ورزش اقتصاد

تاريخ

درباره ما ارتباط با ما آرشيو جستجو پيوند ها
علی جعفری
جواد شیخ الاسلامی
مهدی خانعلی‌زاده
آرش فهیم
محمدحسن یادگاری
رحیم مخدومی
امیر ابیلی
حسین الهام
مهدی خانعلی زاده
مسعود غزنچائی
سعید مستغاثی
آرش فهیم
مسعود غزنچائی
محمدرضا رضاپور
گفتگو با منیژه آرمین
گفتگو با مسعود ده‌نمکی
گفتگو با جواد شمقدری
گفتگو با احسان عبدی‏پور
گفتگو با عوامل «نبرد خاموش»
گفتگو با عوامل «میراث آلبرتا»
گفتگو با سهیل سلیمی
اما امروز و در آستانه‌ی برگزاری دادگاه رسیدگی به پرونده‌ی قتل «شهید علی خلیلی» همچنان افرادی که برای دفاع از نوامیس اقدام می‌کنند مورد هجوم وحشیانه‌ی متعرضین و قانون‌شکنان قرار می‌گیرند. وقوع چنین حوادثی انتظارات از مسئولان کشور را برای برخوردی هرچه محکم‌تر و قاطع‌تر با قانون‌شکنان بالا می‌برد.
و بعد، نزدیک سال نو شما یک فنجان و نعلبکی شکستید. دو روبل کسر کنید. فنجان قدیمی‌‌‌تر از این حرف‌‌‌ها بود، ارثیه بود، امّا کاری به این موضوع نداریم. قرار است به همه‌ی حساب‌‌‌‌ها رسیدگی کنیم. موارد دیگر: بخاطر بی‌‌‌‌مبالاتی شما «کولیا» از یک درخت بالا رفت و کتش را پاره کرد. ۱۰ تا کسر کنید. همچنین بی‌‌‌‌توجهیتان باعث شد که کلفت خانه با کفش‌‌‌های «وانیا» فرار کند! شما می‌‌بایست چشم‌‌هایتان را خوب باز می‌‌‌‌کردید. برای این کار حقوق خوبی می‌‌‌گیرید!
دغدغه‌ی ساخت این اثر از سال 88 و زمانی که برخی شعار «نه غزه، نه لبنان» را سر دادند، در من ایجاد شد. همیشه برای من سوال بود که چرا شماری از مردم کشورم چنین شعاری می‌دهند. تحلیل‌های متفاوتی را خواندم، اما هیجکدام پاسخی بر سوالی من، نبود. من تصمیم گرفتم جواب سوالم را در کف خیابان و از مردم بگیرم.
سینمای آرژانتین با خصوصی شدن و حذف کامل سرمایه‌گذاری‌ها و متقابلا دخالت‌های دولتی در نهایت ورشکسته شد. اما از سوی دیگر در کره جنوبی می‌بینیم که حمایت‌های دولتی توانسته چه تاثیر چشم گیری را بر تولیدات فیلم سریال این کشور داشته باشد.با همه اینها اصلا موافق نیستم که نگاهی آرمانی و غیر واقعی پیش گرفت، بلکه معتقدم سینمای ملی از آن رو که مردم طبیعتا سلایق متفاوتی دارند، دارای تولیداتی است که هرگز آرمانی و کمال‌طلبانه و غیرواقعی نیستند.
موجود عجيب و غريبي كه با تكبر به من زل زده، بي‌توجه حرفم را قطع مي‌كند و ادامه مي‌دهد: «وحشت نكنيد، چون من نوعي دستگاه اتوماتيك هستم، ماشيني به شكل انسان، يا دقيق‌تر بگويم، جانشيني براي انسان. آقاي توبياس هول واقعاً وجود دارد. او رئيس يك كارخانه توليد‌كنندة همزادهاي مكانيكي است. و من به اصطلاح تصويرش هستم كه در مقام مأمور تبليغاتي او خدمت مي‌كنم.
البته تئاتر «شن» هنوز از نظر متن و کیفیت بازی، دچار ضعف‌هایی است، ولی ورود این گروه جوان و با انگیزه، می‌تواند الگوی خوبی از ورود جوانان ارزشی به صحنه‌ی تئاتر و مقدمه‌ی شکست هیمنه‌ی جریان شبه‌روشنفکری روی صحنه باشد و از همین رو، باید مورد حمایت مدیران حوزه‌ی تئاتر کشور قرار بگیرند. هر چند که مدیران تئاتر کشور این روزها با نورچشمی‌های شبه‌روشنفکر چنان سرگرم شده‌اند که بعید است نوبت به جوان‌ترها برسد.
