|
|||||||||||||||||||||||||||
گروه سیاسی- سال گذشته در همین روزها بود که با داغ شدن احتمال حضور خاتمی بهعنوان کاندیدای انتخابات
ریاست جمهوری، جریان اصولگرا و رسانههایش کوشیدند ضمن ارائه تصویری میانهرو از مهدی کروبی، وی را به ماندن و کنارنکشیدن در انتخابات مجاب و او را بهعنوان گزینه اصلی جریان چپ معرفی کنند. درج مصاحبههاو سخنرانیهای متعدد که کروبی در آنها به حزب مشارکت و سازمان مجاهدین (انقلاب) بهعنوان سرحلقه تندروها حمله میکرد، تا تیتر یک رسانههای اصلی جریان اصولگرا نیز پیش میرفت.
همچنین پس از اعلام کاندیداتوری موسوی و به تبع آن کنار کشیدن خاتمی نیز این ذهنیت در میان بخشهایی از اصولگرایان تقویت شد که با دفع خطر نامزدی خاتمی، اکنون بازی کاملاً در چارچوب نظام تعریف شده و باید انتظار یک انتخابات اخلاقی با کمترین حاشیه و تنش را کشید. بهطوری که اولین مصاحبههای موسوی پیش از اعلام کاندیداتوری نیز که در حال حاضر وی ترجیح میدهد بههیچ وجه بازگشتی به آنها و مواضع حدود 10 ماه قبل خود نداشته باشد، آشکارا نشانه تعریف یک بازی خودی بود. در این زمینه حتی ستادهایی با عنوان "اصولگرایان حامی موسوی" نیز راهاندازی شد.
این تصور البته دوام زیادی نداشت و با دوره شدن موسوی و کروبی توسط تندروهایی که ادامه دولت احمدینژاد را به هیچ قیمتی نمیتوانستند بربتابند، تغییر یافت.
اما فارغ از موضعگیریهای انتخاباتی و بهویژه پسا انتخاباتی موسوی و کروبی که اکنون مرز آنها را بهطور کامل با ضدانقلاب از بین برده و سایتهای اپوزیسیون داخل و خارج از کشور، هرگونه اظهارنظر این افراد را بدون کموکاست منتشر و سپس حول آن جریانسازی میکنند، این سؤال بهطور جدی مطرح است که مقصر اصلی در افراطی و اپوزیسیون شدن موسوی و کروبی کیست و چرا زمینه طوری فراهم میشود که موسوی و کروبی به نقطه مشترک گفتمانی با سازمان منافقین علیه نظام اسلامی میرسند؟
برخی معتقدند عامل اصلی در این افراط گرایی، نبود مکانیسمهای کنترلی و مسدود بودن کامل باب نقد در جریان تجدیدنظرطلب است، بهطوری که در این جریان، علیرغم گستردگی و تنوع طیفی و ادعای آزاداندیشی، اظهار هرگونه نقدی مساوی با یک انزوای سیاسی و بایکوت طولانیمدت خواهد بود. براساس این طراحی، ناقد جریان تجدیدنظرطلب قبل از بیان هرگونه نقدی چنانچه به این جریان تعلق تشکیلاتی دارد، باید پیه اخراج یا انزوای سیاسی را به تن مالیده باشد.
دقیقاً به همین جهت است که با گذشت بیش از 5 ماه از انتخابات و اصرار شکستخوردگان بر ادعاهای بدون سند، تقریباً باب مطالبه از جرقهزنندگان آتش فتنه در میان اصلاحطلبان بسته است و هیچیک از آنها حتی در همین حد نیز مجاز به اعتراض نیستند بپرسند در صورتی که ادعاهایی که آشوب و ناآرامیهای دامنهدار و لطمهزننده به جایگاه بینالمللی ایران از حیث دولتی و افکار عمومی منجر شده است، صحت داشته چرا دلایل محکمهپسندی و اقناع کنندهای برای افکار عمومی بیان نمیشود و در صورت کذب بودن این ادعاها، چرا با آبروی یک جریان برای توجیه شکست بازی شد؟
به هر حال، فضای بسته در جریان تجدیدنظرطلب و نبود هرگونه مکانیسم کنترلی برای سران این جریان، باعث شده که این افراد در سراشیبی افراط قرار گیرند. این در حالی است که جریان مزبور بارها اصولگرایان را به تصلب و تبیعت پادگانی متهم کرده است.
اما در مقابل اصولگرایان از مکانیسمهای کنترلی متعددی برخوردارند. بهطوری که رئیسجمهور و دولت تحت نظارت مجلس فعالیت میکنند و مجلس نیز علیرغم برخی کجسلقگیهای موردی، وظایف نظارتی خود را نسبت به نحوه برخورد مجلس ششم با دولت خاتمی بهمراتب بهتر ایفا میکند. بحثهای متعدد اختلافی میان دولت و مجلس از آن جمله، تازهترین آنها در موضوع هدفمند کردن یارانهها، تنها یک نمونه است.
مکانیسم کنترلی دیگر، انتقادات متعدد با خاستگاه اصولگرایی به دولت است که اگرچه در مواردی با چاشنی بیانصافی نیز همراه است اما در مجموع، بهعنوان یک عامل بازدارنده میتواند مؤثر باشد.
