ورزش اقتصاد

فرهنگ

تاريخ

درباره ما ارتباط با ما آرشيو جستجو پيوند ها
چهارشنبه، 30 مهر 1393 09:51
تبلیغات











بی‌عدالتی رسانه‌ای دلیل بزرگ نشدن ادبیات است

 افتتاحیه کانون شعر و ادب انجمن اسلامی دانشجویان مستقل همزمان با چهاردهمین نشست سالانه این اتحادیه، با حضور اساتید شعر کشور، علی محمد مودب، میلاد عرفان پور، سید وحید سمنانی، محمد مهدی سیار و برخی از شعرای دانشجو از جمله حجت جهان بخش برگزار شد.

 
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در ابتدای این محفل شعر و ادب که با استقبال بی نظیر دانشجویان همراه بود مجری برنامه ضمن بیان اهمیت پرداختن به حوزه شعر و جایگاه آن در ادبیات انقلاب، هدف از افتتاح این کانون را تاکید مقام معظم رهبری به مقوله شعر و شاعری و نقش دانشجوی ارزشی و انقلابی در این حوزه دانستند.
 
«سيد وحيد سمناني» به عنوان اولین مهمان این محفل ادبی براي اهالي شعر و به ويژه آنها كه در حال و هواي غزل جوان اين روزها نفس مي‌كشند، نامي آشنا است.
 
سمنانی  با بیان تاثیر یکی از دوستانش در زندگی شعری خود غزل اولش را تقدیم به او کرد:
 

پلکی بزن!شکفتن خورشید خانه کو؟ - تقریر کن! ادامه ی مشق شبانه کو؟

باران تویی،بهانه تویی، من درخت لال - تا برگ برگ از تو بگویم بهانه کو؟
حسی غریب حال مرا زیر و رو نکرد - بر گونه ام نم نم خیس ترانه کو؟
من-موج گمشده-که به ساحل نمیرسم - برپا می ایستم که ببینم کرانه کو؟
این چشم ها دلیل ،دو مصراع برای عشق - دیگر نپرس: پس غزل عاشقانه کو؟
دیشب سکوت خانه پر از پرسش تو بود - می گفت و می شنید که: خورشید خانه کو؟
 
در ادامه سید وحید سمنانی با خواندن شعری از کشته شدگان زلزله بم یادی کرد:
 
شور تلخی وزید در شب تار - لرزه لرزه ترانه غم میشد
گوشه گوشه سکوت خاکی شهر -  در خودش داشت زیر و بم میشد
صاحب کوچه در خودش پیچید - عقربه راس سرنوشت رسید
سرنوشت از دلش نوشت - از سنگ پای تقدیر ها قلم میشد
کوه کن، نه، بدون تیشه باد - خانه تعبیر بیستون شده بود
خواب شیرین دچار بختک شد - زیر باری که داشت بم میشد
گریه از چشم نخل های صبور - دانه دانه به خاک میفتاد
کمر نخل ها شبیه به ماه - زیر حجم سیاه خم میشد
آستین ها شگفت بالا رفت - بغض ها تکه تکه گل دادند
کیسه ها پر شدند گاه از خون -  گاه از سکه ها که کم میشد
چند سطری سکوت لازم بود - تا غزل همچنان غزل باشد
مثل آیینه در تهاجم سنگ - با زبان سکوت، فریادم
دلخوشم تکه تکه های تنم - حاصل عمرم از غم میش
کاش آن روز می رسید از راه - کوچه در عطر خنده میپیچید
خاک بر خاک خانه خاموش است - کاش آن روز باورم میشد
 
میلاد عرفان پور شاعر دیگر دعوت شده در این محفل شعر دانشجویی بود، این شاعر جوان که هم اکنون در تربیت شاعران می کوشد، استاد جوان شعر فارسی به حساب می آید.
 
عرفان پور از شاعران نسل جدید ادبیات متعهد کشور ماست. اهل شیراز است. شاعری که با دفتر شعر «از شرم برادرم» به شهرت رسید و پرفروشترین دفترش به نام «پاییز بهاری ست که عاشق شده است» محبوبیتش را افزون کرد.
 
این شاعر دانش آموخته ی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام است که جایزه کتاب سال دفاع مقدس را هم از آن خود کرده است برده. لازم به ذکر است یکی از شعرهای خود را نیز در محضر مقام معظم رهبری خوانده است.
 
این شاعر محترم ضمن عرض ادب به استاد مودب پور و دیگر اساتید حاضر در جمع به شعر خوانی پرداخت.
 