«حمید داوود آبادی» قبلا زندگینامه و خاطراتش از انقلاب و جنگ را در «از معراج برگشتگان» منتشر کرده بود. اما همان موقع هم خودش گفته بود که این همه خاطراتش نیست. آن بخش منتشر نشده در آن کتاب بعدا شد «دیدم که جانم می‌رود». کتابی که اگر شما هم بخوانید به نویسنده حق خواهید داد که آن را بصورت یک کتاب مجزا بنویسد و منتشر کند.
ساعتي بعد، صداي بسته شدن در آهني و سنگين كوچه را شنيدم. آرام از پله‌ها پايين آمدم. از همسايه‌ها خبري نبود. حتي صدايشان هم شنيده نمي‌شد. با فروتني اختيار تمام كارهاي ساختمان را به من واگذار كرده بودند. درگاه و پله‌ها در هر سه طبقه از تميزي مي‌درخشيد. كفشهاي نو و كهنه را جلو در جفت كرده بود. جارو، سطل و فرچه جاي اولش قرار داشت. آشغالها را هم در كيسه نايلوني كوچكي جمع كرده بود و توي سطل زباله انداخته بود.
«وحید یامین‌پور»- مجری برنامه‌ جنجالی «دیروز امروز فردا» در سال 88- در گفتگو با خبرنگار فرهنگی رجانیوز پیرامون حواشی ملاقات با رهبری توضیح داد: «هنگامی که برای صحبت کوتاه خدمت ایشان رسیدم، از حضرت آقا در خواست کردم که برایم دعا کنند. ایشان فرمودند که من پیوسته همه‌ی شما را دعا می‌کنم. اما من دست رهبری را گرفتم و از ایشان درخواست کردم که یک دعای ویژه برای من بکنند. حضرت آقا هم چشمانشان را بستند و در حق من دعایی کردند.»
در آستانه هفته دفاع مقدس جمعی از فعالان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی شهر مشهد در جلسه ایده پردازی با موضوع «مسجد و دفاع مقدس» به این سوال پاسخ دادند که اهالی مسجد با موضوع دفاع مقدس و شهدا چه کارهایی می توانند انجام دهند.
با این اوصاف ظاهرا به زودی باید منتظر برگزاری سمیناری در خانه سینما با محوریت بررسی سیاه‌نمایی در سینمای اجتماعی ایران باشیم. سمیناری که شاید بتوان آن را از معدود خروجی‌های مفید و منطقی در سال‌های اخیر بدانیم و روی تاثیراتش بر سینمای ایران حساب باز کنیم.
از خودم می‌پرسم چرا مامان و بابا که آن‌ همه مرا دوست داشتند، یکهو نسبت به من بی‌اعتنا شدند. انگار من دیگر دخترکوچولوی آنها نیستم. وقتی مامان را می‌بوسم، حتی لبخند هم نمی‌زند. بابا هم همین‌طور. موقعی که به گردش می‌روند، آنها را همراهی می‌کنم، ولی همچنان به من محل نمی‌گذارند. می‌توانم هر قدر که دلم می‌خواد کنار حوض بازی کنم. برای‌شان فرقی نمی‌کند.
مجموعه شعر «ناخوانده» از میلاد عرفان‌پور، در کنار دو کتاب مرحوم صفایی حایری پرفروش بوده است: کتاب مختصر و مفید «روابط متکامل زن و مرد» که بحث مهمی در رابطه با اهداف ازدواج بیان می‌کند و کتاب «رشد». در این کتاب از مفاهیمی چون رشد و خسر گفت‌و‌گو شده و به ضرورت رشد و عوامل آن توجه داده شده و تنها به دو عامل از عوامل رشد، اشاره شده و از نقش ایمان و مومن سخن رفته است.
گفت: «نه. روح نمي‌بيني. بعضيها نمي‌بينن. براي آدمهاي بيچاره كه پول خونه ندارند، به اندازة كافي زندگي سخته، تا چه خواسته كه رو... وحها بترسونندشون.» گفتم: «اين پليسها هستن كه نمي‌ذارن راحت بخوابم، نه روح و شبح. با وجود اين پليسها و مردم فضول، اين روزها نمي‌شه يه خواب راحت داشت.» بلند گفتم: «پسر! تو مثل اينكه قرار نيست خشك بشي، نه؟»
او در یادداشت کوتاهی در صدر کاغذ خود نوشته بود: «این 5 رباعی به نام نورانی 5 تن آل عبا که سلام همه پاکان به ایشان باد به تبرک دیدار سرشار از مهر و عطوفت رهبر عزیز انقلاب، امین فکر و فرهنگ ایران اسلامی، حضرت آیت‌الله حاج سید علی خامنه‌ای دامت توفیقه بر بدیهه و به ارتجال و با تمام دل سروده آمد. در مسیر عیادت و ملاقات تن و جان شریف این مهربان‌یار این کهن دیار با درود و دعا.