همچنین اوامر و نصایح حکیمانه رهبری نیز یک امتیاز بزرگ و عامل کنترلی مؤثر برای دولت است؛ بهعنوان مثال امر رهبر انقلاب به تغییر معاون اول رئیسجمهوری در حالی صادر شد که دولتهای سابق بهدلیل زاویه داشتن با مشی اصولگرایی از دریافت دستوراتی در این سطح و صراحت بیبهره بودند.
با این حال، بهنظر میرسد اگر آنچه که این روزها در برخی محافل سیاسی از اراده تعدادی از میانهروهای جریان موسوم به اصلاحات برای بازسازی جریان منتقد در چارچوب نظام و تعریف "سر"های جدید با کنارگذاشتن خاتمی، موسویخوئینیها، موسوی و کروبی عنوان میشود، درست باشد، جریان جدید باید پیش از هر چیز در اندیشه مکانیسمهای کنترلی برای جلوگیری از نابود شدن سرمایههای انسانی خود در اثر افراط گرایی باشد.
این دوتا الان باید تو زندان باشند و جواب کشته هایی که بر سر قدرت طلبیشان در روزهای بعد از انتخابات را باعث شدند بدهند نه اینکه روزی یک بار باهم ملاقات کنند و باز نقشه بکشند مجرم بودنشان ثابت شده ولی چون اسم رسم دارند دارند همینجوری میگردن به ریش همه میخندند خدا نکنه یک نفر که اسم رسم نداره به نیروی انتظامی بگه بالای چشمت ابرو میبرنش اونجایی که عرب نی انداخت انشاالله همه اسم رسم دار بشن که عدالت رعایت بشه هر کی هر کاری دلش خواست بکنه امام علی هم تنها بود آقای خامنه ای هم الان تنهاست یک علی مظلوم همچن جد خویش ظلمهایی دیده اندر حد خویش خدا رحمت کنه مرحوم آغاسی را اگر الان بود چنان شعری برای این جنبش لجنی میگفت که نتونند نفس بکشند فقط 5 فتنه تا ظهور امام زمان باقی است
آقا این عکس در کدوم کاخ گرفته شده؟
یکی از مقصرین همین سایت رجا نیوز و دیگری روزنامه کیهان و بعدی صدا و سیماست زیرا این رسانه ها سعی ممی کنند طرف مقابلشان خارج از نظام و خود را عین نظام جلوه دهند و افراد کم ظرفیت طرف مقابل خود به خود به سمت اپوزوسیون سوق پیدا می کنند.
سلام بر موسوی درود بر کروبی موسوی زنده باد کروبی پاینده باد
درود بر خامنه ای
به نظر میرسد وقتی آقای هاشمی برای جلوگیری از رئیس جمهور شدن آقای احمدی نژاد دیداری با آقای موسوی داشتند احتمالا به ایشان وعده هایی داده اند (مانند نامه به رهبری) تا آقای موسوی را رئیس جمهورنمایند و آقای هاشمی بتواند چهره از دست رفته خود (سردار سازندگی) را دوباره در ازهان مردم بازسازی کنند ولی در خصوص آقای موسوی به نظر بنده ساده لوحی ایشان باعث شد تا تمامی کسانی که بر ضد آقای احمدی نژاد بودند از ایشان سوء استفاده نمایند تا جایی که خود آقای موسوی هم بایکوت شده وغرور ایشان مانع از عذر خوهی از مردم می گردد.
محاکمه سان فتنه هاشمی وموسوی وکروبی راخواهانیم
به نظر من مقصر اصلي نظام مقدس جمهوري اسلامي است كه با اين دو شياد و منافق مماشات كرد و با اغماض برخورد كرد. لبيك يا سيد علي خامنه اي روحي فداه التماس دعا
با سلام و احترام ببخشيد ببخشيد اين دو همانند ديگر نوكران شرق و غرب صهيونيست ها گول وعده هاي پوچ نوكراني چون اوباما و بلر و بران و مركل و ساركوزي و عرب هاي احمق تر از خودشان چون آل سعود و عبدا... اردوني و كرم هاي متعفن طاغوت شاهنشاهي ايران را خورده و راه پازگشت ندارند و در برابر ملت شريف و شهيد پرور ايران اسلامي رو سياه هستند
اوباش یا همان سبزکها فقط از سوء مدیریت و عدم برخورد مناسب با آنان بوجود آمدند و زنده مانند- مرگ بر منافقین
مقصر نبود ازادی در کشور و گول زدن مردم است.همیشه یک جا معه ازاد ساده تر و ارمتر عمل میکند. شما اگر کمی به مردم ازادی داده بودید امروز محکمتر حکو مت می کردید.
شما سوالتون از اساس غلط است بنا بر يك فرض دروغ عدم تقلب در انتخابات نتيجه دلخواهتان را گرفته ايد در حاليكه تقلب در انتخابات اظهر من الشمس بود و بينه آشكار و موسوي و كروبي هم چاره اي جز اينكه در برابر اين تقلب آشكار اعتراض كنند نداشتند.
شتر در خواب بیند پنبه دانه
يکشنبه، 1 آذر 1388
10:37:43 AM
اگر آنچه این روزها در برخی محافل سیاسی از اراده تعدادی از میانهروهای جریان اصلاحات برای بازسازی جریان منتقد در چارچوب نظام و تعریف "سر"های جدید با کنارگذاشتن خاتمی، موسویخوئینیها، موسوی و کروبی عنوان میشود، درست باشد، جریان جدید باید پیش از هر چیز در اندیشه مکانیسمهای کنترلی برای جلوگیری از نابودی سرمایههای انسانی خود باشد.