در حافظه ام جشن فراموشی هاست
در حنجره، های و هوی خاموشی هاست - چشمم همه پرده ی خطاپوشی هاست
تا کینه به دل راه نیابد، هر شب - در حافظه ام جشن فراموشی هاست
------
جان رفته ولی زخم جفایت نرود - تاثیر طلسم چشم‌هایت نرود
فرشی زدل شکسته انداخته‌ام - آهسته بیا شیشه به پایت نرود
-----
يك رباعي از كتاب بي خبري ها
مادام كه عمر من به دنيا باشد - هرجا كه تو باشي دلم آنجا باشد
ديگر خبر از خودم ندارم اي دوست - تا باشد از اين بي خبري ها باشد
 
-----
گل فروشی
بی تو همه ی خاطره ها خاک شده ست - از شهر نشان عشق ما پاک شده ست
دیریست که گل فروشی کوچه ی ما - بنگاه معاملات املاک شده ست
 
به دست غیر مبادا امیدواری ما
به دست غیر مبادا امیدواری ما - نیامده‌ست به جز ما کسی به یاری ما
به رنج راه بیامیز تا بیاموزی - به خط آبله اسرار پایداری ما
به دوش نعش جوان برده‌ایم و در تشییع - ندیده است کسی اشک سوگواری ما
به سربلندی سرویم و استواری کوه - به رودهای جهان رفته بی‌قراری ما
نمانده جای شکایت که در پی هر زخم - بلندتر شده طومار بردباری ما
بهار آمده اما برای پیروزی - خوشا که سرخ شود جامه بهاری ما
 
---------------------------
در شهر خیابان به خیابان مردم - آشفته میان راه بندان مردم
از ترس چه این گونه گریزان دنیاست؟ -  دنبال چه این گونه شتابان مردم
 
-------------------------
وصف ماه مهر
پوشیده به تن، قبای رسمی در صف - دنبال کمی هوای رسمی در صف
ده بود و درخت های عاشق در رقص - شهر است و درخت های رسمی در صف
 
---------------
بی رونق و بی عبور شد قبرستان - زنده زنده به گور شد قبرستان
مردم اگر از مرگ نمی ترسیدند - از شهر چه شد که دور شد قبرستان
 
-------------------------------
در این همه رنگ آنچه می خواهی نیست - در این همه راه غیر گمراهی نیست
در شهر خیابان به خیابان گشتم - آنقدر که آگهی ست آگاهی نیست
 
--------
ما را دم مرگ، آبرو باشد کاش - با دوست مجال گفتگو باشد کاش
عمری به هوای دل خود زیسته ایم - جان دادن ما برای او باشد کاش
 
--------
با دشمن خویشیم دمادم در جنگ - او با لب تیغ آمده ما با دل تنگ
ما رود مدامیم بگویید به تیغ - ما شیشه عطریم بگویید به سنگ
 
------
به دست غیر مبادا امیدواری ما - نیامده‌ست به جز ما کسی به یاری ما
به رنج راه بیامیز تا بیاموزی - به خط آبله اسرار پایداری ما
به دوش نعش جوان برده‌ایم و در تشییع - ندیده است کسی اشک سوگواری ما
به سربلندی سرویم و استواری کوه - به رودهای جهان رفته بی‌قراری ما
نمانده جای شکایت که در پی هر زخم - بلندتر شده طومار بردباری ما
بهار آمده اما برای پیروزی - خوشا که سرخ شود جامه بهاری ما
 
شاعر دانشجو حجت جهان بخش، مهمان دیگر این محفل ادبی بود، که اشعاری را تقدیم محضر حضرت بقیه الله (عج) کردند.
.................
علی محمد مودب استاد شعر انقلاب اسلامی مهمان دیگر این محفل ادبی بود. که علاوه بر خواندن اشعار، به بیان سیر کوتاهی از شعر انقلاب و بازخوانی شعر انقلاب از ابتدا تاکنون پرداخت.
 
"علی محمد مودب" امروز خودش را در عرصه ادبیات انقلاب اسلامی تثبیت کرده است. او به حق یکی از علمداران شعر ادبیات انقلاب اسلامی است. چرا که از او کارهای زیبایی شنیده ایم و خوانده ایم.
 
این شاعر انقلاب اسلامی در ابتدا با عرض تسلیت به مناسبت در گذشت معیین رئیسی فعال دانشجویی همگان را به استفاده از فرصت حیایت و اغتنام فرصت دعوت کرد.
 
