر بشوند تا عازم بهشت زهرا بشویم.
هرچند اشتراكات زيادي را بين جبهه پايداري و جبهه متحد اصول‌گرايان مي‌بينم، اما آن دو نكته‌اي را كه جبهه پايداري بر آنها تأكيد دارد كه يكي در مورد جريان انحرافي و يكي در مورد ساكتين فتنه است، از شاخصه‌هاي من هم هست، چون حقيقتاً از جانب كساني كه در طي 30 سال انقلاب در قبال فتنه‌ها ساكت بودند، آسيب زيادي ديديم.
شما بايد توجه داشته باشيد تا زمانى كه اختلاف و موضع‌گيري‌ها در حريم مسائل مذكور است، تهديدى متوجه انقلاب نيست. اختلاف اگر زيربنايى و اصولى شد، موجب سستى نظام مى‏شود و اين مسئله روشن است كه بين افراد و جناح‌هاى موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد، صرفاً سياسى است.