|
|||||||||||||||||||||
وحید یامینپور
1- آيا روزنامه نگاري يك هوس است؟ آيا اتفاقي از سر تفنن است؟ آيا پر كردن اوقات كساني است كه نمي دانند، عمرشان را چگونه تلف كنند؟ روزنامه نگاري براي پر كردن شكم است؟ يا خالي كردن عقده؟ يا جلب توجه يا بالندگي يك احساس خجالت زده براي ابراز وجود و جبران احساس تحقير شدگي؟
2- براي بسياري، سؤالهاي فوق، نوعي توهين به حساب مي آيد. حق دارند؛ براي ما روزنامه نگاري، ابتدا با نوعي تكليف گرايي و آرمان خواهي گره خورده است؛ روزنامه مقدس است انگار، روزنامه را نبايد لوله كرد و بر سر انديشه ديگر كوبيد، ما روزنامه را به شيشه ها نمي چسبانيم تا از نور محروممان كند، روزنامه براي ما سفره نيست تا آب و نانمان را از روي آن برداريم، ما با روزنامه انديشه امان را جلد نمي كنيم تا كسي تيتر اصلي ذهنمان را نبيند؛ روزنامه براي ما آرمان است، نه ارتزاق!
3- مي گويند وقتي يوهان كارولس (Johann Carolus) آلماني، براي نخستين بار، چيزي شبيه روزنامه را در اوايل قرن هفدهم منتشر كرد، هرچيزي كه مي رسيد -بدون آنكه حتي به درستي ويرايش شود و يا تفسير و تحليلي به آن اضافه شود، به دست چاپ سپرده مي شد. روزنامه ريليشن (Relation) مستقيماً از آن عوام مردم بود. آنان ريليشن را مي خواندند تا "مطلع" شوند. كارولس، با صرافت طبع روزنامه نگاري مي كرد. او ناچار بود، مطالب را به روش سربي حروفچيني كند و سرنوشتش را با ماشين هاي چوبي گره بزند. چرا كارولس در كنار اخبارش، تفسير و تحليلي به خورد مردم نمي داد؟ شايد سختي حروفچيني او را از اين "هوس" منع مي كرد. كما اينكه بعدها در اوايل قرن نوزدهم، نخستين ماشين هاي چاپ كه با نيروي بخار كار مي كردند، اين هوس خانمان برانداز را در سر نويسندگان جاري كردند!
4- كساني كه با فرهنگ روزنامه نگاري حال حاضر جهان آشنا هستند، بي ترديد، التزام اهالي رسانه را به هيجانات نفساني اذعان مي كنند. سوژه ها -اگر خود فروشي تبليغاتي و سياسي در قالب رپرتاژ نباشند-، چيزي جز تلاشي براي تحريك ذائقه غريزي و هيجان طلب انسان نيست. بهترين نوع روزنامه نگاري، جذاب ترين نوع آن است. با این انگاره، نسبت روزنامه با حقيقت انگاري و عدالت فراموش مي شود و روزنامه نگاران، شبيه دلقك هايي كه براي ارتزاق، ناچار از خنداندن يا شگفت زده كردن مخاطبان هستند، به تيترهاي ناصواب و بي جواب پناهنده مي شوند.
5- ...اما قرار بود، ژورناليسم ايراني، پرده ديگري از روزنامه نگاري مألوف باشد. «قلم ها سازنده اند... قلم ها شهيد پروردند... رسانه هاي گروهي بايد در خدمت تهذيب جامعه باشند... مجله بايد انسان تربيت كند... رسانه ها بايد منادي اميد باشند...» اينها جملات تاريخي بنيانگذار انقلاب اسلامي امام راحل(ره) است. در ميانه دهه 60، فقط 99 عنوان نشريه به چاپ مي رسيد. اين ميزان، در سال هاي اخير به حدود 3 هزار عنوان و در حدود يك و نيم ميليارد نسخه رسيده است! روزنامه نگاري سايبر و سايت هاي خبري هم خود حكايت ديگرند. آيا "هوس"هاي تاريخي روزنامه نگاري است كه اكنونِ ما را در اين آشفتگي رسانه اي فروبرده است؟ آنچه را كه مقام معظم رهبري بي بندوباري مطبوعاتي خواندند، چگونه بايد تحليل كرد؟
6- به عنوان يك روزنامه نگار، ترديد ندارم، بسياري از اهالي رسانه از اتفاق ناميمون امروزين ما ناخرسند و نگران هستند. از اينكه ميدان مقدس درگيري هويتي و فكري روزنامه نگاري كه مي توانست، محمل تجلي حقيقت باشد، به تلاشي نامقدس و سخيف براي باج خواهي، جاه طلبي و پوشانيدن حقيقت تبديل شده است. روزنامه هايي كه با ژست عدالت طلبي و حمايت از طبقه كارگر و مستضعف، حمايت هاي سياسي سنديكاهاي كارگري را مصادره مي
7- گويا روزنامه نگاري امروز ايران، رنگ آرمانخواهي اش پريده و به سفره ارتزاق بدل شده است!
شنبه، 7 دی 1387
12:20:24 AM
وحيد يامينپور