وی با اشاره به مرگ که از دیدگاه امیرالمومنین از بالاترین موعظه هاست افزود، مرگ دوست بالاترین بالا ترین موعظه هاست که بر روی افراد نزدیک بسیار تاثیر می گذارد. در تعریف ما از زندگی مرگ نقش مهمی دارد. چند چیز در آیین ما توصیه شده است که یکی ار آن ها ذکر و عبادت است. براین اساس ما مامور به ذکر هستیم. یکی از مهم ترین ذکرها مرگ است. مرگ فرصتی برای مغتنم شمردن عمر است. باید سعی شود که از این فرصت اندک برای خدمت رسانی استفاده شود.
 
علی محمد مودب در ادامه به بازخوانی ادبیات فارسی پرداخت ، ادبیات فارسی همیشه زیر سایه مذهب تعریف شده و هویت پیدا کرده است.
 
یکی از حوزه هایی که این مشعل انقلاب را دست به دست تا امروز نگه داشته است حوزه شعر است. به عقیده وی اگر جریان های مختلف متولی حفظ آرمان های انقلاب هستند، یکی از آن ها جریان شعر است. اساتیدی همچون سنایی ،ناصر خسروو...حقایق اصیل ما را پاس داشتند. و پرچم عدالت خواهی و آرمان خواهی را بالا نگه داشته اند.
 
وی با اشاره به تاثیر رسانه ها در تغییر هویت اصیل جامعه ما خاطر نشان کرد، در شرایط فعلی صدها شبکه ماهواره ای در دسترس ما هستند که با هویت و هستی معارف ما در تناقض هستند. این شبکه ها با شکل دادن یک جریان جدی حمله شدیدی به سبک زندگی، رفتارها ، اخلاقیات و آرمان های ما کرده اند.
 
علی محمد مودب ادبیات را یکی از عوامل موثر بر حفظ هویت دانست و بیان کرد:«دلیل تاکید رهبر انقلاب به این مقوله به دلیل جنگ رسانه هاست. انواع رسانه های مختلف بارانی از خیال را بر سر ما می ریزند. و ذهنیت ما را می کوبند. این طوفان هویت ما را بر باد می دهد و ما را دچار فراموشی می کند. باید قهرمانی ها، حماسه ها، عشق ها و حتی درگیری های سیاسی و اجتماعی و چالش ها را بنویسیم و پاس بداریم.»
 
وی نیاز جماعه ما را ادبیات ملتزم به ساحت های جمهوری اسلامی و انقلاب دانست و بیان کرد:«اگر صرفا ادبیات بیان شعار ها و آرمان ها باشد، شکست می خوریم چون جنبه های بزمی و عاشقانه را از دست می دهیم.»
 
این شاعر نویسنده خوب را کسی دانست که دید خوبی داشته باشد و یک بعدی نباشد و روی همه جنبه ها تامل کند و همچنین افزود،جمع های این چنینی بسیار زیاد است د حالی که متاسفانه مصرف فرهنگی در جامعه ما بسیار پایین است به طور مثال ؛ چرا از امام رضا تنها نگاه کردن به گلدسته را انجام می دهیم و تمایلی به خواندن کتاب هایی در این زمینه نداریم.
 
مودب در مورد اهمیت مصرف فرهنگی و تبلیغ افزود:«مقام معظم رهبری تاکید دارند که کتاب های خوب را به ایشان معرفی کنیم تا در سخنرانی هایشان تبلیغ کنند.»
 
مودب بی عدالتی رسانه ای را بزرگ نکردن ادبیات ارزشی دانست و بیان کرد:«چرا نویسندگان و شاعران جوان را نمی شناسیم در حالی که نام همه بازیکنان فوتبال را می دانیم. گاهی پیر مردی هشتاد سال کار فرهنگی می کند ولی اسمش نمی آید اما دعوای مربیان فوتبال و بازیکنان را پیگیری میکنیم.»
 
بی عدالتی رسانه ای باعث می شود که فوتبال در ذهن جوانان ما بزرگ می شود، ولی ادبیات و فرهنگ را بزرگ نمی کنند تا زمانی که ما در حرم امام رضا تنها به زیارت می رویم و خرید می کنیم اما کتاب های مربوط به ایشان را نمی خوانیم زائر خوبی نیستیم. ایشان تاکید کردند، جوانان نقش مهمی در ایجاد زمینه توسعه فرهنگ مصرف ادبیات ارزشی دارند.
 
این شاعر و استاد انقلابی ضمن بیان خاطره ای از وحید جلیلی در رابطه ضرورت پرداختن به قهرمان های ملی بیان کرد؛ پخش کردن ساعت های زیادی از فیلم شیطان پرستی در دانشگاه ها کار فرهنگی به حساب نمی آید باید به سراغ نشان دادن الگوهای ملی برویم.
 