در مقاله اول این فصل گفته می‌شود که مضرات مهدهای کودک‌ ربطی به کیفیت مهد‌ها ندارد. یعنی هرچقدر هم یک مهدکودک با کیفیت باشد باز هم تغییری در مضرات بنیادین و اصلی آن بوجود نمی‌آید. بنابراین خیلی از ما که وقتمان را برای پیدا کردن یک مهدکودک خوب صرف می‌کنیم در واقع داریم خودمان را گول میزنیم و هرچند ممکن است از تیررس مضرات کوتاه مدت فرزندانمان را فراری دهیم اما آنها را به کام بدبختی‌های بلندمدت‌تری می‌فرستیم!
بر آن شدیم تا مطابق سنت سال گذشته که 25 فیلم پرمخاطب سینمای پس از انقلاب اسلامی را به روایت پوستر به مخاطبان هدیه کردیم، امسال نیز به مناسبت 21 شهریور ماه -روز ملی سینما- پوستر این 20 فیلم برگزیده را که تعدادی از آنها برای اولین بار است در فضای مجازی منتشر می‌شود، در اختیار علاقه‌مندان به سینما قرار دهیم
مدیران کتاب در معاونت فرهنگی گفته‌اند، ما یک سیستم بررسی داریم و بررس‌های ما یک به یک موارد را با قوانین تطبیق می‌دهند. بسیار بعید است که مدیران و متولیان کتاب بر اثر فشارهای بیرونی درباره کتابی تصمیم بگیرند. من خودم علم دارم که اداره کتاب، کتاب ایشان (دولت‌آبادی) را مشمول برخی بندهای منع نشر تشخیص داد.
بدیهی است که وزارت ارشاد می‌توانست با تدبیر بهتر و تعیین ضرب‌الاجل و دادن اخطار اولیه، مانع ایجاد شبهه پیرامون اجرای قانون شود. ضمن اینکه اقدام غیر قانونی بعدی معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در فیلترینگ خودسرانه‌ی این پایگاه‌های خبری بدون هماهنگی با کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه و دستور هیئت نظارت بر مطبوعات، باعث خواهد شد ساماندهی فضای مجازی بدین ترتیب دوباره با مشکل و تأخیر مواجه شود.
سوال اینجاست که بعد از دیدن شهرموش‌ها2 کدام یک از شخصیت‌های جدید در ذهن مخاطب خواهند ماند؟ اساسا کدام شخصیت جدید در طول قصه به درستی به مخاطب معرفی می‌شود؟ ویژگی‌های خاص شخصیت‌های تازه خلق شده چیست؟ کدامشان قرار است بار جذابیت قصه را به دوش بکشد؟ کدامشان قرار است در ذهن کودکانی که مخاطب فیلم‌اند بماند و احیانا چند سال بعد آن‌ها را برای دیدن قسمت سوم ترغیب کند؟
حالا که اهالی خانه‌ی سینما اصرار دارند تا «نگران» باشند و خود برای خود سوءتفاهم ایجاد کنند، لازم است برای اطمینان خاطر آنان تاکید شود که «پدیده‌ای» که آنها به زودی با آن مواجه خواهند شد، نه از جنس «کفن‌پوشی» است که دوره‌ی کشاندن مجادلات فرهنگی به سطح خیابان‌ها، سالهاست که سرآمده است. پدیده‌ی این بار، حکایت ایستادگی رسانه‌های انقلاب و مردم بر خط قرمز نظام –یعنی فتنه‌ی 88- با استفاده از اهرم‌های قانونی است.
مازیار بیژنی که این روزها چهل و دو سالش است مثل کاریکاتورهایش شاداب و شوخ و شنگ است. تا حدی که باورش سخت است این مرد همیشه در صحنه، مرز چهل سالگی را رد کرده است. باید او را از نزدیک ببینید و با او گپ بزنید و دمخور باشید تا عمیقا متوجه شوید چرا کاریکاتورهایش انقدر صریح، نیش‌دار، نکته بین، دغدغه‌مند و تو دل برو هستند؛ درست مثل خودش!