در ادامه کلیپ شعر خوانی در محضر رهبر انقلاب با شعر آقای جعفریان پخش شد. سپس از شاعران اتحادیه انجمن های اسلامی مستقل دانشجویان سراسر کشور، آقای فصیحی دعوت شد و وی با ابراز خرسندی از برگزاری این جلسه غزلی را تقدیم به مرحوم آقای معین رئیسی کرد:
 
شروع می کنم این شرح داغداران را - مرور حادثه را قصه پریشان را
هوا، هوای غروب است و سخت دلگیرم - نشسته ام به تماشا، نزول باران را
نگاه خیره من با مرور قصه شهر - چگونه اشک نریزد تمام تهران را
چگونه سر کند این جا کسی که - در ذهنش غمی به وسعت دریاست
هر خیابان را چگونه سر کند این را - کسی که می داند هوا پس است
پس از این عبور طوفان را - خلاصه اش بکنم کل من علیها فان
شکسته حادثه ای سرو این گلستان را - غزل برای وجودش به عشق کوتاهست
ولی چگونه دهد شرح عشق دانان را - نسیمی از سر گنبد رسید چندی پیش
یقین کنم به کنارش شه خراسان را - برو بهشت، برو کربلا ندیده ما
سلام برسان سید شهیدان را
 
 
استاد محمد حسین نعمتی مهمان بعدی این شب شعر بود. وی در ابتدا با سلام و تسلیت دوست محترم شما. ایشان قطعاً در جلسه حضور دارند.
 
واکنشی که مخاطبان به شعر دارند، برای شاعر بسیار مهم است. ما انجمن اسلامی دانشجویان را از قدیم می شناسیم. این جمعی که هستند اگر به پتانسیل ادبیات گره بخورد، می تواند کارهای بزرگی کند. ما باید در همه کارهای اجتماعی، سیاسی خود ادبیات را جدی بگیریم و زمانی برسد که کتاب های شاعران انقلاب دست به دست بچرخد و تیتراژ آن بالا رود و تبدیل به برنده شود.
 
وی در مورد مؤسسه شهرستان ادب توضیحاتی دادند و از همه برای شرکت و همکاری دعوت کردند.
 
برگی به دستم بود گفتم آفرین شعر است - بعد از تو شاعر نیستم گفتی همین، شعر است
بر سطر سطر شعرهایم ردپای توست - در دفترم هرقدر دارم نقطه چین شعر است
گاهی پر از حرفی ولی چیزی نمی گویی - اما سکوتت هم برایم بهترین شعر است
من با هر حرفی که می گفتم غزل می شد - وقتی زبان رسمی این سرزمین شعر است
آری من از هر پنج انگشتم تو می بارد - دست خودم هم نیست اینها را ببین شعر است
 
 
شعر دوم خود را نیز آغاز کرد:
 
در وصف، سخن گفتن از هجر روا نیست - گر هست تو را طاقت این غصه، مرا نیست
چشمم شده بارانی و گیسوی تو در باد - یک لحظه بمان، بهتر از این آب و هوا نیست
 
 
در ادامه شعری که برای قیصر امین پور در محضر رهبر خواندند:
من هر وقت این شعر را میخوانم، بغضم می گیرد و مدتی حالم خوب نیست.
 
می شد بگویم نه، ولی آخر چیزی عوض می شود مگر، نه  - سیلی رود بر صورتم صد بار، شاید خیالی باشد اما، نه
 
 
سید احمد عبدالهی از دیگر شاعران اتحادیه بود که در این مراسم شعر خواند:
می گفت آیه های زمین را خدا کشید - دریا کشید و کوه کشید و هوا کشید
 
 
 
مجری برنامه از آقای مهدی چراغ زاده که برای برپایی مراسم زحمات فراوانی کشیده بودند را برای خوانش شعر خود بر سکو دعوت کردند، وی نیز شعری را که برای مرحوم معین رئیسی عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل سروده بود خواند:
 
 
آن رهرو مسیر شهیدان، شهید شد - در راه دین و مکتب و قرآن شهید شد
آخر غلام شاه خراسان شهید شد - او در جهاد اکبر ایمان شهید شد
قرآن نوشته است که پاینده شد ب عشق - هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد ب عشق
رفتی ز پیش ما تو، برادر سفر به خیر - رفتی علی اکبر رهبر، سفر بخیر
آرام جان و هستی مادر، سفر بخیر - ای مهربان من، گل پرپر من سفر بخیر
 
 
این شاعر دانشجو؛ دومین شعر خود را در مدح امام حسن (ع) خواند:
 
مطلع شعر من از عشق تو حیران شده است - بیت در بیت دلم بی سر و سامان شده است
عالم پیر دگر باره چه در بر دارد - گوئیا شور جوانیست که در سر دارد
لحظه آمدنش غصه نهان خواهد شد - "عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد"
وخدا خواست که یک برگ دگر رو بکند - جهت قبله نما روی به آن سو بکند
مژده امدنش تا به پیمبر دادند - همه ذرات جهان در تب و تاب افتادند
نور خورشید زدامان قمر می آید - چقدر طفل به مادر به پدر می آید
چهره اش، ناز نگاهش به پیمبر رفته - کرم و عاطفه اش نیز به مادر رفته
این پسر کیست چنین جلوه محشر دارد - از همین کودکی اش هیبت حیدر دارد
ماه مهمانی حق نیز به مهمانی اوست - امشب افطار علی بوسه به پیشانی اوست
و در آن لحظه که این کودک شیرین آمد - شک ندارم که خدا نیز به تحسین آمد
 تا در آئینه ی او حُسن خدا را دیدند - نام او را ز سماوات حَسن نامیدند
برلبان علی و فاطمه لبخندآمد- کوچه امشب به تماشای حسن بند آمد
و خداوند روی سر در افلاک نوشت - هست او سید و آقای جوانان بهشت
دشمنش خوارو ذلیل است مریض است مریض - پسر حیدر و زهراست عزیزاست عزیز
در شجاعت که شده فاتح پیکار جمل - و شهادت شده در کام پسرهاش عسل
مادرش نام مرا سائل این خانه نوشت - روزی شعر مرا نیز کریمانه نوشت
پدرش گفت بیاییم و گدایش باشیم - کاش امشب همه مشمول دعایش باشیم
دلخوش از مستحبی هستم و شد ورد لبم- چون که واجب شده پاسخ بدهی مستحبم
با لب روزه تورا می دهم ای یار سلام - که کریمانه بگویی به من زار سلام
سائل خانه ات از حد و عدد بیرون است - آسمان نیز به درگاه شما مدیون است
نظری کن که در این ماه مسلمان بشویم - کاش بر سفره ی افطار تو مهمان بشویم
 
 
آقای سیار به عنوان شاعر حسن ختام مراسم بر روی سکوی سالن آمفی تئاتر شهید مطهری حاضر شد و شعر خوانی خود را آغاز نمود.
 
در این کشتی درآ، پا در رکاب ما ست دریاها - مترس از موج، بسم الله مجریها و مُرسیها
اگر این ساحران اطوار می ریزند، طوری نیست - عصا در دست، اینک می رسند از کوه موسی ها
بیاید هرکه از فرهاد و شیرین عقل تر باشد - نیاید هیج کس و وجنون و لیلا ها
زمین آسمان     را به حال خویش بگذارید - کسی چشم انتظار ماست آن بالا و بالا ها
همین از سر گذشتن سرگذشت ماست انگاری - همین سر ما همین سرهای سرگردان صحراه ها
شب قدری رقم زد خوان تقدیر عالم را - که همرنگ غروب ماست، صبح فرداها
آری همین امروز و فردا باز می‌گردیم - ما اهل آنجاییم، از اینجا باز می‌گردیم
با پای خود سرور نیاوردیم از این اطراف - با پای خود، یک روز، اما باز می‌گردیم
چون ابرها، صحرا به صحرا باز ما را برد - چون رودها، صحرا به صحرا باز می گردیم 
این زندگی مکثی ست ما بین دو تا سجده - استغفر اللهی بگو ما باز می گردیم
بین جماعت هم نماز ما فردی بود - عمری ست تنهاییم و تنها باز می گردیم
ما عاقبت انا الیه راجعون بر لب -  از کوچه بن بست دنیا باز می گردیم
 
در آخر این شب شعر از مهمانان و دانشجویان شاعر توسط آقای دیانی؛ عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن مستقل دانشجویان سراسر کشور تقدیر شد و هدیه و لوح تقدیری نیز به رسم یابود به این عزیزان اهدا شد.
 
 
 

کد خبر:166412 -

نظرات کاربران

نام:
ايميل:
نظر
کد امنيتی كد امنيتي تغيير تصوير
 
ارسال




شنبه، 9 شهريور 1392

8:15:42 AM