در این روزهای گرم تابستان اوضاع کتاب چندان خوب نیست. بازاری که تقریباً بعد از نمایشگاه کتاب به مدت پنج ماه به حالت اغما می‌رود و تا دوباره به هوش بیاید و راه بیفتد چندماهی طول می‌کشد. بازار عجیبی که چندان نمی‌شود فراز و فرودش را تئوریزه کرد. در این روزهای گرم وی‌ترین کتابفروشی‌ها مهمان‌های تازه‌ای هم پیدا کرده است و کمی لاغر‌تر شده است.
روزی جلال خدمت حضرت امام می‌رسد. امام در حالی روی زیر انداز خود نشسته بودند که کتاب غربزدگی جلال را در زیر گوشه‌ای از زیر انداز گذاشته بودند. جلال به‌‌ همان لحن دلنشین و طنز گونه‌اش خطاب به امام عرضه می‌دارد: "گویا کفریات و هجویات ما به بیت شما هم رسوخ کرده؟" امام لبخند می‌زنند و می‌فرمایند: "این حرف را نزن. این‌ها را ما باید می‌گفتیم؛ شما گفته‌ای."
«محمدحسین نیرومند» –کاریکاتوریست برجسته‌ی کشور، کارشناس سینما و صاحب عنوان درجه یک هنر در سال 91- در گفتگو با خبرنگار فرهنگی رجانیوز پیرامون آخرین فعالیت‌های خود در حوزه‌ی هنر و سینما عنوان کرد: «چند ماهی است که درگیر تحقیقات برای نگارش فیلم‌نامه‌ی یک فیلم سینمایی هستم. این فیلم به حوادث سال‌های 57 و 58 برمی‌گردد و در نوع خود کار عظیم و ویژه‌ای محسوب می‌شود. برای کارگردانی این اثر با چندین فیم‌ساز صحبت کردم ولی هنوز چیزی قطعی نشده است.»
آثار «بیژنی» برای مخاطب عام است و رمزگشایی این طرح‌ها برای مخاطبین این مرز و بوم کار چندان دشواری نیست، در عین حال چهره‌ای جدید از طنز گرافیکی در این آثار زمینه‌ای برای معرفی آثارش به عنوان یک هنرمند معاصر با پیش‌زمینه‌ای از فرهنگ غنی ایرانی اسلامی ایجاد می‌کند و ابداعات او به سبکی کاملا شخصی بدل می‌شود که آثار او را از کاریکاتورهای دیگران کاملا متمایز می‌کند.
آمریکا 100 سال بعد از اینکه کنوانسیون جهانی تصویب و مطرح شد، می‌آید و آن را می‌پذیرد. این چه زمانی است؟ زمانی است که به علم رسیده و درصد تولید ناخالصی از علم یک درصد بسیار زیادی است. مطمئن است که اگر این را ببندد دیگر نمی‌تواند به آن قدرت علمی برسد. پس دنیا به دو قطب تقسیم می‌شود، رعیت‌ها و عالمان.
موضع‌گیری‌ها و سخنان برخی مدیران فرهنگی دولت یازدهم به گونه‌ای بوده است که مجموعه‌های اینچنینی که در کارنامه خود جرائم مختلفی در سطح ملی و در نوع امنیتی دارند، بد ندیده‌اند که فعال شوند. خبر تشکیل مجمع عمومی کانون منحله نویسندگان یکی از این نشانه‌هاست.
حالا اما پس از برگزاری اختتامیه و تقسیم جوایز و رسیدن جایزه‌ی مهم بهترین فیلمنامه به فیلمی که حتی طرفداران بنی‌اعتماد هم معتقدند جزو ضعیفترین کارهای اوست و به کارهای دانشجویان تازه‌کار سینما پهلو می‌زند، مهم‌ترین نکته توجه به کارکرد فرمول همیشگی موفقیت یعنی «ارائه تصویر سیاه و فلاکت‌بار از ایران» است.
«خاتمی» در یادداشت خود چنین آورده است: «آلبوم موسیقی «بر من گذشت» اثر تازه‌ای است در موسیقی اصیل ایرانی با صدای گرم و خواستنی هنرمند جوان آقای بابک بابایی که در اجرا،انتخاب شعر و آهنگ، ابتکارات ارزنده‌ای را در آن شاهدیم. این اثر ضمن وفاداری به میراث گران‌سنگ موسیقی اصیل و سنتی ایرانی،به یک معنی،اثری نو و متضمن نوآوری‌های در خور توجه است که می‌تواند برای نسل امروز نیز جذاب باشد.»